خروج سه نفر از اعضای منافقین از فرقه تروریستی رجوی
سه نفر دیگر از اعضای فرقه منافقین از کمپ اشرف و لیبرتی گریخته و خود را تسلیم نیروهای پلیس عراق کردند.
مرصاد به نقل از فارس، به دنبال بروز برخی سر و صداهای شبانه طی چند روز گذشته در پایگاه
تروریستی اشرف، صبح روز سه شنبه 2 تن از اعضای دربند فرقه تروریستی منافقین
به نامهای توفیق سلیمانی و جلال نیک پور خود را تسلیم نیروهای پلیس مستقر
در خروجی اردوگاه یادشده کردند.
در همین ارتباط بعد از ظهر سه شنبه نیز یک نفر دیگر از اعضای سازمان
تروریستی منافقین به نام محمد حمادی از کمپ ترانزیت (لیبرتی) خارج و خود را
به نیروهای عراقی مستقر در بیرون کمپ مذکور معرفی کرد.
با خروج این سه نفر تعداد اعضای جداشده از سازمان منافقین طی 20 روز گذشته به 13 نفر افزایش یافته است.
تا رهایی برادر اسیرم از چنگال رجوی، کوتاه نخواهم آمد
مرصاد به نقل از انجمن نجات : سران تشکیلات مخوف رجوی با اغفال نگهبانان خویش در چهارضلع اسارتگاه اشرف ، خانواده های دردمند را آماج سنگ و کلوخ قرار داده و به طرق مختلف به این عزیزان دردمند اهانت کردند.
سید طاهر محمدزاده از جمله کسانی بود که با تقبل رنج فراوان برای اولین بار با اشتیاق و آرزوی دیدار حضوری با برادر اسیرش سید ولی محمدزاده عازم کمپ اشرف شد و فعالیت چشمگیری داشت تا پیامش را به برادر اسیرش برساند که دروغ های فرقه رجوی را نخورد و خود با یک تصمیم قاطع ازفرقه رجوی کنده شده و نزد نیروهای عراقی محافظ اسرای دربند اشرفی رفته و برای همیشه درکانون گرم و پرمهر خانواده به آرامش برسد.

جالب اینکه ایشان درمراجعه به دفترانجمن نجات گیلان ضمن قدردانی اززحمات اعضای انجمن حول کمک به رهایی اسرای دربند تشکیلات مخوف رجوی با عزم جزم تاکید کردند که تا رهایی برادر اسیرم از چنگال رجوی کوتاه نخواهم آمد.


اعترافات یکی از اعضای متافقین درباره زندان
مرصاد به نقل از جام نیوز؛ این سوالی است که بسیاری از ذهن ها
را به ویژه بعد از انتخابات سال 88 در ایران به خود مشغول کرد و کروبی
اولین کسی بود که آن را کلید زد، اما یک عضو سابق سازمان منافقین که اکنون
در آلمان زندگی می کند به آن پاسخ داده است.
زیبا.ن در سایت شخصی خود به
مساله تجاوز در زندان های جهوری اسلامی پرداخته و می نویسد: «بسیاری از من
سوال کرده اند که آیا به تو در زندان تجاوز جنسی شده است؟.
وی که کینه
شدیدی از جمهوری اسلامی ایران دارد و با مراجعه به سایت شخصی اش این مساله
کاملا هویداست اما در پاسخ کاملا صادقانه می آورد: «من شاید با بیش از هزار
نفر در قسمت های مختلف زندان مستقیم یا غیرمستقیم ارتباط داشتم ولی من
شخصا شاهد حتی یک موردی نبودم که کسی بگوید به او تجاوزی شده است.»
وی
در خصوص پاک دستی و رفتار توام با انسانیت زندان بانان با خود و همفکرانش
می گوید: «در تمام مدت زندان هیچوقت به من دستی زده نشد مگر در موقع بستن
دستها و پاهایم. موقع بردن ما به جائی چوبی به دستمان میدادند که طرف دیگر
آن را خودشان می گرفتند و همیشه بر مبنای اعتقادشان مراقب بودند تماس بدنی
با ما نداشته باشند.»
و با هشدار به کسانی که به این گونه مسایل دامن می
زنند نیز توصیه می کند: «بی جا زیاد کردن پیاز داغ جریانات و از آب گل
آلود ماهی گرفتن نهایتا انرژی منفی اش را به خود ما باز خواهد گرداند.»
وی
با رد برخی ادهاعا در این خصوص که بسیار هم مورد سوء استفاده جریان های ضد
انقلاب و غرب و مطرح کردن مسایل حقوق بشری کاملا هدفمند علیه ایران شد،
افزود: «از این رو در برابر اشخاصی مانند خانم هایده صنعتی از مسئولین
جامعه زنان در هامبورگ با ادعای چندین بار تجاوز جنسی به ایشان در زندان،
شنونده ای ساکت می مانم، چرا که نمی توانم صحت و سقم آن را اثبات نمایم. با
توجه به شناختی که از شخصیت ایشان به دست آورده ام شک بزرگی در این رابطه
دارم.»
آقای امجد به کجا چنین شتابان!!
قال
علی(ع): «وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللهِ مَنْقُوضَةً فَلاَ تَغْضَبُونَ!
وَ أَنْتُمْ لِنَقْضِ ذِمَمِ آبَائِکُمْ تَأْنَفُونَ». علی بن أبیطالب(ع)
فرمود: شما میبینید پیمان های خداوند شکسته میشود و غضبناک نمیشوید، لکن
از نقض قوانین غیرخدایی آباء و گذشتگان خود خمشگین میشوید. (نهج البلاغه /
خطبه 106)
به دنبال حکم مراجع معظم تقلید مبنی بر ارتداد شاهین نجفی،
فیلمی از آقای محمود امجد-یکی از روحانیان حامی فتنه- در سایت های ضد
انقلاب و برخی از شبکه های ماهواره ای پخش شد.
وی با توهین به مراجع
تقلید صادرکننده حکم "ارتداد" برای شاهین نجفی، این حکم را «جاهلانه»، و
فتوای تاریخی حضرت امام خمینی[ره] مبنی بر ارتداد "سلمان رشدی" را نیز
«اشتباه» خواند!!
آقای امجد در سخنان خود ادعاهایی را مطرح می کند که ما در این نوشتار به طور خلاصه در صدد پاسخ به آن هستیم.
فتوا باید جهانی باشد
آقای
امجد! شما گفتهاید "فتوا باید جهانی باشد، مثل فتوای میرزای شیرازی" که
حتی به دربار سلطنتی ناصرالدین شاه نفوذ کرد، تا جایی که زن اوقلیانها را
شکست.
آقای امجد! با این حرف میخواهید در واقع فتوای تاریخی حضرت امام خمینی (ره ) مبنی بر ارتداد سلمان رشدی را زیر سؤال ببرید ولی اگر اندک مطالعه ای در این زمینه داشتید به خود اجازه چنین جسارتی را نمیدادید. آقای امجد بر خلاف ادعای شما عکسالعمل امام در مقابل این توطئه استکباری آن چنان قاطع و کوبنده بود که همه دشمنان اسلام و انقلاب را غافلگیر کرد و فتوای الهی حضرت امام در عمق جان مسلمانان سراسر جهان به ویژه انگلیس به عنوان کشوری که طراح اصلی این توطئه بود نشست.
تأثیر فوری فتوای امام بر مسلمانان انگلیس
آقای
امجد! تأثیر فوری فتوای امام بر مسلمانان انگلیس را میتوان با واکنش دولت
انگلیس و رسانه های گروهی آن سنجید. واکنش انگلستان محدود به حفظ منافع
تجاری و ملیاش نبود، بلکه دولت، تمامی اهل نظر، مجلس، رسانهها و محافل
ادبی انگلستان به اتفاق آراء به کل اسلام و همه مسلمانان حملهور شدند.
انگلستان علیه آنچه که «بنیادگرایی اسلامی» خواند، اعلام جنگ داد. این نبرد
جنگ با ایران نبود، دولت انگلستان تمامی جهان غرب، از جمله بازار مشترک
اروپا را علیه اسلام بسیج نمود. مسلمانان انگلستان، که نه «بنیادگرا» هستند
و نه از لحاظ سیاسی کاملاً آگاه یا فعال، تنها کافی بود که به صفحه
تلویزیون خود نگاه کنند تا درک کنند که چه مبارزه موذیانه،و نفرت انگیزی
علیه آنها و علیه اسلام آغاز شده است، ولی امام خمینی بی درنگ مبدل به یک
قهرمان شد. ائمه مساجد هزارگانه انگلستان که توانسته بودند طی ده سال گذشته
پیروان خود را عملاً جدای از پیام انقلابی ایران نگه دارند، ناگهان فعال
شدند و مجامعی را برای دفاع از حیثیت رسول اکرم (ص) ایجاد نمودند. همین
مجامع بودند که در عرض شش هفته تظاهرات و راهپیمائی های گسترده ای را در
تمامی شهرها و شهرکهای عمدهٔ انگلستان سازماندهی کردند.
آقای امجد! "
کلیم صدیقی*" یکی از آن میلیونها مسلمان انگلیسی بود که در مهد این توطئه
در پاسخ به فتوای امام امت دست به مبارزه گسترده علیه مؤلف "آیات شیطانی"
زد تا جایی که سلمان رشدی مرتد در زمان حیات او گفته بود: «اگر کلیم صدیقی
نبود، امروز میتوانستم آزادانه در خیابانهای لندن قدم بزنم».
آقای
امجد! همین "کلیم صدیقی" مسلمان انگلیس نشین، در توصیف فتوای تاریخی حضرت
امام مبنی بر ارتداد سلمان رشدی گفته است: کلمات امام خمینی، جهان را به
صورتی لرزاند که در هیچ زمانی در تاریخ، توسط اعلامیه هیچ رهبر دیگری
اینگونه نلرزیده بود. هیچ بیانیه جنگ یا صلحی در بین کشورهای کوچک یا بزرگ
جهان تأثیر این فتوای امام را در هیچ کجای جهان نداشته ـ که همچنان ادامه
دارد ـ و بی تردید برای مدت زمان قابل توجهی در آینده ادامه خواهد داشت.
عده ای از علما در مخالفت با میرزای شیرازی قلیان بر سر منبر بردند
آقای
امجد! سخنان شما در مخالفت با فتوای مراجع تقلید و به ویژه مخالفت با
فتوای تاریخی حضرت امام خمینی ما را به یاد مبارزه عده ای از اهل علم با
فتوای میرازی شیرازی که به گفته شما فتوای جهانی داده بود، انداخت. آنجا که
این عده در مخالفت با فتوای این عالم بزرگ "قلیانها" را بر سر منبر برده و
شروع به کشیدن کردند. نظر شما را به این قسمت از سخنان حضرت امام خمینی در
جلد 18 صحیفه نور جلب میکنیم: «... مرحوم میرزا که دخانیات را تحریم
فرمود، شیاطین افتادند و در بین مردم و به آنجا رساندند که بعضی از اهل علم
بعضی از شهرها بالای منبر ـ به طوری که نقل میکنند ـ قلیان کشید بر ضد
حکم مرحوم میرزا، لکن میرزا چون قدرتش قدرت فوقالعاده بود، و از این طرف
هم طرفداران او مثل میرزای آشتیانی،قوی بود و قدرتمند، نتوانستند آنجا کاری
بکنند.....»
"شجاعت" یکی از ویژگیهای بارز حضرت امام خمینی(ره)
آقای
امجد! شما در بخشی از سخنان خود گفته اید" اگر امام عواقب کار خود را
میدانست چنین فتوایی را نمیداد، و بعد هم امام را متهم به عدم برخورداری
از" شجاعت" کرده! و گفته اید اگر امام به اشتباه خود پی میبرد آیا آنرا
باز گو میکرد، این کار شجاعت میخواهد.
آقای امجد! شما را چه شده است؟
آیا فکر نمیکنید این سخنان شما ظلم و جفا به امام امت است، و باید توبه
نموده و از خدا در خواست بخشش نمایید.
امام خمینی(ره) در مقاطع حساس و سرنوشت سازی که ـ به خصوص در دوران اوجگیری و شتاب انقلاب ـ بر سر راه انقلاب قرار میگرفت و با استواری و قاطعیت آنچه را که تشخیص داده بود، بیپروا و شجاعانه دنبال میکرد و از آنجا که متکی بر پشتوانه قوی ایمان و انگیزه الهی بود، هرگز دچار سستی و تردید نمیشد. در شرایطی که برخی گروهها و جریانهای سیاسی، با تغییر روشهای رژیم شاه یا عقبنشینیهای تاکتیکی و یا تهدیدهای خارجی، به پیدا کردن راههای میانی و مذاکره و مصالحه با عوامل رژیم رضایت میدادند، نهیب و هشدار قاطعانه امام بود که مردم را به حرکت در میآورد و راه را باز میکرد. نمونههای بارزی از این استحکام و قاطعیت وجود دارد که تحلیل و بررسی موشکافانه هر کدام ـ با توجه به همه شرایط و واقعیات آن دوران ـ انسان را به شگفتی وامیدارد. تصمیم تاریخی امام برای بازگشت به کشور، اعلام لغو حکومت نظامی در 21 بهمن 57 ـ که در تحقّق پیروزی انقلاب نقش اساسی داشت نمونه ای از آن است. امام خمینی (ره) زمانی که با پا فشاری آمریکا و صهیونیسم جهانی، رژیم اشغالگر قدس به عنوان کشوری در سازمان ملل به رسمیت شناخته شد فرمودند" اسرائیل باید از روی زمین محو شود" و یک تنه در مقابل جبهه استکبار و غرب ایستادند اینها سه نمونه از دهها نمونهای است که ناشی از شجاعت، استواری و قاطعیت امام بود و در پیشبرد انقلاب و عبور آن از گردنهها و پرتگاههای فراوان نیز تأثیر بارزی داشت.
آیا حکم ارتداد وهن دین و اسلام است؟
آقای
امجد! گفتهاید صدور این گونه فتاوا باعث وهن اسلام است. سؤال این است که
ملاک در وهن چیست؟ در این مورد چهار احتمال وجود دارد که هر کدام باید
جداگانه بررسی شود:
الف: بگوییم عملی مصداق وهن است که عقلاء عالم در
جمیع ازمنه و امکنه آن را نپذیرند و مورد خوشآیند آنان نباشد، در این فرض
میگوییم اولاً: عقلاء در هیچ زمان و مکانی اهانت یک شخص به مقدسات یک
میلیارد و اندی انسان را نمیپذیرند و او را مستحق مجازات میدانند و هر
مقدار مورد اهانت یا انکار مقدستر باشد، استحقاق او را شدیدتر و اگر اهانت
او موجب انحراف و یا موجب سوء استفاده دشمن شود و بخواهد اصل دین را در
مجموع تخریب یا تضعیف کند برخورد جدیتری را با او لازم میبینند.
ثانیاً:
بر فرض که عقلا هم مرتد یا سابّ النبی را مستحق مجازات ندانند، میگوییم
شارع آنها را در این مورد تخطئه نموده و شارع را کسی که داخل در اسلام شده
و بخواهد مرتد گردد، مستحق مجازات شدید میداند و اما کافر اصلی که بر کفر
خود باقی بماند را مستحق مجازات دنیوی نمیداند.
این قاعده کلی که شارع
میتواند در برخی موارد عقلاء را تخطئه کند، امری است که هر آشنای به فقه و
اصول آن را میداند و هیچ مخالفی ندارد.
ب: ملاک وهن عملی باشد که مطابق طبع انسان نبوده و نفس انسان از آن نفرت داشته باشد، در این فرض میگوییم طبع هیچ انسانی از مجازات مرتد و سبکننده پاکترین و شریفترین انسان و کسی که به مقدسات میلیون ها نفر اهانت می کند، تنفر ندارد و این واضح است.
ج: معیار وهن عمل یا قولی است که مطابق میل افراد غیر متدیّن نباشد. نتیجه این فرض آن است که بسیاری از احکام اسلام در عبادات و جزائیات و معاملات و سیاسات و حتی برخی از اخلاقیات را موهون بدانیم، حتی باید امر به معروف و نهی از منکر را دخالت در امور دیگران بدانیم و باعث وهن تلقی کنیم، باید جهاد و شهادت در راه خدا را موجب وهن بدانیم و در نتیجه همه دستورات دین مبین اسلام را کنار بگذاریم.
د: ملاک وهن عملی است که فاقد هر گونه توجیه عقلی، یا نقلی باشد. این فرض به نظر میرسد معنای صحیح وهن باشد، ما در این بحث روشن کردیم که حکم قتل مرتد و ساب النبی دارای توجیه روشن عقلی است و ادله نقلی فراوانی هم بر آن دلالت دارد که نقل آن از حوصله این مقاله خارج است. از نظر عقلی، انکار خالق و مالک که همه وجود انسان از او است، موضوع استحقاق عقاب دنیوی است و عقل درک میکند که خداوند متعال میتواند برای انسانی که مخلوق او است این حکم را جعل کند و بر فرض جعل هیچ قبحی در آن نمیبیند. به عبارت دیگر اصلیترین سؤال در این بحث همین است که آیا از دیدگاه عقل، خداوند متعال میتواند چنین حکمی کند؟ برخی از منکرین حکم ارتداد تمایل به چنین مطلبی دارند در حالی که همه ملاکات در احکام عقلی، به حسن عدل و قبح ظلم برمیگردد، در جعل حکم وجوب قتل مرتد و یا ساب النبی عقل هیچ قبحی و هیچ گونه ظلمی را تصویر و درک نمیکند و این را میپذیرد که خداوند متعال به عنوان مالک حقیقی بشر چنانچه چنین حکمی کرد هیچ گونه ظلمی از ناحیه او نشده است و حکمی است صحیح و عقل در مقام ثبوت و امکان درک میکند و نسبت به مقام اثبات هم اصل استحقاق مجازات را میپذیرد و بر حسب ادله نقلی، نوع حکم را هم شارع بیان فرموده است.
موضوع ارتداد دیگر امروز مطرح نیست!!
آقای امجد! شما در بخشی از سخنان خود مدعی شدید: موضوع ارتداد دیگر امروز مطرح نیست؟
هیچ
انسان مؤمن و مسلمانی از انحراف انسان دیگر و سوء عاقبت او خوشحال
نمیشود، هیچ مسلمانی از کشته شدن یک انسان فی نفسه خوشحال نمیشود، بلکه
آنچه که موجب خوشحالی است اجرای حکم الهی و اطاعت دستور خداوند است، نکته
مهمی که در عبارات گهربار ائمه معصومین(ع) خصوصاً امام حسین(ع) به عنوان
یکی از اهداف و غایات دین مطرح گردیده است.
«اقامه حدود الهی» یکی از اموری است که بر آن تأکید شده و برکات مادی و معنوی فراوانی به دنبال دارد.
قطب
راوندی در لب اللباب از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند که آن حضرت فرمود: «حد
یقام فی الأرض أزکی من عبادة ستین سنة» چنانچه یک حد از حدود الهی در روی
زمین جاری شود بهتر و خالصتر از عبادت شصت سال است.
آقای امجد!
«وجوب قتل مرتد» از احکامی است که هیچ یک از فقها از متقدّمین و متأخرین در
آن تردیدی نداشته و نیز بین شیعه و سنی مورد اتفاق است. این حکم به عنوان
یک حکم ضروری دین تلقی میشود و اهل اجتهاد میدانند که در ضروریات، اجتهاد
راه ندارد.
آقای امجد! آنچه ارزش و حقیقت دارد «قانون خداوند» است و
در برابر او هیچ قانون و اعلامیهای ارزش ندارد، غیر از خدا هیچ گروه و
شخصی صلاحیّت جعل قانون ندارد و فقط خداست که میتواند برای بشر قانون جعل
کند، همه مسلمانان عالم بدانند وجوب قتل مرتد یک قانون مسلّم الهی است که
هم در زمان پیامبر(ص) و هم در زمان امیرالمؤمنین(ع) و هم در زمانهای بعد
اجرا شده است.
آقای امجد نکند شما هم مثل بعضی از دوستان اصلاح طلبتان به برخی از آیات قرآن ایمان دارید و به برخی دیگر از آیات آن را منکر شدهاید و آیه شریفه: « یؤمن به بعض و یکفر به بعض » شامل حال شما هم میشود. یا اصلا دوست دارید قرآن و روایات اهل بیت را بوسیده و کناری گذاشته و به جای آن در بالای منبرها مانند صوفیان شعر خوانده شود./105
----------------------------------------------------------
*کلیم صدیقی، اندیشمند و نویسنده اسلامی معاصر در انگلیس. وی موسس پارلمان مسلمانان در بریتانیا و نیز بنیانگذار شورای مسلمانان بریتانیا بوده است.وی تاثیر عمیقی از انقلاب اسلامی و اندیشه امام خمینی گرفته بود.
فریبا داودی مهاجر دایه مهربان تر از مادر همجنس باز ها + سند
مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران ؛ پروژه قبح زدایی از فرهنگ غربی همجنس بازی كه چندی است به دغدغه اصلی ضد
انقلاب تبدیل شده جدیدا رنگ و بوی عملی به خود گرفته است.در کنار عملیات
رسانه ای كه با اظهارات مجریان شبکه های تلویزیونی ضد انقلاب از جمله بی بی
سی فارسی و صدای امریکا در حمایت از همجنس بازی و تبلیغ فیلم ها و سریال
های نامبرده همراه است اكنون عناصر ضد انقلاب نیز وارد بازی حمایت از همجنس
بازی شده اند.
در جدیدترین نوع حمایت كه این بار در شبكه های اجتماعی
صورت می پذیرد فریبا داودی مهاجر مشاور مرکز استراتژیک دولت اصلاحات که
اکنون عامل اجرا کننده سیاست های بخشی از سنای امریکاست با انتشار مطالبی
به حمایت از همجنس گرایان پرداخته است.
حوادث سال 88 با ورود ضد انقلاب به فتنه ای بزرگ تبدیل شد
مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران در پی ارسال پیامک هایی به نقل از دكتر محسن رضایی، روابط عمومی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، تکذیبیه ای به شرح زیر صادر کرد:
در روزهای اخیر برای جمع کثیری از هموطنان پیامک هایی به نقل از دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال شده که موجب نگرانی بخشی از نیروهای انقلاب گردیده که بدین وسیله تکذیب می گردد.
در این پیامک ها آمده: " فتنه سال 88 اعتراض بوده است".
در حالیکه دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته است: "اعتراضات مردم پس از انتخابات سال 88 بدلیل عدم مدیریت سران فتنه و ورود ضد انقلاب و عوامل نفوذی به آن به یک فتنه بزرگ تبدیل شد."
لازم به ذکر است برخی از عوامل این حرکت مشکوک و مخرب در انتشار پیامک های غیر واقعی، از سوی مراجع ذیربط شناسایی و احضار شده اند.
روشن است در شرایط حساس کنونی، پرهیز و جلوگیری از فعالیتهای تخریبی ضرورتی انکار ناپذیر است.
بار دیگر به اطلاع می رساند هر نوع موضع گیری و انعكاس اظهار نظر دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام زمانی معتبر است كه به تایید روابط عمومی این نهاد رسیده یا در سایت شخصی ایشان www.rezaee.ir منعكس شده باشد.
اصفهانی در سوگ امام هادی(ع) میخواند
محمد اصفهانی در سوگواره «سلسله موی دوست» که به مناسبت سالروز شهادت دهمین امام شیعیان، امام هادی(ع) در تالار وزارت کشور برگزار میشود، قطعاتی را اجرا میکند.
پول با مقامات آمریکایی چه کرده است؟!*سند

مرصاد به نقل از جام نیوز، روزنامه گاردین(Guardian)، روز چهارشنبه 3
خرداد(May 23) نوشت: «گروه تروریستی مجاهدین خلق(منافقین) با برخی از اعضای
کنگره آمریکا ارتباط برقرار کرده اند چرا که این روش، یکی از موثرترین روش
ها برای مشروعیت یافتن آنهاست. برخی از روسای سابق سیا و FBI و برخی از
مقامات نظامی آمریکا با هم متحد شده اند تا در کنار اعضای کنگره آمریکا، به
حمایت از سازمان مجاهدین(منافقین) بپردازند. اما سوال اینجاست که حمایت از
این سازمان، حمایت از تروریست ها نیست؟»
این روزنامه انگلیسی ادامه
داد: «در حالی این کمپین علنی برای حمایت از این سازمان برپا شده است که
پول های فراوانی برای افرادی که در حمایت از مجاهدین(منافقین) سخنرانی
کنند، در نظر گرفته شده است. این حمایت گسترده حتی تعجب دیگر مقامات
آمریکایی را برانگیخته است چرا که مجاهدین(منافقین) در ابتدای انقلاب
ایران، حامی جمهوری اسلامی بوده و متهم به کشتن چندین آمریکایی است. برخی
این اقدام مقامات آمریکایی را برخورد دوگانه آنها با مقوله تروریست خوانده
اند.»
نگاهی به بیوتروریسم دارویی آمریکا
خبرگزاری
فارس: بیوتروریسم چیست؟ چه تصویری از آن در ذهن داریم؟ آیا این واژه معادل
بیماری های خطرناک یا ویروس های سمی است؟ دول به اصطلاح متمدن در این میان
چه نقشی دارند؟ تعاریف جدید بیوتروریسم شامل چه اموری می شود؟
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از مشرق، با شنیدن واژه بیوتروریسم آنچه که در ابتدا به ذهن می رسد مجموعه ای از اتفاقات مربوط به بیماری های خطرناک و یا اسامی باکتری ها، ویروس ها، سموم و عوامل شیمیایی است که توسط نیروهای نظامی یا گروه های خرابکار معارض در بین مردم و یا واحدهای نظامی در حال جنگ پراکنده می شوند.
در واقع آنچه که تا کنون در مورد بیوتروریسم از سوی رسانه های عمومی القا شده است منشا شکل گیری این تصویر محدود از آن در اذهان مردم است.
بیوتروریسم، پدیده ای فراتر از باکتری ها و ویروس ها
از زمان های دور به دلیل مزیت های موجود در استفاده از روش های بیولوژیک برای مقابله با دشمنان چه در حد یک شخص و چه در حد واحدهای نظامی و مردم شهرها، این روش ها مورد توجه قدرت های متخاصم بوده است. این روش ها در حالی که بدون سر و صدا و در خاموشی کامل اعمال می شوند قدرت تخریب کنندگی بسیار وسیع تری نسبت به تسلیحات مورد استفاده در جنگ ها و درگیری های کلاسیک دارند. اما امروز دیگر این نگاه به بیوتروریسم نمی تواند به عنوان بنیان نظری کاملی برای برنامه ریزان یک کشور محسوب شود.
تعاریف سنتی ارائه شده از واژه بیوتروریسم نیز به نوعی همراهی کننده همین نگاه محدود به این پدیده بوده و سعی در نگه داشتن حدود آن صرفا در اعمال مربوط به سوء استفاده از عوامل میکروبی و ویروسی یا فراورده های آنها به منظور ارعاب یا هلاکت انسان ها و نابودی دام ها یا گیاهان دارند. طبق یک تعریف سنتی بیوتروریسم عبارت است از ایجاد ترس و وحشت، با بهره گیری از عوامل بیولوژیک مختلف و جنگ افزار بیولوژیک نیز عبارت است از وسیله ای که به منظور انتشار عمدی ارگانیسم های مولد بیماری یا فراورده های آنها توسط غذا، آب، حشرات ناقل یا به صورت افشانه، به کار برده می شود.
بیوتروریسم تعاریف سنتی را پشت سر گذاشته است
به طور کلی آنچه که از رسانه های بین المللی در مورد بیوتروریسم تبلیغ می شود این است که بیوتروریسم عملی مجرمانه است که در آن از تسلیحات بیولوژیکی و شیمیایی علیه شهروندان و غیرنظامیان استفاده می شود و عاملان این جرایم بیولوژیکی عمدتا از میکروارگانیسم هایی همچون باکتری ها، ویروس ها و قارچ ها یا از سموم ناشی از این میکروارگانیسم ها در تسلیحات، بمب و یا اعمال خود بهره می برند.
اما با روشن شدن ابعاد جدید بیوتروریسم، این پدیده اخیرا در سطح وسیعی در محافل پزشکی، بهداشتی، سیاست گذاری های بلند مدت دفاعی، کشاورزی و سطوح امنیت ملی کشورها مطرح گردیده است.
رویکرد اخیر معتقد است که اگرچه بیش از بیست جنگ افزار بیولوژیک شناسائی و طبقه بندی شده است؛ اما نگاه به پدیده بیوتروریسم نباید صرفا در محدوده به کارگیری این بیست عامل بیولوژیک بر علیه شهروندان کشورهای مختلف محدود بماند و زمان آن رسیده است که اعمال و رفتارهای سازماندهی شده برخی قدرت های اقتصادی و صنعتی را نیز در فهرست اعمال بیوتروریستی در نظر گرفت.
نگاه جدید به بیوتروریسم در برنامه ریزی های غرب
لزوم داشتن نگاه جدید و وسیع به این پدیده حتی در برنامه های عاملان اصلی بیوتروریسم و تولید کنندگان اصلی عوامل خطرناک بیولوژیکی نیز دیده می شود. برای مثال سی ان ان گزارش داده است که چون بنا به پیش بینی کارشناسان آمریکایی در سال 2013 حملات بیوتروریستی افزایش خواهد یافت؛ هیاتی در کنگره امریکا در سال 2008 به بررسی بیوتروریسم و تبعات آن پرداخته است و به این نتیجه رسیده که تا 5 سال دیگر گرایش به بیوتروریسم در جنبه های مختلف آن حتی بیشتر از تسلیحات هسته ای خواهد بود و ممکن است حمله ای از این نوع به این آمریکا ده ها برابر 11 سپتامبر تلفات در بر داشته باشد. در نتیجه برنامه ریزان آمریکایی باید برای مقابله با این نوع حملات آمادگی لازم را داشته باشند.
نگاه جدید به پدیده بیوتروریسم از محدوده عملیات های تروریستی و نظامی خارج شده و هرگونه عمل برنامه ریزی شده ای را که به طور مستقیم یا غیر مستقیم سلامتی فردی و بهداشت عمومی شهروندان یک جامعه را در دراز مدت یا کوتاه مدت از طریق تهدید امنیت جسمی، غذایی و زیست محیطی آن جامعه به خطر بیاندازد؛ نوعی بیوتروریسم می داند. با این نگاه، شهروندان کشورهای در حال توسعه همیشه در خطر اعمال بیوتروریستی کشورهای صنعتی و قدرت های نظامی بزرگ می باشند که گاهی در نتیجه عدم آگاهی شهروندان و برنامه ریزان و یا ضعف قوانین این کشورها روی می دهد.
در این نوع نگاه به بیوتروریسم، دیگر صرفا باکتری ها و ویروس ها نیستند که عامل حمله بیوتروریستی و تهدید تلقی می شوند. بلکه از لوازم آرایشی آلوده و ارزان قیمت گرفته تا داروهای ناشناخته ای که با بهای کم و تبلیغات وسیع ماهواره ای در اختیار مردم کشورهای جهان سوم قرار می گیرند؛ غذاهای حاصل از مهندسی ژنتیک که تایید نشده و اثر آنها بر روی انسان بر روی مردم جهان سوم آزمون می شود، داروهای جدید کمپانی های بزرگ داروسازی که به صورت هدیه به کشورهای جهان سوم فرستاده می شود، زباله های خطرناک که با نام اقلام مصرفی دست دوم به کشورهای فقیر صادر می شوند، مکمل های غذایی حاوی مواد خطرناک جهت نابودسازی تدریجی سلامتی افراد، آلوده سازی بخش کشاورزی و دامی یک کشور (محصولات غذایی همواره در معرض سوء قصد عوامل تروریستی جهت نیل به اهداف شوم هستند: آگروتروریسم) و و و... همگی در حیطه اعمال یک شبکه به هم پیوسته بزرگ بیوتروریستی دیده می شود.
برنامه های محتمل بیوتروریستی خاموش علیه ملت ایران
خوشبختانه دیده می شود که در کشور ما در نتیجه فعالیت ها و اطلاع رسانی های پیوسته در سال های اخیر نگاه جامع به بیوتروریسم در حال توسعه بوده و برنامه ریزان کشور کمابیش از دریچه چنین نگاهی به پدیده بیوتروریسم می پردازند. همانطور که اشاره شد دارو و غذا دو هدف استراتژیک مهم برای اعمال بیوتروریستی با مقیاس وسیع هستند که گاهی در برنامه های حملات بیوتروریستی علیه مردم یک کشور قرار می گیرند.
برای مثال در بهمن ماه سال 1390 معاون دارویی سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت ایران در مورد مکملهای بدنسازی غیر مجاز که اغلب در باشگاه های ورزشی عرضه میشوند، هشدار داد و اعلام کرد که این مکمل ها به علت داشتن هورمون های غیر مجاز مصرف کنندگان را عقیم می کنند. معاون دارویی سازمان غذا و دارو اضافه می کند فراوانی این مکمل ها حاکی از آن است که توطئهای در قالب بیوتروریسم برای از بین بردن نسل ایرانی در حال اجراست و میخواهند نسل ایرانی را منقرض کنند و این بخشی از بیوتروریسم علیه ایرانیان است که بسیار فراتر و خطرناک تر از سودهای اقتصادی فروش این مکمل ها می باشد.
و یا در مهرماه سال 1389 معاون تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی وزارت جهاد کشاورزی در مورد تب برفکی شایع در میان دام های بخشی از کشور در آن زمان اظهار می کند: گفته شده است تب برفکی دام به دلیل ورود دام قاچاق بوده است، اما احتمال بیوتروریسم از جانب کشورهای اروپایی یا همسایه منتفی نیست، هرچند با تلاش پژوهشگران کشور در سریع ترین زمان ممکن با آن مقابله شد. وی همچنین مقابله با آگروتروریسم را در تامین امنیت غذایی کشور موثر خواند و گفت: در این زمینه زیرساخت های لازم انجام شده و کار اصلی ایستگاهای تحقیقاتی، مبارزه با آگروتروریسم در کشور است.
بیوتروریسم دارویی آمریکا علیه مردم فقیر جهان
با توجه به مقدمات مذکور در این گزارش به طور اختصاصی به بررسی بیوتروریسم دارویی آمریکا علیه مردم فقیر جهان می پردازیم. مردمی که کمپانی های داروسازی آمریکا از ایشان به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده می کنند تا داروهایی که قرار است برای استفاده آمریکایی ها از سازمان غذا و داروی این کشور مجوز بگیرند را آزمایش کنند.
بودجه های اختصاص داده شده به بخش های اجرایی بر اساس قوانین مصوب در آمریکا در راستای تسریع در توسعه داروهای جدید برای کودکان، در نهایت برای تست این داروها در کشورهای فقیر خرج می شود. کشورهایی که در آنها خدمات بهداشتی بسیار پایین بوده و اعمال کمپانی های داروسازی آمریکایی نوعی تدابیر انسان دوستانه تلقی می شود! در حالی که یک بیوتروریسم خاموش و وسیع در میان مردم فقیر و کودکان بی گناه این کشورها در حال روی دادن است.
دکتر سارا پاسکالی (Dr. Sara K. Pasquali) متخصص اطفال در مرکز بهداشتی دانشگاه دوک آمریکا طی مقاله ای به این موضوع پرداخته و ارائه گزارشی در مورد عملکرد غیر انسانی شرکت های آمریکایی در کشورهای فقیر اذعان می کند: <موضوعی که ما آن را شرح داده ایم برخی مشکلات اخلاقی و علمی را آشکار کرده است. گاهی در کشورهای فقیر داروهای آزمایشی تنها خدمات پزشکی موجود است که خانواده ها به آن دسترسی پیدا می کنند و البته کودکان جمعیت آسیب پذیری هستند.
دکتر مارسیا آنگل (Dr. Marcia Angell) از استادان پزشکی اجتماعی در دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد معتقد است: <هم اکنون ما افراد آسیب پذیر کشورهای ضعیف را به آزمایشگاه های داروسازی خود تبدیل کرده ایم. این کار به کلی در رابطه با پول و سرمایه است. نباید در کشورهای فقیر آزمایش داروهای جدید انجام بگیرد؛ نه بر روی اطفال و نه بر روی افراد بالغ. مگر این که آزمایش در مورد داروی بیماری خاصی باشد که فقط و فقط در آن کشور و مردم اتفاق می افتد.
علی رغم مشکلات به وجود آمده در آفریقا و کشورهای دیگر از سوی کارخانه های تولید کننده مواد دارویی آمریکایی، این کارخانه ها همچنان به آزمایش داروهای جدید در کشورهای فقیر ادامه می دهند و در حال گسترش این آزمایش ها نیز هستند. کمپانی های داروسازی هند را یک هدف خوب پر جمعیت برای خود می دانند که با وجود آن می توانند به خوبی از قوانین سخت گیرانه آمریکا در مورد تست داروها نجات پیدا کرده و مردمی فقیر و بی اطلاع را برای رسیدن به اهداف اقتصادی خود استثمار کنند.
این کمپانی ها با هزینه های بسیار پایینی حتی می توانند از بین جمعیت فقیر هند داوطلبانی را نیز برای آزمودن داروهای جدید خود به دست بیاورند. یک کارگر معمولی در هند روزانه حدود 50 سنت درآمد دارد و یک کمپانی داروسازی آمریکایی برای تست داروهایش به هر نفر 100 تا 400 دلار پیشنهاد می کند. این داروها به ظاهر در رابطه با کنترل زاد و ولد، دیابت، میگرن و یا فشار خون بالا و یا بیماری های عفونی می باشند. آمارهای دولت هند میزان مرگ و میر در اثر تست داروها را سالانه فقط حدود 1500 اعلام کرده است!
کمپانی های داروسازی آمریکا در طی دهه های گذشته بخشی از فعالیت های تحقیقاتی خود را به خارج از مرزهای آمریکا انتقال داده اند و طی این فعالت ها داروهای جدید خود را بر روی مردم فقیر کشورهای مختلف از جمله روسیه، چین، برزیل و رومانی آزمایش می کنند. این کار در برخی کشورها با اطلاع دولت ها انجام می شود و گردش مالی مربوط به این جنایت بی سر و صدا سالانه تا 30 میلیارد دلار تخمین زده می شود.
در این میان هندوستان گوی سبقت را از بقیه کشورها ربوده و با توجه به وجود فراوان افرادی که قادر به تکلم به زبان انگلیسی هستند؛ کمپانی های داروسازی آمریکا فقرای این کشور را بیشتر ترجیح می دهند. موضوع استفاده از مردم هند به جای موش آزمایشگاهی توسط کمپانی های آمریکایی در سال 2011 بحث هایی را در سطح بین المللی موجب شد تا جایی که بخش انگلیسی شبکه تلوزیونی الجزیره با ارسال گزارشگر ویژه خود به هندوستان برنامه ای در این مورد تهیه کرد.
گزارشگر الجزیره، زینا عواد معتقد است بر اساس آمار سازمان ملل 40 درصد از مردم هند بی سواد هستند و شرکت های تست کننده داروها از بی سوادی این مردم سوئ استفاده می کنند و حتی برخی از شرکت ها به توجه به اهداف خاص آزمایشی خود افراد را از میان بیماران بستری در بیمارستان ها انتخاب می کنند! خانواده هایی وجود دارند که در اثر آزمایش واکسن های ساخته شده برای بیماری های گوناگون کودکان خود را از دست داده اند.
نبیل غیور (Nabeel Ghayur) از دانشگاه مک مستر کانادا که اصالتا پاکستانی است می گوید: شرایط در پاکستان نیز شبیه به هند است و مردم اعتماد کورکورانه ای به پزشکان خود دارند. مردم هیچ اطلاعای در مورد برنامه های ساخت داروهای جدید ندارند و چیزی در مورد آزمایش های پزشکی مربوط به آن نمی دانند. مردم به ندرت در مورد اثرات جانبی داروها می پرسند و قوانین نیز در این مورد ضعیف است و همه چیز به راحتی اتفاق می افتد و زنان و کودکان آسیب فراوانی می بینند.
هم اکنون بیش از 80 درصد از داروهای تایید شده توسط سازمان غذا و داروی آمریکا در خارج از این کشور آزمایش های انسانی را می گذرانند. طبق آمارهای موجود در سال 1990، 271 مورد از داروهای ساخته شده برای آمریکایی ها بر روی مردم کشورهای دیگر تست شده است. این رقم در سال 2008 به 6485 مورد رسیده است و آمار سازمان غذا و داروی آمریکا نشان می دهد که بیش از 80 درصد از داروهایی که خواستار مجوز بوده اند اسنادی مبنی بر آزمایش در خارج از آمریکا یه این سازمان ارائه داده اند. شرکت مرک یکی از شرکت های بزرگ دارو سازی است که دراری سابقه طولانی در تست داروهایش بر روی مردم فقیر است.
آیا این آمار نشان دهنده ارتکاب یک حمله خاموش بیوتروریستی وسیع علیه مردم فقیر جهان نیست؟ آیا سکوت و حمایت قوانین حقوق بشر آمریکایی از این جنایت نباید برای برخی اذهان فریب خورده کشورهای در حال توسعه حقیقت حقوق بشر استثماری و استعماری آمریکا را آشکار سازد؟!
منابع و مآخذ
http://www.wired.com/medtech/drugs/news/2005/12/69595
http://alaiwah.wordpress.com/2012/03/07/poor-indians-being-recruited-for-clinical-drug-trials
"http://www.reuters.com/article/2010/08/23/us-drug-tests-idUSTRE67M1VO20100823"20100823
http://douglassreport.com/2009/03/12/should-big-pharma-be-testing-drugs-overseas/
http://cardiobrief.org/2010/12/02/vanity-fair-article-eviscerates-globalization-of-clinical-trials/
http://www.twnside.org.sg/title2/health.info/twninfohealth034.htm
http://www.gather.com/viewArticle.action?articleId=281474979849784
http://www.aljazeera.com/programmes/faultlines/2011/07/2011711112453541600.html
http://newamericamedia.org/2011/08/us-pharmaceutical-companies-testing-drugs-on-indias-poor.php
مشارکت مخالف عبور از خط قرمزهای جمهوری اسلامی نبوده است *سند
مرصاد به نقل از جام نیوز، سایت بی بی سی(BBC)، روز چهارشنبه 3
خرداد(May 23) نوشت: «محمدرضا خاتمی، دبیرکل سابق جبهه مشارکت ایران اسلامی
گفت که این حزب بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388، مخالف برگزاری
"راهپیمایی سکوت و راهپیمایی های بعدی" نبوده است. آقای خاتمی این اظهارات
را در مصاحبه با ویژه نامه ای تحت عنوان "تحزب" عنوان کرده که در شماره
جدید هفته نامه محافظه کار "شما"، ارگان جمعیت موتلفه اسلامی، منتشر شده
است.»
بی بی سی ادامه داد: «این سخنان در شرایطی بیان شده که طرفداران
رهبر ایران، حمایت از راهپیمایی های بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم، و
به ویژه راهپیمایی های بعد از خطبه های نماز جمعه 29 خرداد آیت الله خامنه
ای را که در آن خواستار خاتمه تظاهرات اعتراضی شده بود، نوعی خط قرمز تلقی
میکنند.»
در حالی که جمهوریاسلامی با رافت اسلامی از برخی از قانون
شکنی های فتنه گران چشم پوشی کرده است، این سایت افزود: «برادر محمد خاتمی
رئیس جمهور سابق ایران، در عین حال اظهار داشته که دستگاه قضایی، تاکنون
هیچ کس را به اتهام شرکت در راهپیمایی 25 خرداد محاکمه نکرده است. وی از
این یادآوری، تلویحا نتیجه گرفته است که مدافعان حکومت ایران، مستندات کافی
در اختیار ندارند که منتقدان را به خاطر حمایت از راهپیمایی 25 بهمن به
قانون شکنی متهم کنند.»
بی بی سی در پایان نوشت: «محمدرضا خاتمی در بخشی
دیگر از مصاحبه، در پاسخ به سوالی در مورد سیاست های جبهه مشارکت در
ارتباط با "وحدت ملی" گفته است: "وحدت ملی اینگونه ایجاد میشود که حقوق
مردم را که ضایع کردهاند به آنها برگردانند، انتخابات آزاد هم برگزار
کنند." وی افزوده است اگر افرادی معتقدند که راه رسیدن به وحدت ملی آن است
که منتقدان حکومت بگویند "غلط کرده ایم"، در اشتباه هستند.»
ورود وزارت علوم به پرونده نشریه هتاک در صورت اهمالکاری دانشگاه تهران
مرصاد به نقل از فارس: معاون فرهنگی اجتماعی وزیر علوم معتقد است شورای فرهنگی دانشگاه
تهران مکلف است که ماجرای نشریه هتاک به ائمه را بررسی کند و اگر این کار
را نکرد، وزارت علوم به این ماجرا ورود پیدا خواهد کرد.
غلامرضا خواجهسروی معاون فرهنگی اجتماعی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری
در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، با بیان اینکه اعتقاد
ما بر این است کارهایی که در دانشگاه صورت میگیرد باید طبق مقررات دانشگاه
باشد، گفت: اگر دانشجویان میخواهند فعالیتی انجام دهند، باید از هیئت
نظارت دانشگاه یا سایر مراجع کسب مجوز کنند.
وی درخصوص نشریه "صبح فردا" که اخیرا در دانشگاه تهران منتشر و در آن از
اقدام یک خواننده در توهین به امام هادی(ع) حمایت شده است، تصریح کرد: در
مقاله این نشریه اهانت شدیدی شده است که باید کمیته ناظر بر نشریات دانشگاه
با مدیر مسئول و نویسنده این نشریه هتاک برخورد کند.
معاون فرهنگی وزیر علوم گفت: اگر کمیته ناظر بر نشریات دانشگاه تهران با
این نشریه هتاک برخورد نکرد، قائدتا در این زمینه مراجع بالاتری برای
رسیدگی وجود دارند.
وی ادامه داد: شورای فرهنگی دانشگاه تهران مکلف است که ماجرای این نشریه
را بررسی کند و اگر این کار را نکرد، وزارت علوم به این ماجرا ورود پیدا
خواهد کرد.
خواجهسروی معتقد است علی رغم اینکه نویسنده این مطلب موهن رسما عذرخواهی
کرده است ولی باید این مساله بررسی شود چراکه در هر جمع بزرگ باید این
احتمال را داد که افرادی از جای دیگر خط میگیرند.
وی با اشاره به رویت بیانیه 1381 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران در
محکومیت این نشریه، خاطرنشان کرد: اگر قرار است تجمعی برگزار شود، باید با
هماهنگی باشد؛ اینکه کسی توهینی کند و بعد در برابر آن توهین جو دانشگاه
متشنج شود، باعث میشود افراد سودجو و مغرض از این فرصت بهرهبرداری کنند
که این به مصلحت دانشگاه نیست.
معاون فرهنگی اجتماعی وزارت علوم با تشکر از احساسات پاک و دینی همه
دانشجویان بار دیگر از آنان خواست که با ظرافت به این مساله نگاه کنند تا
یک وقت اعتراض، دستاویزی برای کارهای بدتر دشمنان نشود.
.
مرصاد به نقل از جام نیوز، سایت دویچه وله(DW)، روزچهارشنبه 3 خرداد(May
23) نوشت: «بر سر تصاحب کرسی ریاست مجلس نهم رقابت شدیدی میان علی
لاریجانی و غلامعلی حداد عادل در جریان است. رسیدن به ریاست مجلس تخته پرشی
برای نامزدی و پیروزی احتمالی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده تلقی
میشود. چند روز دیگر نهمین دور مجلس شورای اسلامی رسما آغاز میشود.
دورخیز برای ریاست این مجلس آغاز شده و علی لاریجانی و غلامعلی حداد عادل
دو نامزدی هستند که به احتمال زیاد یکی از آنها بر صندلی ریاست مجلس خواهد
نشست.»
این سایت ادامه داد:«خبرهای غیررسمی و زمزمههای محافل سیاسی
حکایت از آن دارند که شانس حدادعادل برای رسیدن به ریاست مجلس، از علی
لاریجانی، رییس مجلس هشتم بالاتر است. همچنین شنیده میشود که ریاست مجلس
برای حداد عادل، سکوی پرشی است برای ریاست جمهوری او در سال آینده. مصطفی
تاجزاده، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت، در نامهای از
زندان اوین نسبت به ریاست حداد عادل بر مجلس هشدار داده و این پست را سکویی
برای رسیدن به ریاست جمهوری او در سال آینده دانسته است. گروهی از
اصولگرایان اما وی را بهترین گزینه برای ریاست مجلس میدانند.»
گفتنی
است تاجزاده از جمله زندانیان فتنه 88 است که هر از چند گاهی نامه هایی را
از داخل زندان به بیرون ارسال می کند و مدعی می شود در داخل زندان در شرایط
بسیار سختی بسر می برد؛ شرایطی که معلوم چگونه این اجازه را به وی می دهد
که به این راحتی نامه نگاری کند؟!
موسویان: تحریم ها مردم عادی ایران را مجازات می کند!*سند
مرصاد به نقل از جام نیوز، سایت بی بی سی(BBC)، روز سه شنبه 2 خرداد(May
23) با اشاره به مصاحبه ژیار گل خبرنگار بیبیسی، در وین با حسین
موسویان، معاون سابق دبیر شورای امنیت ایران و دیپلمات ارشد سابق تیم
مذاکره کننده هسته ای ایران، اقدام به انتشار کامل این مصاحبه کرد.
موسویان
در مورد علت عدم توافق ایران و غرب در مورد برنامه هسته ای جمهوری اسلامی
گفت: «در آن زمان نتوانستیم با گروه 3 اروپا به توافق برسیم، چونکه آمریکا
همراهی نکرد. آنان خواهان توقف کامل غنی سازی اورانیوم بودند، این برای
ایران همیشه خط قرمز بوده است. غنی سازی در دوره رئیس جمهوری رفسنجانی،
خاتمی و احمدی نژاد خط قرمز بوده و هست. در نتیجه مهم نیست که چه کسی رئیس
جمهور است، میانه رو یا اصلاح طلب یا تندرو. اگر حتی حکومت ایران، جمهوری
اسلامی یا سلطنتی باشد، برای همه ایرانیها بر اساس پیمان منع گسترش سلاحهای
هسته ای NPT غنی سازی حق ایران است. این موضع خط قرمز بوده و خواهد ماند.»
عضو
سابق تیم مذاکره کننده ایران، در مورد تاثیر مذاکره کنندگان ایرانی در
ایجاد توافق میان غرب و ایران گفت: «اولا سیاست مذاکرات هسته ای در اصل
توسط رهبری تعیین می شود. اما به باور من در زمان روحانی شانس بیشتر بود.
ما در آن زمان برای اجرای بندهای الحاقی و امکان دسترسی بازرسان آژانس از
تاسیسات اتمی ایران به توافق رسیدیم. گرچه وظیفه قانونی ما نبود، به عنوان
حسن نیت و برای جلب اعتماد برای مدتی برنامه هسته ای را متوقف کردیم. ما به
طرف مقابل گفتیم که اگر حق قانونی ایران برای غنی سازی را به رسمیت
بشناسید، دستمان برای شفافیت و همکاری با آژانس باز است. ما می توانیم در
زمینه های دیگر از جمله تروریسم، انرژی، امنیت و مبارزه با گسترش سلاح هسته
ای با شما همکاری کنیم.»
موسویان در ادامه پیرامون تحریم ها گفت:
«تحریم ها مردم عادی ایران را مجازات می کند. اگر می پرسید آیا این تحریم
ها ایران را وادار خواهد کرد تا از حق قانونی خود بر اساسNPT برای غنی سازی
گذشت کند و از برنامه هسته ای خود دست بردارد و به خواسته غرب گردن نهد،
نه. تحریم ها هیچ وقت موفق نخواهند بود.»
وی در مورد استدلال غربی ها و
برخی از مخالفان نظام مبنی بر اینکه ایران با داشتن منابع سوخت فسیلی نیازی
به انرژی هسته ای ندارد، گفت: «کسانی که این سئوالات را مطرح می کنند،
همانهایی هستند که قبل از انقلاب می خواستند ایران کشوری هسته ای شود. اما
حالا می پرسند چرا ایران نیروگاه هسته ای داشته باشد. فراموش کرده اند که
آنها بودند که در سالهای 1960 و 1970 به ایران پیشنهاد دادند که تا سال
2000 ، می تواند 23 نیروگاه هسته ای بسازند. اما سلاح هسته ای امروز
نتوانسته کمکی به کشورهای دارنده آن بکند. ببینید چطور القاعده به آنان
حمله می کند. سلاح هسته ای به آنها کمکی کرده؟ برای ما مسئله امنیت نیست.
برای ایرانیان هیچ راهی به جز خودکفایی و اتمام این پروژه ها نبوده. فراموش
نکنید که ما هشت سال جنگ تحمیلی داشتیم. در شرایطی که ما در جامعه بین
المللی منزوی شده بودیم، ایرانیان توانستند از سرزمین و کشورشان دفاع
کنند.»
وی با اشاره به فتوای رهبری در مورد حرمت ساخت سلاح هسته ای
افزود: «ببینید ما فتوای رهبری را در این زمینه داریم که سندی جدی و معتبر
است. این فتوا هرگونه تولید و استفاده از سلاح هسته ای و کشتار جمعی را منع
کرده است. اولا رهبر علنی و رسما در نماز جمعه این فتوا را صادر کرد. دوما
سال 2010 در کنفرانس منع گسترش سلاح هسته ای تهران که با پیام رهبری
افتتاح شد، او تاکید کرد که استفاده از سلاح هسته ای حرام است. سفیر ایران
در سازمان ملل متحد نیز این فتوا را به عنوان سندی به این سازمان ارائه
کرد. "در سال 2010 در کنفرانس منع گسترش سلاح هسته ای تهران که با پیام
رهبری افتتاح شد، او تاکید کرد که استفاده از سلاح هسته ای حرام است." اگر
اسرائیل یا آمریکا، یا هر دو به تاسیسات هسته ای ایران حمله کنند، من
مطمئنم ایران از پیمان منع گسترش سلاح اتمی خارج خواهد شد.»
موسویان رد
مورد ادعای آژانس مبنی بر احتمال فعالیت نظامی در سایت های هسته ای ایران
گفت: «ادعای احتمال استفاده نظامی ایران از برنامه هسته ای در گزارش نوامبر
2011 آمانو چیز جدیدی نیست. همه کارشناسان بین المللی می دانند این چیز
تازه ای نیست. این موضعی کهنه است که ایران در گذشته به آن پاسخ داده. به
همین جهت در تهران به این نتیجه قطعی رسیده اند که آمانو سیاستهای آمریکا
را دنبال می کند. او این قضیه را عمدا پر رنگتر جلوه می دهد تا فشارها و
تحریمها بیشتری علیه ایران اعمال شود.»
وی در مورد ترور دانشمندان هسته
ای ایران افزود: «این کاملا روشن است. در سال 2009، جان ساور یکی از مقامات
سابق تیم مذاکره کننده غرب و رئیس دستگاه جاسوسی انگلیس (MI6) گفت که برای
توقف برنامه هسته ای ایران، غربیها بایستی عملیات پنهانی علیه تاسیاست
هسته ای ایران انجام دهند. وقتی این را شنیدم شوکه شدم. تعجب کردم چگونه یک
مقام دولتی رسما پیشنهاد عملیات پنهانی علیه کشور مستقل دیگری می دهد. پس
از این، ما شاهد حمله ویروس استاکس نت، عملیان خرابکاری و مشکوک علیه
تاسیاست اتمی ایران، و ترور دانشمندان اتمی بودیم. اگر شما مطبوعات آمریکا
را بخوانید می بینید که آنها اعتراف می کنند که آمریکا و اسرائیل پشت این
رشته عملیات بوده اند. اما گزارشهای دیگری هم گفته که آمریکا دخالتی
نداشته، بلکه اسرائیل پشت این رشته عملیات بوده است.»
موسویان در مورد
نتیجه این ترورها ادامه داد: «تحقیر کردن ملتی، کاملا نتیجه معکوس دارد. پس
از حمله ویروس استاکس نت، رشته عملیات خرابکاری، ایران تصمیم گرفت که ارتش
سایبری را تشکیل دهد. و این غربیها بودند که سپاه پاسداران ایران را وادار
کردند برای مقابله با عملیان خرابکارانه، ارتش سایبری تاسیس کند. اگر به
یاد داشته باشید، در ابتدا ایران دارای 3000 سانتریفیوژ بود، علیرغم
عملیات خرابکاری، در ظرف دو سال ایران امروز 9000 سانتریفیوژ دارد. علی رغم
ترورها و خرابکاری، ایران می تواند غنی سازی از 3.5 % را به 20% برساند.
علی رغم تمام این رشته عملیات، ایران می تواند سوخت جامد برای مرکزتحقیقات
هسته ای تهران تولید کند. این نتیجه حملات بود.»
وی در مورد شایعه ای
مبنی بر اینکه احمدی نژاد برای توافق با غرب در بغداد از اصلاح طلبان کمک
خواسته است، گفت: «من این شایعات را باور ندارم. احمدی نژاد نیازی به کمک
اصلاح طلبان ندارد. در زمان احمدی نژاد بود که برای اولین بار سفیری ایرانی
در عراق با سفیری آمریکایی دیدار کرد. این احمدی نژاد بود که توانست برای
اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی به عنوان رئیس جمهور به رئیس جمهوری
آمریکا نامه بنویسد. این نامه ها و ملاقاتها بدون اجازه شخص رهبر امکان
پذیر نبود. مثلا اگر رهبری موافق نبود، جلیلی نمی توانست با بیل برنز
ملاقات کند. با این وصف چرا احمدی نژاد به کمک اصلاح طلبان نیاز داشته
باشد؟»
موسویان به عنوان پیشنهاد به غربی ها و به خصوص اشتون گفت: «به
خانم اشتون خواهم گفت که با حق طبیعی ایران برای غنی سازی مخالفت نکند. شما
نخواهید توانست ایران را از حق قانونیش محروم کنید. این غیر ممکن است. خط
قرمزها را تغییر دهید. برای شما اگر توقف غنی سازی خط قرمز است؛ تهران هیچ
وقت به آن عکس العمل مثبت نشان نخواهد داد. اما اگر خط قرمز شما تولید سلاح
هسته ای است، شما شانس خوبی برای موفقیت دارید. شانس بزرگی برای حل
اختلافات. از گذشته تا به امروز، مشکل گروه 5+1 این است که موضع متحدی
ندارند. آنها شجاعت قبول حق غنی سازی ایران بر اساس NPT را ندارند. آنها
باید به ایرانی ها بگویند اگر شما برای رفع سوء تفاهم ها و شبهات و اثبات
صلح آمیز بودن برنامه اتمی خود تلاش کنید، ما هم تحریم ها را لغو خواهیم
کرد و پرونده اتمی ایرانی را به حالت عادی برخواهیم گرداند و به برنامه صلح
آمیز هسته ای ایران به عنوان عضو NPT طبق بند 4 کمک خواهیم کرد. در ده سال
گذشته غربیها هیچگاه این پیشنهادات را به ایران ندادند. به همین جهت
توصییه من به اشتون است نه جلیلی.
وی در مورد علت انتخاب بغداد برای
مذاکره گفت: «من دوباره گروه 5+1 را مقصر می دانم. آنها با طرز فکر ایرانی
ها آشنا نیستند. ایرانیان هیچ گاه تحت فشار موضع خود را عوض نمی کنند. در
گذشته ایران خواهان انجام مذاکرات در استانبول بود، گروه 5+1 به رهبری
آمریکا گفت نه. وقتی به ایران گفتند به استانبول نخواهند آمد و ایران
بایستی به ژنو یا وین برود، ایران گفت اگر این طوری است، حالا مذاکرات
بایستی در استانبول، بغداد، دمشق، یا بیروت باشد. در این دوره از مذاکرات،
این بار ایران گفت یا دمشق، یا بغداد، یا بیروت، استانبول نه. به خاطر
اینکه غربی ها ابتدا با آن موافقت نکردند. در این موضوع قطعاً آمریکا و
اروپاییها دستهایشان را بالا بردند و گفتند به استانبول خواهیم آمد، و این
عقب نشینی گروه 5+1 بود. بعد ایران گفت ملاقات اول در استانبول، دور دوم
مذاکرات بایستی در بغداد باشد.
موسویان در پایان در موضع مواضع غرب در
قبال ایران گفت: «ما شاهد موضعهای ضد و نقیضی از غربیها هستیم. روسها و
چینیها واقع بین تر هستند و با حقوق ایران مخالفتی ندارند. اما میان
کشورهای غربی اختلاف وجود دارد. نشانه های ضد و نقیضی از اوباما می رسد. یک
بار هیلاری کلینتون می گوید اگر ایران صداقت در اجرای تعهداتش نشان دهد،
ما حق غنی سازی این کشور را به رسمیت می شناسیم. روزنامه لس آنجلس تایمز از
قول یک مقام آمریکایی نوشته که اگر ایران برنامه غنی سازی 20% را متوقف
کند، آمریکا با با غنی سازی 5% ایران مشکلی ندارد. این روزنامه همچنین از
قول یک مقام ایرانی نوشته که ایران از این موضع آمریکا استقبال می کند و
ایران در مورد غنی سازی 20% و اجرای بند های الحاقی انعطاف پذیر خواهد بود.
اما چند روز پیش سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا مدعی شد که این گزارشها
واقعیت ندارند و گفت که آمریکا بر اجرای قطعنامه شورای امنیت که بر تعلیق
کامل برنامه هسته ای ایران تاکید دارد پا فشاری می کند. اگر این موضع
آمریکا و گروه 5+1 باشد، به باور من در مذاکرات بغداد هیچ توافقی حاصل
نخواهد شد.»
ترویج سبک زندگی به روش"من و تو"دررسانه ملی
معاونت برونمرزی سازمان صدا و سیما در سالهای اخیر، و در شرایطی كه انتقادات از عملكرد و سیاستگذاریهای اشتباه مدیران ارشد رسانهی ملی به اوج خود رسیده، همواره یکی از معدود مجموعههایی در این سازمان بوده است كه نقطه قوت رسانهی ملی به حساب میآمده و به دلیل فعالیتهای حسابشده و باكیفیتش همواره باعث كاسته شدن فشار انتقادات مردم و رسانهها از مدیر ارشد بزرگترین دستگاه تبلیغی نظام اسلامی بوده است.
به جرات میتوان گفت كه در نزدیك ۸سالی كه از زمان مدیریت عزتالله ضرغامی بر سازمان صدا و سیما میگذرد این شبكههای العالم و پرستیوی و اخیرا آیفیلم و هیسپانتیوی و.... بودهاند كه بار بسیاری از كاستیهای دیگر شبكههای رسانهی ملی را بردوش كشیدهاند و توانستهاند تا حدودی به استانداردهایی كه طبعا دیگر شبكههای صدا و سیما نیز باید به آن میرسیدند نزدیك شوند و به همین دلیل توانستهاند دربین شبكههای پرتعداد خبری و نمایشی در سراسر دنیا دیده شوند و كمی توان رسانهای جمهوری اسلامی را به رخ بكشند.
اما به نظر می رسد با روند در پیش گرفته شد در برخی شبکه های زیر مجموعه این معاونت یكی دو سال دیگر و در پایان ریاست ضرغامی بر رسانهی ملی، همین نقطهی مثبت هم در كارنامهی ریاست ده سالهی وی به ناکامی بیانجامد.
شوی شبانهی «گپ» كه دو سه هفتهای است از شبكه آیفیلم پخش میشود شاید در نگاه اول و به دلیل ضعف مفرط تكنیكی و ساختاریاش خیلی جدی گرفته نشود و بیشتر به یك شوخی شبیه باشد، ولی قطعا یك اشتباه و انحراف بزرگ در كارنامهی كاری شبكه آیفیلم و معاونت برون مرزی سازمان صدا و سیما، و به طبع آن یك نمرهی منفی در كارنامهی مدیریتی عزتالله ضرغامی است.برنامهای ساخته شده است با پائینترین كیفیت فنی برای ترویج سبك زندگی بازیگران درجه چندم سینما و تلویزیون.
با كیفیت فنیاش كاری نداریم، اما این برنامه برای چه هدفی ساخته شده؟ ترویج سبك زندگی بازیگران سینمای به عنوان الگوی جامعه؟ در یك قسمت آقای بازیگر از اینكه قبل از ازدواج با همسرش دوست بوده میگوید و در برنامهی دیگر بازیگر دیگری كه در آستانه ۴۵ سالگیست سنش را برای ازدواج مناسب میداند! هدف مدیر و معاون سازمان صدا و سیما واقعا ترویج چنین سبکی برای زندگی است؟ پس در این حالت فرق بزرگترین دستگاه تبلیغی جمهوری اسلامی با شبكه «من و تو» چیست؟ اگر این برنامه در آن شبكه ساخته میشد واقعا تفاوت فاحشی با چیزی كه از رسانهی ملی در حال پخش است میداشت؟
این البته مدتی است که به رسومات شبكههای داخلی رسانهی ملی مبدل شده است. به بهانهی جذب مخاطب بیشتر كار را به جایی کشیده شده است كه پدر خوانندهی دستچندمی بازاری را هم به عنوان الگو در ویژه برنامهی شب سال نو به جامه معرفی میكنند. اما با این همه «گپ» را یك انحراف بزرگ در مجموعهی صدا و سیما میدانیم به این علت كه می خواهد برای تمام عربزبانان دنیا سبک زندگی ایرانی را بیان کند. و این یعنی مدیران رسانهی ملی دارند با خرج پولهای هنگفت، بازیگران دست چندم را به عنوان شاخصها و شخصیتهای تراز انقلاب اسلامی ایران به عربزبانان دنیا معرفی میكنند! در حالی كه اینبار حتی همان بهانهی واهی جذب مخاطب را هم ندارند و طبعا مردم كشورهای عربی شناختی از بازیگران ایرانی ندارند كه دانستن مسائل خصوصی زندگیشان جذابیتی برای آنها داشته باشد.
متاسفانه این اتفاق درست در زمانی هم دارد میافتد كه با وقوع بیداری اسلامی مردم كشورهای عربی بیش از هر زمان دیگری تشنه و نیازمند دانستن اطلاعات از ایران اسلامیاند و اصلا یكی از وظایف صدا و سیمای جمهوری اسلامی نمایش سبك زندگی ایرانی- اسلامی بزرگان كشور برای این مخاطب بالقوه است و در این شرایط ویژه، با كلی تبلیغات برنامهای به روی آنتن شبكه آیفیلم میرود كه حتی برای نشان دادن سبك زندگی هنرمندان هم به خود این زحمت را نداده كه سراغ بزرگان سینما و تلویزیون ایران برود. واقعا اگر روزی بنا باشد برنامهای برای ترویج سبك زندگی بازیگران هم ساخته شود باید سراغ افرادی مثل اشكان خطیبی و سیامك انصاری رفت؟
سبک زندگی که این روزها رامبد جوان در برنامه "گپ" به خورد مخاطب می دهد تفاوت خاصی با سبک زندگی مد نظر " من و تو" ندارد و البته به همان میزان هم نسبتی با سبک زندگی تراز انقلاب اسلامی! بعد از فرار به جلو جناب ضرغامی در ماجرای برنامه هفت و تغییر تیم اجرایی این برنامه، این دومین اشتباه فاحش مجموعه مدیرتی صدا و سیما در یكی دو هفتهی اخیر است و اگر زودتر جلوی این انحراف گرفته نشود قطعا در آینده از آن به عنوان یكی از نقاط سیاه كارنامهی مدیریتی مهندس ضرغامی یاد خواهد شد.
میشود از خرمشهر نوشت و از جهانآرا ننوشت؟
چارقد: شهر خلوت شده بود. از همان روزهای اول، معلوم بود که زیر بارانِ یکریزِ گلوله و خمپاره و آتش، نمیشود زندگی کرد. نمیشود بچهها مدرسهشان را بروند، زنها در بازارِ خرمشهر میوه و ماهی بخرند، مردها از سر کار برگردند و بوی غذا و نانِ تازه بپیچد توی کوچهها.
توی کوچهها بوی دود و خون میآمد و از سقف مدرسه و بازار، آتشِ ناخوانده میبارید. روی دستِ مردها بهجای نان تازه، پیکر زخمی فرزندشان بود.
اینطور شد که شهر کمکم خالی شد؛ اول زنها و بچهها، بعد پیرها و میانسالها. با هر وسیلهای که گیر میآمد و میشد با آن رفت، شهر را ترک کردند.
بهناچار رفتند، اما یک چیزهایی هم البته جا ماند؛ اثاثِ خانهها، لباسها، کیف و کتابها، خاطرهها، پارهای از روحها، گوشهای از جگرها؛ پسری، دختری، مادری، عزیزی…
مسجدی که مادر شد!
شاید بهخاطرِ گنبدش بود، یا بهخاطر مرکز بودنش، یا شاید هم بهخاطر مسجد بودنش. هرچه بود، مسجد جامع، قلب شهر بود و مأمن بچهها.
مسجد جامع مادری میکرد برای جوانهایی که در شهر مانده بودند تا شهر بماند. مادرها را دیدهاید که ستونِ خانهاند؟ که همهی بچهها را یکجا جمع میکنند و محورِ همدلی و محبتند؟ مسجد جامع هم همین بود برای بچههای خرمشهر.
زنها دیگ گذاشته بودند و برای همه غذا
میپختند. دخترهای هفده-هجدهساله زخم پانسمان میکردند و به مجروحها
میرسیدند. جوانها سلاح برمیداشتند و در ورودیهای شهر میجنگیدند و برای
استراحت و غذا به مسجد میآمدند.
مسجد نقطهی امید و دلگرمی بود؛ قلب تپندهی خرمشهر.
بچههای خرمشهر
میشود از خرمشهر نوشت و از محمد جهانآرا ننوشت؟
میشود از خرمشهر نوشت و از محمد نورانی، از احمد شوش، از بچههای آغاجاری، از عادل خاطری، از امیر رفیعی، از سیدصالح موسوی، از تقی محسنیفر، از بهنام محمدیِ نوجوان، از رضا دشتی، از زهرا و لیلا و علی حسینی و از بقیهی بچههای خرمشهر ننوشت؟
میشود از آن روز ننوشت؟ همان روزی که به امام خبر داده بودند خرمشهر دارد سقوط میکند، و امام با تأثر فرموده بود: “پس بچههای خرمشهر کجا هستند؟”
میشود از خرمشهر نوشت و از بچههای امامِ خرمشهر ننوشت؟
میشود از دخترهای نوجوانی که شهدا را غسل میدادند و کفن میکردند، ننوشت؟ دخترهایی که جنگ یادشان داده بود پدرشان را خاک کنند و از غصه نمیرند… که بچهی بیسرِ همسایه را غسل دهند و دق نکنند… که برادرشان را پشتِ وانتی که پیکرِ خونبارِ شهدا را با خود میبُرد، ببینند و تاب بیاورند…
دخترهایی که جنگ یادشان داده بود، از خوابیدن توی قبرستان در شب نترسند و از زوزهی وحشیِ سگهای گرسنه دلشان نلرزد.
میشود ننوشت؟
ناقوس مرگ جدایی دین از سیاست را ایران به صدا درآورده است
شبكه دولتی انگلیس معتقد است برخلاف تحلیلی مشهور كه دین بر اثر
مدرنیزاسیون از میان می رود، اكنون معلوم شده كه نفوذ و نقش دین رو به
گسترش است و نظریه پردازان از ظهور عصر پساسكولار سخن می گویند.
مرصاد به نقل از کیهان: وبسایت
بی بی سی در تحلیلی، با اشاره به اینكه ماركسیست ها دین را افیون توده ها
می خواندند و همین نظر از سوی جریان های مخالف دین ترویج شد، نوشت: تحلیل
های سنتی مبتنی بر نظریه مدرنیزاسیون پیش بینی می كردند با مدرنیزه شدن
جوامع نقش دین در زندگی اجتماعی و سیاسی كاهش می یابد و در نهایت از امر
مقدس اثری جز در حیطه خصوصی باقی نماند. جامعه مدرن اروپایی از اواخر قرون
وسطا براساس تفكیك روزافزون زندگی اجتماعی شكل گرفت تا چند دهه قبل به نظر
می رسید كه خاستگاه جامعه غربی مدرن در رهایی از دین و تفكیك امر مقدس
خصوصی (دینی) و امر سكولار عمومی (عرفی) است ولی ستاره بخت نظریه
سكولاریزاسیون كه در دهه 1960 رونق داشت در دهه 1980 افول كرد. از جمله
رویدادهایی كه ناقوس مرگ این نظریه را به صدا درآورد می توان به انقلاب
ایران، و پیدایش جنبش اكثریت اخلاقی در آمریكا اشاره كرد.
نویسنده تحلیل
می افزاید: جامعه شناسان كلاسیك بر این باور بودند كه دین بر اثر فرایند
مدرنیزاسیون از میان می رود یا به حاشیه رانده می شود؛ اما امروز بیشتر
پژوهشگران علوم اجتماعی تصدیق می كنند كه با پیشروی مدرنیته دین نه از میان
رفته، نه به عرصه خصوصی محدود مانده و نه نفوذ اجتماعی خود را كاملاً از
دست داده است. نظریه پردازانی همچون هابرماس از ظهور عصر پساسكولار سخن می
گویند و به واكاوی نقش مضمر دین در نهادهای غربی، از جمله نظام حقوقی آن، و
در ایجاد و تقویت حس شهود اخلاقی، شهروندی و همبستگی مدنی می پردازند.
بی
بی سی می نویسد: در دنیای مدرن نه فقط شكل های سنتی باورها و كنش های دینی
باقی مانده بلكه صورت های جدیدی از ادیان كهن و ادیان نوین هم سر برآورده
اند. امر مقدس از میان نرفته، تنها به صورت های دیگری تغییر شكل داده است.
پذیرش این واقعیت و نقد آن نخستین گام در جهت فهم اهمیت امر مقدس در زندگی
اجتماعی انسان است.
تحلیلگر بی بی سی با اشاره به تناقض ادعای ماركسیست
ها علیه دین و سپس انفعال آنها در مقابل موج انقلاب اسلامی نوشت: گروه های
چپ، كه سودای مبارزه با امپریالیسم در سر داشتند در آغوش اسلام سیاسی
افتادند و سر بر آستان آیت الله خمینی نهادند بی آن كه به ناسازگاری اسلام
سیاسی و پروژه رهایی ماركسیستی بیاندیشند.
بی بی سی در پایان نتیجه
گرفته كه دین، نظامی به هم پیوسته از معانی، اسطوره ها، شعائر، نمادها،
ارزش ها و انتظارات اجتماعی روزمره است كه به زندگی گروهی از مردم معنا می
بخشد و حس تعلق به یك گروه مرجع را در آنها برمی انگیزد. در ایران كنونی
دین چنان پیوند نزدیكی با فرهنگ، اخلاق و سیاست دارد كه یگانه راه برون رفت
از مغاك هولناك فعلی و درمان پیكر رنجور این جامعه، نقد دین و خوانش های
دینی هژمونیك آن است. شاید بتوان عبارت ماركس را چنین بازنویسی كرد كه نقد
دین پنی سیلین توده هاست(!)
احتمالاً در راستای همین نقدها!! هم بود كه
دولت انگلیس سلمان رشدی را برای هتاكی علیه اسلام روانه میدان كرد. بی بی
سی در ماجرای هتاكی اخیر یك خواننده مبتذل مقیم آلمان علیه مقدسات اسلامی
نیز از این خواننده جانبداری كرد.
شایان ذكر است انگلیسی ها در طول سده
اخیر دو پروژه را به موازات هم پیش برده اند. اول هتاكی علنی علیه دین و
ستیزه جویی با آن كه در قالب رفتار مغول وار رژیم پهلوی به ویژه رضاخان
علیه مقدسات اسلامی متبلور شده. و دوم، ترویج گروهك های دست ساز، قلابی و
انحرافی از بهائیت و وهابیت گرفته تا انجمن حجتیه، گروهك های موسوم به ملی-
مذهبی، شبه روشنفكران دینی (به اصطلاح رفورمیست) و بالاخره نفاق مذهبی شبه
اصلاح طلبان كه به طور متمایز طی دهه گذشته علی الخصوص پس از فتنه 88 مورد
تأكید قرار گرفت و حتی صدای اعتراض محافل ضدانقلاب قدیمی را درآورد. تشكیل
حلقه لندن با حضور كسانی چون سروش، كدیور، عبدالعلی بازرگان، مهاجرانی و
گنجی، یكی از شاهكارهای ناكام بی بی سی در پنی سیلین سازی بود كه عملاً
فتنه سبز را فلج كرد! به نحوی كه محافل ضدانقلاب این حلقه را به خاطر
خرابكاری هایشان هو كردند.
حرف آخر!
مرصاد به نقل از کیهان:
گفت: مئیر داگان رئیس اسبق سازمان موساد می گوید؛ اسرائیل درباره حمله به ایران بلوف می زند.
گفتم: خب! این كه نیازی به اعتراف نداشت.
گفت: مئیر داگان می گوید؛ نتانیاهو می داند كه در صورت حمله به ایران دیگر اثری از اسرائیل باقی نمی ماند.
گفتم: این هم برای همه معلوم است.
گفت:
رئیس اسبق موساد به نتانیاهو شدیداً اعتراض كرده كه چرا گفته است در
مناقشه هسته ای ایران باید خواست اسرائیل هم در نظر گرفته شود!
گفتم:
اتفاقا خواست اسرائیل هم در نظر گرفته شده است! یارو قمپز در می كرد و می
گفت هر وقت با هركس دعوایم شده همیشه حرف آخر را من زده ام. پرسیدند؛ ولی
این قمپزها به ظاهر فكسنی تو نمی آید، حالا حرف آخرت چی بوده؟! و یارو گفت؛
با كمال اقتدار می گویم غلط كردم و قضیه فیصله پیدا می كند.
راه را گم نكنید
مرصاد به نقل از کیهان: مذاكرات با ایران اكنون بدل به اصلی ترین دستور كار مناسبات جهانی
شده است. اگرچه درباره جزئیات اختلاف فراوان و ابهام بسیار است، ولی در
حالت كلی كسی در این باره تردید ندارد كه بخش بزرگی از تحولات سیاسی،
استراتژیك و ژئوپلتیكی منطقه و بلكه بخش های مهمی از جهان كاملا بستگی به
این دارد كه این مسئله چگونه و در چه مسیری پیش برود. می توان دید كه اراده
های تجمیع شده برای به دست آوردن یك فهم دقیق از صورت مسئله در نقاط
متعددی از جهان شكل گرفته اما سرجمع توفیق چندانی نیافته است. چه از منظر
منافع و فرصت ها نگاه كنیم و چه منظری تهدید محور در پیش بگیریم، مذاكرات
ایران و 1+5 دگرگون كننده بسیاری از معادلات خواهد بود كه برخی از آنها
اساسا شكل نگرفته به این دلیل كه تكلیف این موضوع هنوز به طور نهایی روشن
نشده است.
اما در داخل ایران به نظر نمی رسد كه اداره امور كشور چندان
در گرو نتیجه این یا آن مذاكره خاص و از جمله مذاكرات در بغداد باشد. روند
امور در كشور حالتی روتین پیدا كرده است و تصمیم ها و شاخص های مدیریتی
كشور چنان برنامه ریزی نشده است كه در اثر مواجه شدن با مذاكراتی خاص- هر
چقدر مهم- تغییر كند. مسئولان و مردم مدت هاست به این باور رسیده اند كه
روند مذاكرات ایران و 1+5 درباره موضوع هسته ای و دیگر موضوعات، روندی
طولانی، سخت و پیچیده خواهد بود و بنا نیست كه اداره امور كشور در كوتاه
مدت به این مسئله گره بخورد.
اگر چه در هفته های اخیر كسانی تلاش كردند
چنین پیوندی ایجاد كرده و سرنوشت زندگی روزمره مردم را به مذاكرات گره
بزنند ولی در واقع تحلیل دقیق نشان می دهد كه در این میان چیزی هم اگر
باشد، جز یك ذهنیت روانی كه خود به خود شكل گرفته و بر رفتار عاملان و
بازیگران اثر می گذارد نیست. روشن است كه مذاكرات بغداد چه موفق شود و چه
شكست بخورد نمی تواند بر شاخص های اقتصادی خرد كشور تاثیر كوتاه مدت
بگذارد. تلاش برای برقراری این پیوند با استفاده از عملیات رسانه ای و
روانی حربه ای است كه بناست از دل آن یك نتیجه سیاسی بیرون بیاید و آن
نتیجه هم این است كه عاملان و بازیگران اقتصادی حس كنند باید فعالیت خود را
تا زمان نتیجه دهی مذاكرات یا روشن شدن دورنمای نتیجه آن به تعویق
بیندازند و به این ترتیب بازار اگر دچار شوك نمی شود لااقل دچار ركود شود.
با
این حال به نظر می رسد این بازی فقط یك بار قابل اجرا بود و برای بار دوم
سوخته محسوب می شود. ایجاد اثر روانی روی شاخص های خرد اقتصادی از طریق سوق
دادن بازیگران به سمت رفتارهای هیجانی صرفا زمانی جوابگوست كه جامعه یك
دورنمای روشن از راهی كه می خواهد برود نداشته و از اطمینانی نسبی نسبت به
توان مدیریتی دست اندركاران سیستم محروم باشد. این در حالی است كه جامعه
ایرانی پس از حدود یك دهه مذاكره عموما پر چالش و دارای فراز و نشیب های
فراوان با غرب، به این نتیجه رسیده است كه سیستم مدیریتی كشور، خود را با
دورنمای این عرصه وفق داده است. نتیجه این است كه عملیات روانی ایجاد توقع
مصالحه در داخل از طریق پیوند زدن، بازی ای است كه زود شروع شد و زود هم
به پایان رسید. طراحی ناشیانه این موضوع باعث شد كه نقاط ضعف و محدودیت غرب
نیز برای طرف ایرانی هر چه آشكارتر شود. این بازی روانی، یك بار دیگر نشان
داد كه طرف غربی امید فراوانی به ایجاد شرایطی در داخل كشور بسته است كه
راه را برای امتیازخواهی از نظام در مذاكرات فراهم كند. به عبارت دیگر این
موضوع نشان دهنده آن است كه محاسبات طرف غربی در این باره كه مسئله ایران
از بیرون قابل حل نیست و در نهایت باید راه حلی داخلی برای آن پیدا كرد،
اشتباه بوده است.
اما این موضوع در عین حال نشان دهنده این مسئله هم هست
كه طرف غربی قادر به درس گرفتن از تحولات داخلی ایران نیست و بنابراین در
برنامه ریزی های خود مكررا دچار اشتباه می شود.
نخستین بار كه غربی ها
تلاش كردند از طریق اثرگذاری بر محیط داخلی ایران از طرف ایرانی امتیاز
بگیرند در دوران اصلاحات بود یعنی وقتی كه ارزیابی های اطلاعاتی آمریكا و
انگلیس می گفت جامعه ایرانی آمادگی لازم برای عبور از ارزش های انقلاب
اسلامی و جایگزین كردن آنها با الگوی رفتار عرفی بویژه در عرصه روابط خارجی
را به دست آورده است. برخی از روزنامه نگاران و به اصطلاح نخبگان سیاسی
هم بودند كه سعی می كردند منظر خود را به عنوان «همه آنچه هست» جا بزنند و
از آنجا كه رصد محیط داخلی ایران از سوی غربی ها عموما امری گزینشی و
كانالیزه است و آنها معمولا برای تحلیل وضعیت درونی ایران به كسانی مراجعه
می كنند كه دیدگاه هایی شكل گرفته و از پیش تعیین شده علیه نظام دارند، در
نتیجه این اشتباه محاسباتی جدی برای غرب ایجاد شد كه مردم هم مانند دولت
فكر می كنند و تمنای اعتماد سازی و بهبود روابط با غرب به یك الگوی رفتاری
در ایران تبدیل شده است.
3 تیر 84 نشان داد كه مطلقا چنین نبوده است.
در حالی كه طرف غربی و دوستان داخلی اش فكر می كردند زمینه برای رادیكال تر
كردن جریان اصلاحات آماده است، تندترین شعارهای ممكن از جانب این جریان در
انتخابات سر داده شد غافل از اینكه مردم ایران سرخورده از ناكارآمدی مفرط
این جریان در داخل و حقارت آن در خارج، تصمیم گرفته یك تغییر ریل اساسی در
دستگاه سیاسی كشور ایجاد كرده و مسیر حركت این قطار را به همان مسیری
بازگرداند كه رهبری مدت ها آرزوی آن را داشته و نقشه راهش را معلوم كرده
است. سال 84 آشكارا روشن شد كه غرب گرایی و امتیازدهی نه فقط مطالبه عمومی
ملت ایران نیست بلكه مردم خود را آماده كرده اند تا این ننگ را برای همیشه
از صحنه سیاسی كشور كنار بگذارند.
بار دومی كه این مسئله آزموده شد در
1388 بود یعنی وقتی كه غربی ها در توهمی سنگین تر از انتخابات سال 84، به
این باور رسیدند كه مردم در ایران نه تنها خواهان به زیر كشیدن انقلابیون
سریر دولتند بلكه می خواهند اساسا كل این ساز را به هم بزنند یا حتی
برچینند. تلفیق سیاسی كاری قلیلی در داخل با تحلیل های دور و دراز مشاوران
«ایران نشناس» سرویس های اطلاعاتی غربی آنها را به این نتیجه رساند كه وقت
زیاد كردن فشارها بر ایران دوباره فرا رسیده است. قطعنامه 1929 به عنوان
سنگین ترین قطعنامه ای كه تاكنون در شورای امنیت علیه ایران صادر شده دقیقا
محصول همین خیال پردازی بود كه در اصل ریشه در آدرس ها و تحلیل های غلطی
داشت كه پی در پی از داخل به بیرون درز می كرد و غربی ها هم چون هیچ
مكانیسم مستقلی برای آزمودن درستی یا نادرستی این آدرس ها نداشتند ناچار
آنها را جدی گرفتند و به آنها دامن زدند.
وقتی ایران در كوران فتنه 88
برای مذاكرات ژنو 2 به این شهر رفت، پیدا بود كه چیزی در رفتار غربی ها عوض
شده و آنها توقع دارند ایران به خاطر تنگناهای داخلی در بیرون امتیاز
بدهد. جالب است كه غربی ها همان موقع هم توجه نداشتند كه وقتی می گویند در
بیرون امتیاز بدهید تا در داخل مشكلاتتان حل شود، در واقع به صریح ترین شكل
ممكن در حال تایید این حقیقت هستند كه ارتباطی ارگانیك میان آنها و
ناراضیان داخلی وجود دارد و آنها كه در داخل مشغول آشوب و جنایتند در واقع
ماموریتی جز ایجاد قدرت چانه زنی برای بزرگترهایشان در بیرون از ایران
ندارند. تجربه نحوه مواجهه مردم ایران با فتنه 88 هم حاوی درس هایی مهم
برای غرب بود كه البته هیچ كدام از آنها را نیاموختند. مردم ایران در سال
84 پای صندوق های رای غرب گرایی را طرد كردند، اما در دی 88 گویی به این
نتیجه رسیده باشند ملایمت دیگر فایده ندارد، در خیابان و با خشم بر سر اهل
فتنه كوبیدند و آنها را عملا از جامعه سیاسی و حتی حیات اجتماعی كشور بیرون
انداختند.
و اما، انگار كه در غرب اساسا چیزی به نام حافظه تاریخی و
ضرورت درس آموختن از گذشته وجود ندارد. در سال 84 به مردم گفته شد برای
تداوم راه اصلاحات باید به كسانی رای داد كه راه را برای رفتن به سمت غرب
هموارتر كنند. مردم با رای خود اما گفتند اساسا این راه را بیغوله ای بیش
نمی دانند و نه فقط آن را هموار نمی خواهند بلكه بنا دارند درش را گل
بگیرند. در سال 88 به مردم گفته شد اگر می خواهند خود را از انقیاد نظام
اسلامی رها كنند، وقتش رسیده است. مردم متقابلا در 9 دی و 22 بهمن پاسخ
دادند، بله فرصت غنیمت است اما بیش از هر چیز برای حذف همیشگی واداده ها و
غرب زده ها از جامعه سیاسی كشور. حالا هم می گویند اگر می خواهید زندگی تان
بهتر شود باید به غرب امتیاز بدهید. خواهند دید كه مردم ایران راه زندگی
بهتر بدون آمریكا را به همه جهان نشان خواهند داد.
مهدی محمدی
.
مرصاد به نقل از جام نیوز به نقل از سایت یورو نیوز؛ سازنده
فیلم جدایی نادر از سیمین که نخستین اسکار را برای سینمای ایران کسب کرد،
برنده جایزه مدیا در فرانسه شد.
بر این اساس اصغر فرهادی به عنوان برنده جایزه مدیا، برای ساخت فیلم تازهاش از بودجه شصت هزار یورویی برخوردار خواهد بود.
این نخستین باری است که جایزه مدیا به یک سینماگر غیراروپایی تعلق میگیرد!
آندرولا
واسیلیو، مسئول امور آموزش، فرهنگ و جوانان کمیسیون اروپا در این باره
میگوید: «اصغر فرهادی یک شرکت اروپایی تاسیس کرده است و آنان طرحی را که
فیلمی اروپایی خواهد بود با گروهی اروپایی میسازند.»
خبرنگار یورونیوز
هم در گزارش خود آورد: «با شصت هزار یورو کمیسیون اروپا از فیلم آتی اصغر
فرهادی حمایت خواهد کرد. ظاهرا این فیلم در پاریس ساخته خواهد شد. فعلا
باید منتظر بمانیم.»

از سرویس جاسوسی فیس بوک شکایت شد !!
مرصاد به نقل از جام نیوز، به نقل از وبسایت دیلی تلگراف
(May20) بی توجهی به حریم شخصی کاربران و تلاش برای جمع آوری مخفیانه
اطلاعات از آنان باعث طرح شکایتی 15 میلیارد دلاری از فیس بوک شده است.
تلگراف
در این باره نوشت: «این شکایت در واقع مجموعه ای از 21 شکایت جداگانه است
که تقدیم دادگاه های مختلفی شده اند و حال یک دادگاه فدرال در سن خوزه قصد
دارد به همه آنها رسیدگی کند.»
درخواست 15 میلیارد دلار غرامت از فیس
بوک به علت نقض حریم شخصی کاربران در شرایطی که این شرکت درصدد عرضه سهام
خود در بازار بورس است، بحران تازه ای را به آن تحمیل کرده است. مدیران فیس
بوک امیدوار بودند با عرضه سهامشان در بورس 16 میلیارد دلار درآمد به جیب
بزنند.
فیس بوک تا به حال بارها به علت نقض حریم شخصی کاربرانش تحت
پیگرد قضایی قرار گرفته و در موارد متعددی نیز به پرداخت جریمه نقدی محکوم
شده است. اما این اولین بار است که فیس بوک در خطر جریمه چند میلیارد دلاری
قرار می گیرد. این شرکت از اطلاعات شخصی کاربران برای پیشبرد سیاست های
تبلیغاتی خود بهره می گیرد و در سال 2011 هشتاد و پنج درصد از کل درآمد 3.7
میلیارد دلاری آن حاصل تبلیغات بود.
تحلیلگران می گویند: «در صورت
موفقیت شاکیان در دادگاه در آینده فیس بوک برای جمع آوری اطلاعات شخصی
کاربران و سواستفاده از آن برای کسب درآمد تبلیغاتی و ... با دشواری ها و
محدودیت های جدی مواجه خواهد شد.»





