تبلیغات
انقلاب های رنگارنگ

چرا رهبری اصرار دارند به خاورمیانه غرب آسیا بگویند

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:چهارشنبه 1 آبان 1392-11:34 ق.ظ


"البته من اصرار دارم این منطقه را «غرب آسیا» بگویم، نه خاورمیانه. تعبیر خاور دور، خاور نزدیك، خاور میانه درست نیست. دور از كجا؟ از اروپا. نزدیك به كجا؟ به اروپا. یعنى مركز دنیا اروپاست؛ هر جائى كه از اروپا دورتر است، اسمش خاور دور است؛ هر جا نزدیكتر است، خاور نزدیك است؛ هر جا وسط است، خاورمیانه است! این تعریفى است كه خود اروپائى‌ها كردند؛ نه، ما این را قبول نداریم. آسیا یك قاره‌اى است؛ شرقى دارد، غربى دارد، وسطى دارد؛ ما در غرب آسیا قرار داریم. بنابراین منطقه‌ى ما اسمش منطقه‌ى غرب آسیاست، نه منطقه‌ى خاورمیانه"

بیان فوق را رهبر معظم انقلاب در دیدار با دیدار اساتیددانشگاه هادر ماه رمضان امسال مطرح نمودند.مبحث مهمی که متاسفانه در رسانه ها چندان مانوری به آن داده نشد،ایشان با عمق نگاه استراتیژیک خود نسبت به مسائل بین المللی ومنطقه ای بار دیگر اقتدار نظام اسلامی را در مناسبات جهانی به رخ همگان کشیدند.اساسا بیان این نظر حضرت آقا در این مقطع تاریخی در منطقه که درکنار حرکت های بیداری اسلامی ،اسلامگرایی دوباره کشورهای اسلامی نیز به وجود آمده خود نشان دهنده این است که ملت های اسلامی دوره جدیدی را در تاریخ خود آغاز نموده اند که باید با تکیه بر توانایی ونیز حفظ استفلال وهویت اسلامی وتاریخی خود دست سلطه مستکبرین را از این منطقه حساس کوتاه نمایند.

خاورمیانه به چه معناست:

درباب خاورمیانه تاکنون تعاریف بسیاری از جانب اندیشمندان وصاحب نظران ارائه شده است. علی رغم اینکه کمتر از یک قرن از همه گیر شدن این تعریف در محافل بین المللی میگذرد ،اما این منطقه امروز به یکی از استراتیژیک ترین وحساس ترین ونیز با اهمیت ترین مناطق در جهان مبدل شده است.

واژه­ی خاورمیانه نخستین بار در 1902 / 1281 توسط یک آمریکایی به­نام «آلفرد تایر ماهان» برای توصیف منطقه بین خاور دور (هندوستان و قلمرو انگلیس و ماورای آن) و خاور نزدیک (قلمرو امپراتوری عثمانی) به­کار رفت. وی این پیشنهاد را طی مقاله‏ای در مورد دشواری‏های خلیج فارس برای انگلیس در نشریه «نشنال ریویو» مطرح کرد. اندکی بعد، این واژه از سوی روزنامه تایمز لندن و سپس در مکاتبات رسمی دولت انگلیس، و آن گاه توسط دولت‏های انگلیس و آمریکا در جنگ جهانی اول و دوم، مورد استفاده قرار گرفت. تأسیس اسرائیل غاصب در خاورمیانه و نیز آغاز و تداوم جنگ‏های متعدد اعراب و رژیم صهیونیستی و افزایش اهمیت جهانی نفت منطقه خاورمیانه، باعث کاربرد گسترده‏تر این واژه شد.

واژه خاورمیانه در یکی از محدودترین تعریف‏ها، به ­منطقه نفوذ انگلیس در فاصله دو جنگ جهانی اول و دوم، یعنی به فلسطین و ماورای اردن و عراق اطلاق می‏شد (خاورمیانه کوچک) اما بعدها، خاورمیانه تعداد بیشتری از کشورها را در برگرفت. این کشورها شامل ایران، ترکیه، اردن، مصر، قبرس، شبه جزیره عربستان، پاکستان، افغانستان، عراق، فلسطین، سوریه، لبنان و سودان است.

ایالات متحده امریكا و ایادی غربی آن برای تسلط بر این منطقه که از اهمیت استراتژیک و ژئو پلیتیک فوق العاده ای برخوردار است، طرح های مختلفی را به منصه‌ی ظهور گذاشته اند که از جمله ی آن می توان به "نقشه راه"، "طرح خاورمیانه بزرگ"، "طرح خاور میانه گسترده"، "طرح خاورمیانه جدید" و... اشاره کرد.

 اهمیت خاورمیانه

خاورمیانه پس از جنگ جهانی دوم به مرکز رقابت های بین المللی تبدیل شد. عوامل مهم و ویژگی هایی که این منطقه را به صفحه اول رقابت های بین المللی تبدیل کرده و قدرت های بزرگ با محور آمریکا برای توسعه نفوذ و تسلط بر آن تلاش می کنند عبارتند از:

1- موقعیت استراتژیک جغرافیایی

2- محل ظهور سه دین بزرگ اسلام، مسیحیت و یهودیت

3- فراگیربودن دین مبین اسلام در منطقه

4- منابع و ذخایر غنی انرژی، نفت و گاز

5- پل ارتباطی تجاری سه قاره جهان

6- پیشینه تاریخی و مذهبی و قرار گرفتن مکانهای بزرگ و مقدس مسلمانان

7- تنوع نظام¬های سیاسی، ایدئولوژیکی (پادشاهی، سنتی، جمهوری)

8- تعارضات قومی، مذهبی، منازعات و افراطی گری¬های مذهبی

9- وابستگی اکثر کشورها به قدرت¬های بزرگ

10- محل تاسیس سازمان¬های بین¬المللی و منطقه¬ای تاثیرگذار (اوپک، جنبش عدم تعهد و ...)

11- مرز مشترک زمینی و دریایی کشورها با هم

اهداف و راهبردهای مستکبرین در خاورمیانه

طراحان راهبردی آمریکا برتری جهانی ایالات متحده در طرح نظم نوین جهانی را از طریق تشکیل خاورمیانه بزرگ متشکل از آسیای میانه، جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا میسر دانسته که در گام اول آمریکا باید بر خاورمیانه کوچک (کشورهای افغانستان، عراق، سوریه و ...) تسلط یابد.اشغال عراق و افغانستان بخشی از اجرای طرح خاورمیانه بزرگ توصیف شده است.

اهداف و راهبردهای آمریکا در خاورمیانه را در چهار حوزه به شرح ذیل می توان دسته بندی کرد:

الف) اهداف و راهبردهای سیاسی

1. فرآیند دولت سازی در منطقه (نظام های باز) جایگزینی نظام های استبدادی، سلطنتی و موروثی

2. توسعه دیپلماسی عمومی و مدیریت افکار عمومی در ایجاد نظام های سیاسی با مدل لیبرال دمکراسی با ظاهر مردمی تحت سلطه آمریکا

3. حفظ موقعیت، نفوذ و تسلط آمریکا در منطقه در راستای استراتژی برتری جهانی

4. مشارکت دادن اروپا در هزینه¬های اجرای طرح خاورمیانه بزرگ

5. تامین امنیت کشورهای دوست آمریکا از جمله اسرائیل

6. امنیت جریان نفت و انرژی برای کنترل اقتصاد جهانی

7. ترویج آزادی های سیاسی و حقوق بشر

ب‌) اهداف و راهبردهای فرهنگی

استحاله فرهنگی ونا کارآمد ساختن فرهنگ های ملی و ترویج و تحمیل فرهنگ جایگزین متمایل به غرب از طریق:

1) گسترش فضای مجازی و ابزارهای رسانه ای، اینترنت

2) تسلط بر سازمان های غیردولتی فرهنگی

3) تحقیر فرهنگ بومی و ملی و عدم استناد و توجه به آثار و احوال گذشتگان

4) فرقه سازی و تشکیک و تردید در مبانی و ارزش های دینی

5) کمک به جهانی سازی فرهنگی

6) عملیات روانی، هدایت و فریب افکار عمومی

7) تضعیف روحیه و پرستیژ ملی در کشورهای منطقه

8) آموزش و توانمندسازی گروه ها، NGO ها و اشخاص و توسعه و تقویت جامعه مدنی

9) آموزش فرهنگ و ارزش های غربی با پوشش توسعه دانایی و کاهش بی سوادی در منطقه

10) اسلام زدایی و واژه زدایی اسلامی از متون آموزشی و مبارزه با اعتقادات مذهبی و دینی

11) جلوگیری از رشد اسلام گرایی

ج‌) اهداف و راهبردهای اقتصادی

1. دسترسی آسان و ارزان به نفت و انرژی

2. تشکیل منطقه آزاد تجاری خاورمیانه

3. هموار کردن ورود اسرائیل به حوزه اقتصادی منطقه

4. گسترش روابط تجاری و تجارت منطقه¬ای

5. تسلط بر جریان اقتصادی خلیج فارس

د) اهداف و راهبردهای نظامی

راهبردهای نظامی برای حفظ نفوذ و سلطه سیاسی، استیلای فرهنگی و اقتصادی کشورهای منطقه بکار گرفته می شود.

راهبردهای نظامی یا اقدامات پیش دستانه پس از ناکارآیی ابزار تهدید و بازدارندگی و راهبردهای سیاسی فرهنگی مورد بهره گیری قرار گرفته است راهبردهای نظامی بخشی از دکترین آمریکا در نظام بین الملل است برای کشورهایی که از قوانین بین المللی (بخوانید قوانین آمریکایی) پیروی نکنند و اشغال نظامی عراق و افغانستان توسط آمریکا و متحدانش در اجرای طرح خاورمیانه و راهبردهای آمریکا در منطقه توصیف گردیده است.

همزمان با تحولات و موج بیداری اسلامی در منطقه، حمله نظامی به لیبی و عملیات نظامی عربستان در بحرین را نیز می-توان به نیابت از آمریکا و در راستای اجرای راهبردهای نظامی توصیف نمود که با شعار آزاد کردن مردم، ایجاد و دموکراسی، انجام اصلاحات سیاسی متمدن کردن مردم، آبادانی کشور و ... انجام گرفته ومی گیرد..

حال با بیان کوتاهی که عرض شد به خوبی میتوان به این نکته پی برد که استعمار گران به چه دلیل خاورمیانه را برای خود با اهمیت می دانند.آنچه امروز نیاز است برهم زدن معادلاتی ست که اروپا وآمریکا برای ما تعریف کرده اند وما را مجبور نمودند که در زمین طراحی شده وتعریف شده آنها بازی کنیم که بحث خاورمیانه نیز از آن جمله است چرا که این بحث همان طور که رهبری فرمودند در مقایسه با اروپا وآمریکا معنا می گیرد(اروپا محوری) که باید من بعد در ادبیات دیپلماسی وسیاسی ما به غرب آسیا تغییر پیدا کند که علاوه بر هویت یابی دوباره کشورهای این منطقه از حوزه نفوذ مستکبرین نیز خارج گردند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

.

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:چهارشنبه 1 آبان 1392-11:30 ق.ظ

اکونومیست: یک امتیاز و دو امتیاز آمریکا را از ایران راضی نمی‌کند! (خبر ویژه)
گزارش نشریه اکونومیست از اشتهای سیری‌ناپذیر آمریکا و اسرائیل در زمینه توقف تمام برنامه هسته‌ای ایران حکایت می‌کند.
اکونومیست با بیان اینکه وزیر خارجه ایران در نشست نمایندگان 1+5 در ژنو خواستار به رسمیت شناخته شدن حق غنی‌سازی ایران و کاهش تحریم‌ها در ازای پذیرش محدودیت در برنامه هسته‌ای ایران بود، نوشت: دشواری‌های زیادی بر سر راه توافق وجود دارد. ظریف امیدوار است اولین مرحله طرح وی 6 ماه تا یک سال طول بکشد. بعد از آن مرحله دوم است که ایران در مورد بعضی از فعالیت‌های هسته‌ای‌اش توقف یا کاهش فعالیت را می‌پذیرد که با کاهش گام‌به‌گام تحریم‌های غربی‌ها همراه است؛ به ویژه تحریم نفت و گاز ایران و تدابیر مالی که دادوستدش با جهان را به کلی کاهش داده است.
این نشریه ادامه می‌دهد: اوباما باید کنگره مردد را راضی کند. کلید دست یافتن به هر تعاملی پذیرش پروتکل الحاقی توسط ایران است که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر مبنای آن می‌تواند با نظارت‌های بیشتر و نوبه‌ای تاسیسات هسته‌ای ایران را زیر نظر بگیرد. این امر شامل حق دسترسی به سایت‌های هسته‌ای اعلام نشده‌ای است که برای اهداف مخفی از آنها استفاده می‌شود. بعضی از منتقدان مانند «دیوید آلبرایت» ناظر پیشین تسلیحاتی و رئیس موسسه علم و امنیت بین‌الملل در واشنگتن معتقد است ایران همچنین باید در مورد فعالیت‌های گذشته‌اش برای ساخت سلاح هسته‌ای نیز توضیح بدهد و تا زمانی که این کار را نکند اعتبار نیات فعلی‌اش زیر سوال خواهد رفت.(!)
اکونومیست نوشت: از این گذشته معلوم نیست ایران تا چه اندازه آماده است نگرانی‌ها در مورد برنامه هسته‌ای فعلی‌اش را رفع کند. برای نمونه تنها از کار انداختن تعدادی سانتریفیوژ کافی نیست. ایران در کمتر از دو سال توانایی غنی‌سازی اورانیوم خود را دو برابر کرده است.
اکونومیست آنگاه به مطالبات و توقعات بعدی آمریکا و صهیونیست‌ها می‌پردازد و می‌نویسد: «دو سایت غنی‌سازی ایران نیز دردسرساز هستند. تاسیسات غنی‌سازی فردو که در نزدیکی قم و در زیر زمین حفر شده است، تقریبا دو هزار و 700 سانتریفیوژ دارد و تنها در هر ماه می‌تواند 40 کیلوگرم اورانیوم با غنای 20 درصدی تولید کند. با در نظر گرفتن اینکه فردو قابل تخریب نیست و تنها سنگرشکن‌های زرادخانه‌های آمریکا می‌تواند آن را بمباران کند، تعطیلی همیشگی آن اولویت مهمی است به ویژه برای اسرائیل. پیشنهاد تعلیق تولید در تاسیسات فردو قطعا رد خواهد شد. آینده رآکتور آب سنگین اراک نیز مسئله‌ای حساس است. تاسیسات اراک تا اواخر سال 2014 میلادی مسیر جایگزینی با تولید پلوتونیوم در اختیار ایران قرار می‌دهد.»
این نشریه خاطرنشان کرد: «تعلیق تولید و سوخت‌رسانی به تاسیسات اراک به تنهایی مذاکره‌کنندگان آمریکایی و غربی را راضی نمی‌کند. انتظار می‌رود آنها یا در مورد تعلیق همیشگی یا تبدیل این رآکتور به نوع دیگری از رآکتور تحقیقاتی[!!] اصرار کنند که بتواند از ذخایر اورانیوم غنی شده 5/3 درصدی ایران استفاده کند.»


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نگرانی اقتصاددان اصلاح‌طلب از بازتولید سیاست‌های ناکام دولت سازندگی

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:چهارشنبه 1 آبان 1392-11:27 ق.ظ



یک اقتصاددان اصلاح‌طلب نسبت به تکرار سیاست بحران‌زای دولت سازندگی در زمینه اقتصادی هشدار داد.
دکتر حسین راغفر در مصاحبه با سایت اصلاح‌طلب فرارو ضمن بیان این مطلب که «نابسامانی‌های امروز محصول سیاست‌های اقتصادی دهه 70 است»، اظهار داشت: این سیاست‌ها کاملاً ناموفق بود و بسیاری از نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی امروز، محصول آن دوره است. از اقدامات و سیاست‌های دولت علائمی دیده می‌شود که موجب تشدید نگرانی‌ها درباره اجرای دوباره سیاست‌های تعدیل اقتصادی در دهه 70 می‌شود.»
وی با بیان اینکه یکی از این اقدامات مخالفت رئیس کل بانک مرکزی با کاهش قیمت ارز است گفت: «یکی از اصلی‌ترین سیاست‌های تعدیل ساختاری کاهش ارزش پول ملی به بهانه رونق صادرات است.»
این استاد دانشگاه اظهار کرد: شواهد نشان می‌دهد که دولت به دنبال اجرای دوباره سیاست‌های تعدیل اقتصادی است. البته به نظر من هنوز زود است و باید دید آیا اصلاً دولت می‌تواند این کار را انجام دهد یا خیر.»
وی ادامه داد: «تیم اقتصادی دولت فعلی تقریباً همان تیم اقتصادی دوره آقای هاشمی است که به اقتصاد بازار گرایش دارند. اینها برای حل مسائل اقتصاد کشور طرحی ندارند. طرح آنها همین واگذاری همه چیز به انگیزه‌های شخصی و مکانیسم عرضه و تقاضا است، در حالی که این دست نامرئی از روز اول آرتروز داشته است.»
راغفر خاطرنشان کرد: «این انگیزه‌های شخصی در برخی جاها کار نمی‌کند. از جمله اینکه بخش خصوصی همواره انگیزه برای ایجاد فساد دارد. یعنی براساس این منطق افراد حاضرند برای آنکه سود بیشتری ببرند رشوه دهند و قراردادی را بدست آورند.»
راغفر درباره سیاست‌های اقتصادی دهه 70 گفت: ایران برای اولین بار در این دوره از بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، استقراض قابل توجهی کرد؛ به طوری که تا دوره آقای خاتمی هزینه‌های آن استقراض را پرداخت می‌کرد. یعنی بازپرداخت آن استقراض به دولت بعدی موکول شد و سالیانه حدود 4 میلیارد دلار اصل و فرع بدهی دولت قبلی پرداخت می‌شد.»
این استاد دانشگاه اظهار کرد: «موضوع دیگری که باید به آن اشاره کرد هزینه‌های اجتماعی حاصل از اجرای سیاست‌های تعدیل ساختاری است. یعنی آنچه در این دوره تخریب شد اخلاق اجتماعی و عمومی و سرمایه‌های فرهنگی جامعه بود. به عبارت دیگر در فرایندی به اسم خصوصی‌سازی، نابرابری‌های عظیمی ایجاد شد که اصلی‌ترین دلیل فرسوده شدن اخلاق عمومی بود.»


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

1392

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:چهارشنبه 1 آبان 1392-11:16 ق.ظ


گفت: هر روزی که می‌گذرد نظر آقای زیباکلام درباره ضرورت مذاکره و رابطه با آمریکا بیشتر اثبات می‌شود!
گفتم: مرد حسابی! چرا پرت و پلا می‌گویی؟ اتفاقاً هر روز که می‌گذرد پرده جدیدتری از کینه‌توزی و خباثت آمریکا علیه ایران و مردم ایران آشکار می‌شود.
گفت: ولی ایشان گفته بود که می‌تواند دهها نمونه از فواید رابطه با آمریکا را بشمارد!
گفتم: راست می‌گوید! مثلاً همین دیروز نمایندگان مجلس از وزارت خارجه خواسته بودند به خاطر اهانت وندی شرمن به مردم ایران، سفیر سوئیس را احضار کند. خب! اگر خودمان با آمریکا رابطه داشتیم و سفیر آمریکا را احضار می‌کردیم که خیلی راحت‌تر بود!
گفت: ولی آقای زیباکلام اهانت وندی شرمن را محکوم کرده است!
گفتم: سهواللسان بوده! نباید فراموش کرد که آمریکا خیلی از ما جلوتر است. مثلاً؛ آنها در سال 2013 هستند و ما هنوز سال 1392 را هم تمام نکرده‌ایم!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

.

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:چهارشنبه 1 آبان 1392-11:13 ق.ظ

صالحی امیری در صورت موضع گیری شفاف در برابر فتنه88 رای خواهد آورد
 
 

عضو کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی با اشاره به جلسه مشترک این کمیسیون با سه وزیر پیشنهادی رئیس جمهور در روز گذشته بیان داشت: صالحی امیری در صورت موضع‌گیری شفاف در برابر فتنه می تواند برای نشستن بر روی کرسی وزارت ورزش و جوانان رای اعتماد مجلس را به دست آورد.


ابوالقاسم خسروی سهل‌آبادی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی " ندای انقلاب " با اشاره به برگزاری جلسه مشترک کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی با سه وزیر پیشنهادی دولت بیان داشت: در مورد آقای فانی به عنوان وزیر پیشنهادی وزارت ورزش در مجموع نظر نمایندگان نسبتا مثبت است چرا که از نظر مدیریتی در رده های خرد تا کلان وزارت خانه آموزش و پرورش به ایفای نقش پرداخته است.

وی ادامه داد: سوابق ایثارگری، علمی ایشان بسیار مناسب است و از نظر سیاسی دارای روحیه اعتدال هستند و حاشیه سیاسی ندارند.

این عضو کمسیون آموزش مجلس بیان داشت: با وجود اینکه برخی از نمایندگان به خاطر سن آقای فانی نگرانی هایی دارند ولی به نظرم ایشان از مجلس می توانند رای اعتماد را به دست آورند چرا که وی دارای تجارب ارزنده ای است.

وی در ادامه به نظر مجلس و به ویژه کمیسیون آموزش در مورد آقای فرجی دانا وزیر پیشنهادی علوم نیز اشاره کرد و گفت: وی سوابق علمی نسبتا خوبی دارد. آقای فرجی در روز گذشته  نظارتش را در باب دانشگاه همتراز نظام جمهوری اسلامی، مطالبات رهبری از دانشگاه، دین داری و التزام دانشجویان به مسائل دینی و الهی بیان کرد در حالی که به این موضوع نیز تاکید نمود که باید دانشگاه به نیازهای جامعه متصل و پاسخگوی نیازهای مردم باشد.

خسروی تاکید کرد: ایشان دیدگاه های خوبی را مطرح کردند و با توجه به اینکه مسائل سیاسی تندرو در مورد ایشان مطرح نیست و در فتنه 88 نقشی نداشتند و دارای جوانی، تحرک و سوابق علمی مناسب هستند به نظر می رسد می تواند رای اعتماد مجلس را به دست آورد.

این عضو کمیسیون آموزش مجلس در مورد صالحی امیری و شبهات سیاسی که در مورد وی نیز وجود دارد بیان داشت: ایشان نیز در جلسه روز گذشته مباحث خوبی را مطرح کردند اما شبهات سیاسی در مورد ایشان مطرح است و این سوال پیش آمده که آیا ایشان در فتنه 88 نقش داشته اند یا خیر؟

خسروی گفت: آقای صالحی امیری مدعی بودند که در هیچ صحنه ای از فتنه 88 نقش نداشته اند و بعد از صحبت های مقام رهبری سخنان ایشان را فصل الخطاب قرار داده است.

وی تاکید کرد: به نظر من اگر آقای صالحی امیری موضع گیری شفافی در قبال فتنه 88 داشته باشد و بتواند در این زمینه به خوبی از خود دفاع کند رای اعتماد مجلس را به دست خواهد آورد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

.

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:چهارشنبه 1 آبان 1392-11:11 ق.ظ

بوشهر 18 بار لرزید
 
 

۱۸ زمین لرزه از نخستین ساعات روز یکشنبه ۲۸ مهرماه تا روز جاری (چهارشنبه) اول آبان ماه حوالی بوشهر را لرزاند.
به گزارش "ندای انقلاب" به نقل از مرکز لرزه نگاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، زمان وقوع این زمین لرزه ها از ساعت ۴ و ۱۹ دقیقه بامداد روز یکشنبه ۲۸ مهر ماه تا ساعت ۹ صبح روز جاری اول آبان ماه بوده است.

بزرگترین زمین لرزه به بزرگی ۴،۲ در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) درساعت ۱۴و ۳۹دقیقه ۴۵ ثانیه روز گذشته (سه شنبه)و کوچکترین زمین لرزه به بزرگی ۱،۶ در مقیاس امواج دورنی زمین (ریشتر) در ساعت ۳ و ۳ دقیقه و ۵۷ ثانیه روز یکشنبه در این منطقه به وقوع پیوسته است.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

.

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:چهارشنبه 1 آبان 1392-11:10 ق.ظ

نگرانی اقتصاددان اصلاح‌طلب از بازتولید سیاست‌های ناکام دولت سازندگی

یک اقتصاددان اصلاح‌طلب نسبت به تکرار سیاست بحران‌زای دولت سازندگی در زمینه اقتصادی هشدار داد.
دکتر حسین راغفر در مصاحبه با سایت اصلاح‌طلب فرارو ضمن بیان این مطلب که «نابسامانی‌های امروز محصول سیاست‌های اقتصادی دهه 70 است»، اظهار داشت: این سیاست‌ها کاملاً ناموفق بود و بسیاری از نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی امروز، محصول آن دوره است. از اقدامات و سیاست‌های دولت علائمی دیده می‌شود که موجب تشدید نگرانی‌ها درباره اجرای دوباره سیاست‌های تعدیل اقتصادی در دهه 70 می‌شود.»

وی با بیان اینکه یکی از این اقدامات مخالفت رئیس کل بانک مرکزی با کاهش قیمت ارز است گفت: «یکی از اصلی‌ترین سیاست‌های تعدیل ساختاری کاهش ارزش پول ملی به بهانه رونق صادرات است.»

این استاد دانشگاه اظهار کرد: شواهد نشان می‌دهد که دولت به دنبال اجرای دوباره سیاست‌های تعدیل اقتصادی است. البته به نظر من هنوز زود است و باید دید آیا اصلاً دولت می‌تواند این کار را انجام دهد یا خیر.»

وی ادامه داد: «تیم اقتصادی دولت فعلی تقریباً همان تیم اقتصادی دوره آقای هاشمی است که به اقتصاد بازار گرایش دارند. اینها برای حل مسائل اقتصاد کشور طرحی ندارند. طرح آنها همین واگذاری همه چیز به انگیزه‌های شخصی و مکانیسم عرضه و تقاضا است، در حالی که این دست نامرئی از روز اول آرتروز داشته است.»

راغفر خاطرنشان کرد: «این انگیزه‌های شخصی در برخی جاها کار نمی‌کند. از جمله اینکه بخش خصوصی همواره انگیزه برای ایجاد فساد دارد. یعنی براساس این منطق افراد حاضرند برای آنکه سود بیشتری ببرند رشوه دهند و قراردادی را بدست آورند.»

راغفر درباره سیاست‌های اقتصادی دهه 70 گفت: ایران برای اولین بار در این دوره از بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، استقراض قابل توجهی کرد؛ به طوری که تا دوره آقای خاتمی هزینه‌های آن استقراض را پرداخت می‌کرد. یعنی بازپرداخت آن استقراض به دولت بعدی موکول شد و سالیانه حدود 4 میلیارد دلار اصل و فرع بدهی دولت قبلی پرداخت می‌شد.»

این استاد دانشگاه اظهار کرد: «موضوع دیگری که باید به آن اشاره کرد هزینه‌های اجتماعی حاصل از اجرای سیاست‌های تعدیل ساختاری است. یعنی آنچه در این دوره تخریب شد اخلاق اجتماعی و عمومی و سرمایه‌های فرهنگی جامعه بود. به عبارت دیگر در فرایندی به اسم خصوصی‌سازی، نابرابری‌های عظیمی ایجاد شد که اصلی‌ترین دلیل فرسوده شدن اخلاق عمومی بود.»


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سیاه نمائی و تمرکز بر اختلافات ما را به جائی نمی رساند

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:چهارشنبه 1 آبان 1392-11:09 ق.ظ

سیاه نمائی و تمرکز بر اختلافات ما را به جائی نمی رساند
سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا در واکنش به اظهارات توهین آمیز معاون وزیر خارجه این کشور اظهار داشت: هیات ایرانی و هیات آمریکایی به سرپرستی معاون وزیر شرمن در تازه ترین دور از گفتگوهای گروه 1+5 روشهای جدیدی برای درک یک دیگر یافته اند.

خبرنگار مهر در تماسی با آلن ایر سخنگوی وزارت خارجه امریکا از وی سئوال کرد اخیرا نقل قولی از خانم شرمن منتشر شده که گفته است دروغ و فریب بخشی از DNA ایرانیان است و امریکا قصد برداشتن تحریم ها علیه ایران را ندارد بلکه تنها می خواهد به ایران برای رفع نگرانی های غرب استراحت بدهد آیا این نقل قول درست است؟اگر درست است نظر وزارت خارجه امریکا درباره این توهین به مردم ایران چیست؟ که وی در پاسخ گفت: بدون شک، هر دو طرف طی این ٣٠ سال گذشته حرف هایی زدند که باعث رنجش طرف دیگر شده اند،‌ و هر دو طرف هم به کرات در مورد بی اعتمادیشان به طرف دیگر صحبت کرده اند.

سخنگوی وزارت خارجه امریکا گفت: اما سیاه نمایی و تمرکز بر اختلافات به جای اشتراکات، ما را به جایی نمی رساند. همانطور که پرزیدنت اوباما در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل گفت: ایران و ایالات متحده از زمان انقلاب اسلامی سال ١٩٧٩ از یکدیگر دور بوده اند. این بی اعتمادی ریشه های عمیقی دارد. من عقیده ندارم که یک شبه می توان سابقه دشواریمان را پشت سر گذاشت . اما اگر بتوانیم مساله برنامه هسته ای ایران را حل کنیم، این کار می تواند بعنوان یک گام عمده ای در یک راه طولانی به سوی روابطی متفاوت و بر پایه منافع و احترام متقابل، عمل کند.

خبرنگار مهر همچنین از ایر درباره این که تیم مذاکره کننده امریکا محتوای مذاکرات ژنو را در اختیار اسرائیل قرار داده است سئوال کرد و پرسید در صورت صحت آیا مغایر با توافقات طرفین برای محرمانه ماندن مذاکرات نیست؟ که سخنگوی وزارت خارجه امریکا در پاسخ گفت:من فکر می کنم که هیات ایرانی و هیات آمریکایی به سرپرستی معاون وزیر شرمن در تازه ترین دور از گفتگوهای گروه 1+5 روشهای جدیدی برای درک یک دیگر یافته اند. علاوه بر آن، گفتگوهای دوجانبه، که انشاالله تداوم پیدا کند، کمک می کند تا بتوانیم بر این سالهای طولانی بی اعتمادی فائق آییم.

خاطر نشان می شود اخیرا نقل قولی از وندی شرمن مذاکره کننده ارشد امریکا در گروه 1+5  منتشر شده که در کنگره این کشور در پاسخ به سئوالی درباره مذاکرات با ایران گفته است: ما میدانیم فریب کاری بخشی از DNA است!


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لغو یک تحریم علیه ایران از سوی دولت انگلیس

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:چهارشنبه 1 آبان 1392-11:00 ق.ظ

لغو یک تحریم علیه ایران از سوی دولت انگلیس

وزارت انرژی انگلیس طی بیانیه‌ای از لغو تحریم‌های میدان گازی «رهام» که بخشی از مالکیت آن در اختیار ایران است خبر داد.

به گزارش بولتن نیوز، دولت انگلیس از تحریم میدان گازی رهام که بخشی از مالکیت آن در اختیار ایران قرار دارد خبر داد. بریتانیا اعلام کرده درآمد ایران از محل تولید این میدان به عنوان دارایی‌های بلوکه شده این کشور نگهداری می‌شود.

بنا به گزارش خبرگزاری رویترز، وزارت انرژی انگلیس ضمن اعلام این خبر، علت این تصمیم را جلوگیری از هر گونه آسیب به محیط و آسیب به این میدان که در سال ۲۰۱۰ به عنوان بخشی از تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه ایران تعطیل شد، عنوان کرده است.

این وزارتخانه در بیانیه‌ای اعلام کرد به این میدان گازی اجازه داده برای جلوگیری از وارد آمدن خسارت به این میدان پرفشار و پردما مجدداً آغاز به کار کند.

وزارت انرژی اعلام کرد: «دولت از آغاز به کار عملیات تولید در رهام که برای جلوگیری از آسیب‌های محیطی بالقوه و از بین رفتن احتمالی ارزش این میدان است حمایت می‌کند.»

شرکت بریتیش پترولیوم و شرکت ملی نفت ایران به طور مشترک مالکیت میدان گازی رهام را در اختیار دارند.

این میدان گازی پیش از تعطیلی در اکتبر سال ۲۰۱۰ تأمین حدود ۴ درصد از گاز انگلیس را به عهده داشت.

تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه شرکت‌های ایران، از جمله شرکت ملی نفت ایرتن همچنان پابرجاست و دولت انگلیس اعلام کرد که درآمد شرکت ملی نفت ایران از محل فروش گاز در میدان رهام جزو دارایی‌های بلوکه شده ایران قلمداد خواهد شد.

اتحادیه اروپا و آمریکا سه سال پیش با طرح این ادعا که ایران به دنبال اهداف نظامی در برنامه هسته‌ایش است تحریم‌هایی علیه شرکت‌های ایرانی وضع کرد.

ایران همواره این ادعا را رد کرده و بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود تأکید کرده است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

.

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:چهارشنبه 1 آبان 1392-10:59 ق.ظ

   وزیر دادگستری: نیازی به اعدام مجدد قاچاقچی بجنوردی نیست

وزیر دادگستری به ارایه توضیحاتی درباره کلیات طرح افزایش اختیارات رییس قوه قضاییه، سرانجام لایحه جامع وکالت و اعدام مجدد قاچاقچی بجنوردی پرداخت.
به گزارش بولتن نیوز، حجت‌الاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی در مراسم روز کارشناسی رسمی دادگستری در جمع خبرنگاران درباره‌ی تصویب کلیات طرح افزایش اختیارات رییس قوه قضاییه گفت: این طرح، قانون شده است. به دلیل این‌که لوایح قوه قضاییه از طرف دولت با تاخیر به مجلس ارسال می‌شد، دستگاه قضایی پیشنهاد داد که مستقیما لوایح را به مجلس ارسال کند.

وی افزود: لوایح معطل مانده در دولت دهم زیاد بوده که امیدواریم در دولت جدید این اتفاق نیفتد. البته دولت یازدهم اعلام کرده که ان‌شاءالله مر قانون را رعایت می‌کنیم و اجازه چنین اتفاقی را نمی‌دهیم.

وزیر دادگستری در پاسخ به سوال دیگری درباره‌ی نظر وی درباره اظهارات رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری که عنوان کرده کشیدن قلیان برای بانوان ایرادی ندارد، گفت: بسیاری از چیزها شاید آزاد باشد اما ما نباید تشویق و آنها را ابراز کنیم. برای آقایان هم شاید آزاد باشد همان‌طور که ما دخانیات را ممنوع نکردیم ولی ما نمی‌خواهیم مردان و زنان را تشویق کنیم.

پورمحمدی در پاسخ به سوال خبرنگار ایسنا مبنی بر این‌که آیا لایحه جامع وکالت برای اعمال نظر وزیر دادگستری به این وزارتخانه ارسال شده است،‌ اظهار کرد: خیر، چنین چیزی نیست. این لایحه در حال آماده شدن است. به دلیل این‌که در دولت قبلی تصویب شده بود نیاز به اصلاحات دارد ولی به سرعت در حال انتقال آن به مجلس هستیم.

وی افزود: هم‌اکنون لایحه جامع وکالت در کمیسیون لوایح دولت است.

وزیر دادگستری در پاسخ به این‌ سوال که از آن‌جا که اعلام کرده بودید اعدام مجدد قاچاقچی بجنوردی را پی‌گیری می‌کنید آیا در جلسه‌ی مسوولان عالی قضایی در روز چهارشنبه (فردا) این موضوع را مطرح خواهید کرد یا نه، اظهار کرد: خیر، ان‌شاءالله حال وی خوب شود. البته این فرد با دستگاه نگهداری می‌شود. باید دید که وی بهبود می‌یابد یا خیر.

پورمحمدی تاکید کرد: فکر می‌کنم که دیگر نیازی به اعدام مجدد این محکوم نباشد. البته با تلاش‌هایی که بنده کردم با جواب مثبت هم روبه‌رو شدم.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انتشار 6 میلیون جلد کتاب ضدشیعی در عربستان

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:چهارشنبه 1 آبان 1392-10:56 ق.ظ

یکی از مراجع تقلید قم با اشاره به انتشار 6 میلیون جلد کتاب ضدشیعی در عربستان گفت: با دروغ و تهمت نمی‌توان جلوی پیشرفت شیعه و منطق این مذهب ایستاد.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس از قم، آیت‌الله ناصر مکارم‌شیرازی صبح امروز در درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد با اشاره به این‌که مناسبت‌های تاریخی شیعه در این سال‌های اخیر پرشکوه‌تر از سابق برگزار می‌شود، گفت: عاشورا با عاشوراهای قدیم خیلی تفاوت پیدا کرده و بسیار وسیع و گسترده شده است و عید غدیر خم نیز بسیار بزرگتر از سابق برگزار می‌شود.

وی افزود: همچنین مسائل مربوط به امام زمان (عج) نیز نسبت به گذشته باشکوه‌تر و دامنه‌دارتر است و مسئله ولایت پررنگ‌تر از سابق در حال مطرح شدن است.

این مرجع تقلید ادامه داد: در این میان باید مراقب بود که افراط و تفریط به این مسئله لطمه نزده و باید با اعتدال این ایام‌الله گسترش یابد و نباید چهره این ایام با مسائل نادرست خدشه‌دار شود.

وی در ادامه با اشاره به حدیثی از امام هادی (ع) عنوان کرد: باید افراد از تملق دوری کرده و به جای آن حسن نیت داشته باشند چراکه مسئله تملق از بلاهایی است که در جوامع بشری از قدیم‌الایام وجود داشته است و امروز هم متاسفانه وجود دارد.

آیت‌الله مکارم‌شیرازی با اشاره به این‌که افراد بی‌شخصیت با تملق سر کار آمده و افراد با شخصیت کنار زده می‌شوند، گفت: از طریق تملق افراد ناصالح و بی‌شخصیت به پست و مقام می‌رسند و با این کار ضایعه بسیار بزرگی در جامعه پیدا می‌شود.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این‌که امسال توسط تشکیلات سعودی 6 میلیون کتاب بر ضدشیعه منتشر شده است، ادامه داد: 6 میلیون عدد بسیار بزرگی است و میلیاردها هزینه دارد.

این مرجع تقلید اظهار داشت: سرمایه اصلی این کتاب‌ها غالباً دروغ و تهمت است و بعید می‌دانم دولت سعودی مایل به این کار باشد و این متعصبان وهابی که بخش‌هایی را در اختیار دارند به واسطه شکست‌های پی در پی که متحمل شده‌اند می‌خواهند از این طریق وارد شوند.

وی تصریح کرد: البته این اقدامات تاثیری در وضعیت شیعه ندارد؛ شیعه دارای منطق است، شیعه نه آدم‌کش و نه تروریست بوده و دست به ویرانگری نمی‌زند و سر افراد را نمی‌برد و قبور صالحان را تخریب نمی‌کند؛ شیعه دارای منطق و برنامه است و با یک مشت دروغ و تهمت نمی‌توان جلوی پیشرفت آن را گرفت.

آیت‌الله مکارم‌شیرازی گفت: ولی این عیب است که کس دیگری را به خانه دعوت کرده و از سوی دیگر 6 میلیون کتاب علیه او منتشر کرد؛ حجاج ضیوف‌الرحمن هستند و میهمان این کشورها هستند؛ کدام عقل اجازه می‌دهد که انسان نسبت به ضیوف خود این‌گونه رفتار کند.

وی تصریح کرد: این‌ها به دنبال این هستند که تخم نفاق را در ایام وحدت بکارند، یقین داشته باشید که این اقدامات تاثیری ندارد و دولتمردان سعودی باید جلوی متعصبین وهابی را بگیرند چراکه این اقدامات به نفع کشورشان نیست.

استاد حوزه علمیه قم با اشاره به مطرح شدن برخی سخنان مبنی بر اعلام نظر فقها در خصوص خوانندگی زنان گفت: گفته شده است که چرا می‌گویید خواننده زن نباشد نصف جمعیت ایران زن است و فقها در این زمینه نظر دهند، این طرز سخن‌گویی سابقه ندارد.

وی با انتقاد از جسور شدن و مدعی شدن این افراد گفت: این‌ها خبر ندارند یک طلبه 20 سال درس می‌خواند تا به مرحله اول اجتهاد برسد و باید برای مجتهد شدن 40 سال درس خواند. وزارت ارشاد بداند تکرار این کارها سبب می‌شود که مردم فاصله بگیرند.

آیت‌الله مکارم‌شیرازی در ادامه با اشاره به مذاکره با غرب اظهار داشت: ما در شرایطی هستیم که با غربی‌ها چانه می‌زنیم، در این شرایط در داخل کشور باید متحد بود و ایجاد اختلاف در داخل در چنین شرایطی به مصلحت کشور نیست و نباید از این طرف دولت مشغول مذاکره باشد و از طرف دیگر ما دولت را تضعیف کنیم؛ انتقاد آزاد بوده اما نباید تخریب صورت گیرد. مسئولان مذاکره کننده حواس خود را جمع کنند که با شیاطین طرف هستند و مبادا کلاه سرشان برود؛ شعار واقعی آن‌ها این است تا می‌توانی امتیاز بگیر و تا میتوانی امتیاز نده.

وی تاکید کرد: در این شرایط نباید داخل کشور به هم بریزد و برادران و خواهران مراقب باشند که وحدت داخلی حفظ شود؛ اگر ایراد و انتقادی هست باید مطرح شود چراکه نقد موجب پیشرفت می‌شود ولی در عین حال تخریب و ایجاد شکاف نباید صورت گیرد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

.

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:یکشنبه 28 مهر 1392-01:35 ب.ظ

شهید محمد رضا دشتی اسطوره ی که اسماعیل سیستان و بلوچستان شد
متن پیامک اینگونه بود ...شهیدی که تیر حنجره اش را شکافته بود اما زمزمه سوره الرحمن برلبانش تا لحظه شهادت جاری بود ...او شهید محمد رضا دشتی بود ، شهیدی که در اسارت جام شهادت را نوشید و مشتاقانه به صف یاران شهید و برادرش محمد تقی شتافت

شهید محمد رضا دشتی اسطوره ی که اسماعیل سیستان و بلوچستان شد

به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: ماجرای آشنایی با نام شهیدان دشتی علی الخصوص محمد رضا و نحوه شهادتش با یک پیامک توسط یکی از رزمندگان اسیر درعراق با نام هادی ایزی آغاز شد

متن پیامک اینگونه بود ...شهیدی که تیر حنجره اش را شکافته بود اما زمزمه سوره الرحمن برلبانش تا لحظه شهادت جاری بود ...
او شهید محمد رضا دشتی بود ، شهیدی که در اسارت جام شهادت را نوشید و مشتاقانه به صف یاران شهید و برادرش محمد تقی شتافت
کمی همت و تلاش کافی بود تا صاحب پیامک و به نوعی همرزم این شهید بزرگوار را پیدا کنیم ،و این تماس در کمترین زمان صورت گرفت

با شنیدن نام شهید محمد رضا دشتی ،صدای بغض آلود پشت تلفن جرقه ی لازم داشت و آن ذکر نام شهید محمد رضا بود که صاحب صدا را به یاد دوران اسارت و شهادت محمد رضا بیاندازد
آنچه که او برایمان بازگو کرد واقعیت عظمت و بزرگی شهدا بود...
او تنها از نحوه شهادت محمد رضا اطلاع داشت اما از خانواده او اطلاعی نداشت و در واقع شناختش به دوران اسارت و بیمارستان الرشید عراق بر می گردد طی عملیات کربلای ۵ محمد رضا از ناحیه حنجره مورد اصابت گلوله قرار گرفته و حنجره اش متلاشی می گردد او را به همراه دیگر اسیران ایرانی به عراق منتقل می کنند
شهید محمد رضا دشتی به دلیل اصابت گلوله بر حنجره به بیمارستان الرشید عراق انتقال داده می شود اما انگار این زخم مقام شهادت را برایش به ارمغان آورد و او پس از یک شب تحمل جراحت به درجه رفیع شهادت نائل آمد
هادی ایزی برایمان گفت؛ من هم مثل محمد رضا مصدوم و به بیمارستان الرشید عراق منتقل کرده بودند با محمد رضا آنجا بود که آشنا شدم یک جوان ۱۶-۱۷ ساله بود و وضیعت جسمی خوبی نداشت گلوله حنجره اش را متلاشی کرده بود ،اما برایم جالب بود که با آن وضیعت مدام سوره الرحمن و علق را زمزمه می کرد،در همان لحظات اولیه که محمد رضا را آورده بودند دکتر عراقی که به زبان فارسی هم تسلط داشت از من خواست تا اسم و فامیل محمد رضا را از او بپرسم ، نزدیک محمد رضا شدم و از او پرسیدم با همان وضیعت از نام و دیارش گفت ؛(من محمد رضا دشتی زابل) این تنها حرفی بود که از او شنیدم
هادی ایزی در ادامه بازگو می کند ؛شهید محمد رضا نصفه های شب احساس تشنگی می کند و تصمیم می گیرد تا سرم دستش را قطع کند در همان لحظه متوجه شدم و دکترها را صدا کردم و آنها برای کاهش درد به محمد رضا دیازپام تزریق کردند ولی امکان آب دادن به محمد رضا نبود
صبح روز بعد محمد رضا دوباره احساس تشنگی می کند و در حالی که زمزمه سوره الرحمن بر لبانش جاری بوده است به شهادت می رسد ...و من در حسرت آب دادن به محمد رضا ماندم ...
صدایی دیگر از پشت تلفن شنیده نمی شد ؛ بغض جاماندن گلوی این رزمنده ، آزاده و جانباز عزیز را می فشرد ،او را به یاد گلوی متلاشی شده محمدرضا و رفاقت یک شبه اش انداخت ...
اما از آنجا که خود هادی ایزی دوست داشت تا این پیام از شهید محمد رضا دشتی را منتقل کند آسوده خاطر شد
آشنایی با محمد رضا و محمد تقی به اینجا ختم نشد ؛پیگیریهای صورت گرفت و سرانجام ما را با داماد این خانواده آشنا ساخت
او همرزم شهید محمد رضا دشتی بود منصور بستانی جانباز ۵۵ درصد و آنچه که سالها در مورد محمد رضا شنیده و دیده بود را برایمان گفت: محمد رضا در کودکی و نوجوانی با انقلاب مانوس بود همیشه همراه بردارش محمد تقی در راهپیمایی علیه رژیم شاه شرکت می کرد چهارم دبستان و ده ساله بود که انقلاب پیروز شد
محمد تقی چند سال بزرگتر از محمد رضا بود و به عنوان امدادگر در جبهه مشغول بود ،یادم است یک بار محمد تقی به سنگری که محمد رضا و من داخل آن بودیم آمده بود تا محمد رضا را به گردان خودش ببرد اما محمد رضا کنار ما ماند
از محمد تقی بگویم که درسال ۶۴ وارد جبهه شد ودر عملیات کربلای یک در آستانه آزاد سازی مهران در ۱۲ تیر ماه ۶۵ به شهادت رسید
پس از شهادت محمد تقی ، محمد رضا برای تدفین و خاک سپاری برادر عازم زاهدان شده و بعد از مدتی برای شرکت در عملیات کربلای ۵ عازم منطقه عملیاتی شلمچه می شود
محمد رضا از ۵ سالگی نماز و قرآن را با صوت زیبای تلاوت و حفظ می کرد او متولد ۱۳۴۸زاهدان بود ، پسری مهربان و با گذشت و خوش رو بود ،هرزمانی که فرصت پیدا می کرد قرآن می خواند و به خواندن قرآن خیلی اهمیت می داد
از خصلت های بارزمحمد رضا این بود که همیشه غسل جمعه ،نماز شب و احترام به پدر و مادر را فراموش نمی کرد
در کنار صوت زیبایی که در تلاوت قرآن داشت خط بسیار زیبای نیز داشت و در انجام فعالیتهای خطی با سپاه پاسداران همکاری داشت
موقع اعزام به مناطق عملیاتی سوم دبیرستان بود ،با اتحادیه انجمن های اسلامی همکاری داشت ، حافظ جزء ۳۰ قرآن بود قبل از اعزام به جبهه در مسابقات قرآنی جوایزی از دست امام جمعه زاهدان دریافت نمود ، حفظ قرآن را در برنامه زندگی اش قرار داده بود
محمد رضا قبل از شرکت در عملیات کربلای ۵ از خوابی برای ما گفت؛ روی دیوار در حال پیاده کردن طرحی بودم که در همان لحظه تیری به من اصابت کرد و شهید شدم
شهید محمد رضا ۷بهمن ۶۵ وارد عملیات کربلای ۵ می شود در همین عملیات از ناحیه حنجره مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به اسارت نیروهای بعثی عراق در می آید ، شهید محمد رضا در بیمارستان الرشید عراق به شهادت می رسد
پدر و مادر این دو برادر شهید به دیار حق لبیک گفتند ،محمد رضا برادر دیگری هم داشته است که در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) به رحمت ایزدی می رود
پیکر مطهر شهید محمد رضا دشتی ۱۵ سال بعد از شهادتش به آغوش میهن اسلامی و خانواده بر می گردد ، سال ۸۱ که محمد رضا را به زاهدان آوردند صورتش هنوز تازگی خود را داشت
او با غیرت و شهامت اسماعیل گونه و حنجره خونی علی اصغر امام حسین (علیه اسلام) در صف خوبان خداوند جای گرفت
امروز اگر حرفی برای گفتن داریم از همین حنجره های خونین است حرمت حنجره های خونین را به بهای اندک دنیا نفروشیم ...
یاد و نامشان گرامی باد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هاشمی در خلاف مصالح نظام حرکت می کند

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:پنجشنبه 11 مهر 1392-11:16 ق.ظ


 
عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی در واکنش به نقل وقول های هاشمی از امام (ره)گفت: حرف های امروز این آقایان، صادقانه نیست و یا از روی توهم و یا غلبه فضای سیاسی بر فضای حقیقی این گونه مباحث را نقل و قول می کنند.

aaaa11706.jpg - 9.53 Kbندای انقلاب: محمد دهقان عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی درپاسخ به این سوال که پایگاه رسمی هاشمی رفسنجانی مطلبی ازقول ایشان مبنی براینکه امام موافق حذف شعار مرگ بر آمریکا بود، در خروجی خود منتشر کرده، آیا همچنین نقل و قول هایی از امام(ره) صحت دارد، گفت: قبل از اینکه بگوییم چه کسانی چه مطالبی را مطرح می کنند باید در ابتدا موضوع بدیهی و عقلانی سال های انقلاب برای ما تکرار شود،در این سال ها جمهوری اسلامی ایران از روی هوا و هوس و سلیقه سیاسی با آمریکا به مخالفت و دشمنی نپرداخته است بلکه به خاطر اعتقاد به اسلام آمریکا را ابر جنایتکار دنیا در تاریخ شناخته و آنها دوست تلقی نمی کرد.

وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی در این سال ها براساس اعتقاد به اسلام از مظلوم دفاع می کرد و دشمن جنایتکارترین کشورجهان بود، تصریح کرد:آمریکا باحمایت از رژیم اشغالگر قدس دست به جنایت های بسیاری علیه مردم بی گناه و مظلوم فلسطین و بشریت زده است.

عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی تمام جنایت های رخ داده در کشور سوریه را حاصل سیاست های کشور جنایتکار آمریکا دانست و تاکید کرد: دولتمردان آمریکایی در این ۵۰ سال گذشته به ۵۰ کشوراز جمله ویتنام، ژاپن، پاکستان و افغانستان حمله کرده و حتی در مراسم های شادی و عروسی آنها هم دست به کشتار مردم مظلوم زده است.

وی در ادامه اظهارداشت: دولتمردان ،مسئولان و ملت جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک مسلمان و انسان همیشه برای خون انسان ها احترام قائل بوده و امام راحل(ره)هم در راس این نظام به عنوان ولی فقیه جامعه اسلامی دشمن و مخالف سرسخت سیاست های کشورآمریکا بود.

دهقان خاطرنشان کرد: امام (ره) بارها و بارها درسخنرانی های خود که در صحیفه نور به وضوح دیده می شود، مخالفت خود را با آمریکای جنایتکار مطرح و آنها را شیطان بزرگ در جهان معرفی کرده است.

وی با بیان اینکه با وجود اسناد و مدارک موجود نمی توان سخنان امام را پنهان کرد، گفت:متاسفانه امروز برخی ها بدون هیچ سند و مبنایی یک سری نقل و قول های بی اعتباری را در سطح جامعه مطرح می کنند.

عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی تاکید کرد:حرف های امروز این آقایان، صادقانه نیست و یا از روی توهم و یا غلبه فضای سیاسی بر فضای حقیقی این گونه مباحث را نقل و قول می کنند.

وی در ادامه اظهارداشت: یک فردی با وجود این همه صفحات و مدارک از سخنان امام، مباحثی را مطرح می کند که همه علمایی که در محضر امام راحل (ره) بودند و الان هم در مسیر انقلاب هستند اینها را رد می کنند.

دهقان در پایان با بیان اینکه متاسفانه این افراد مدتی است که از گذشته خودشان پشیمان شده اند و در مسیر خلاف مصالح نظام حرکت می کنند و حرف آنها هیچ سندیتی ندارد، خاطرنشان کرد: کسانی که در سال های اخیر راه ، خط، مسیر و کلمات امام (ره) را زیر پای گذاشتند و دشمنان انقلاب از جمله اسرائیل جنایتکار را شاد کردند و در هفته های گذشته هم با سخنان نسنجیده در مورد ملت و دولت سوریه دشمنان نظام را شاد و دوستان را ناراحت کردند، حرفشان مستند نیست.متاسفانه این افراد خواسته یا نا خواسته به جای منفعت ملی منافع دشمنان را دنبال می کنند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تشکر خانواده کروبی از مقامات امنیتی

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:پنجشنبه 11 مهر 1392-10:25 ق.ظ


 فرزند ارشد مهدی کروبی در صفحه فیسبوکش از دیدار اخیر خانواده با پدرشان در سالگرد هفتادوششمین سال  تولد او خبر داد.
 
ee.jpg - 49.81 Kbبولتن نیوز،محمد تقی کروبی با خوب توصیف کردن وضعیت پدرش نوشت که هفته گذشته با توصیه پزشکان مهدی کروبی برای هواخوری بهتر و استفاده از آفتاب به مدت 3 روز به منطقه سرعین اردبیل برده شده است.

وی با تجلیل از اقدامات پزشکان و ماموران امنیتی برای سلامت پدرش گفت که مهدی کروبی در دیدار با خانواده  تاکید کرده است که لذت بودن در کنار مردم برای او کافی است و از ما خواست سلام او را به همه مردم برسانیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باورم نمی‌شد که با شیطان بزرگ این‌قدر رفیق باشند!

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:پنجشنبه 11 مهر 1392-10:24 ق.ظ

سفیر سابق آمریکا در عراق و افغانستان از شدت علاقه برخی دیپلمات‌های ایرانی برای همکاری با آمریکا در سال 80 شگفت‌زده شده بود.
163.jpg - 22.90 Kbوبسایت بی‌بی‌سی فارسی ضمن مرور‌ برخی همکاری‌های امنیتی اصلاح‌طلبان با آمریکا در دهه گذشته نوشت: در آبان سال 88 رایان کراکر سفیر سابق آمریکا در عراق و افغانستان در خاطرات خود نوشت یک هفته پس از حملات یازده سپتامبر در سال 1380 و در جریان مذاکرات ژنو با چند دیپلمات ایرانی، مذاکراتی درباره حمله به افغانستان داشته است.
کراکر نوشته بود. «من واقعا از هویت طرف‌های ایرانی خود متعجب شده بودم. دو نفر از سه نفرشان در آمریکا درس خوانده بودند و ما در وقت تنفس راجع به فوتبال دانشگاه یو.سی.ال.ای حرف می‌زدیم.»
کراکر افزوده بود: «آنچه که برایم جالب‌تر از همه بود،‌ اشتیاق آنان نسبت به اعزام نیروهای آمریکا (همان «شیطان بزرگ») به حیاط خلوت ایران یعنی افغانستان بود. اوایل اکتبر، یعنی تقریبا یک ماه پس از حملات 11 سپتامبر، ما پشت میز یکی از سالن‌های کنفرانس سازمان ملل نشسته بودیم و در مورد ساختار پارلمان بعد از طالبان صحبت می‌کردیم. یکی از دیپلمات‌های ایرانی رفته رفته به تنگ آمد و سرانجام سرپا ایستاد و تقریبا با فریاد گفت که ما نباید در مورد «چه باید باشد» صحبت کنیم. تا زمانی که رژیم کنونی - در افغانستان - بر سر کار است، هیچ کدام از این حرف‌‌ها سودی ندارد. سپس او اتاق را ترک کرد. بمباران افغانستان توسط آمریکا چند روز بعد آغاز شد.»
یادآور می‌شود دولت آمریکا پاداش این همکاری کم‌سابقه را با اعطای عنوان اهانت‌آمیز «محور شرارت» به ایران جبران کرد. بعدها رئیس دولت اصلاحات و وزیر خارجه از این ناسپاسی آمریکا ابراز گلایه کردند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مردم کمتر کتاب می‌خوانند. کی مقصر است؟ گرانی یا ...

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:پنجشنبه 11 مهر 1392-10:21 ق.ظ


سعید بیابانکی شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، درباره‌ی میزان سرانه‌ی مطالعه اظهار داشت: مردم مطالعه نمی‌کنند و برای آن بهانه‌هایی درست می‌کنیم مثل اینکه کتاب گران است اما اینها مطلقا درست نیست چون در زمانی‌که کتاب ارزان هم بود باز سرانه‌ی مطالعه پایین بود و به فرهنگ عمومی ارتباط دارد.


ما کلا مردم مکتوبی نیستیم و بیشتر مردم شفاهی هستیم و دوست داریم اطلاعات را بشنویم تا بخوانیم. از قدیم مردم ما با منبر، وعظ و ... عادت کردند ولی در کشورهای دیگر اینگونه نیست و این چنین جلسات شفاهی نداریم، اگر هم باشد خیلی تخصصی است و همایش علمی است.

ذره‌بین فرهنگی: همان‌طور که بارها از همین تریبون اعلام کرده بودیم، کم بودن سرانه‌ی مطالعه در ایران ربط چندانی به بالا بودن قیمت کتاب ندارد. حتی به مصاحبه‌ای از یکی از بزرگترین انتشاراتی‌های ایران اشاره کرده و گفتیم که نظر عموم فعالان بخش کتاب نیز این است که گرانی کتاب دلیل ثانویه‌ی این پدیده محسوب می‌شود. شاید مهمترین دلیل کم بودن سرانه‌ی مطالعه در ایران را بتوان در دلیلی که آقای بیابانکی عنوان داشته دانست به علاوه‌ی آثاری که چندان با نیازها و دغدغه‌های خوانندگان ارتباط ندارد. به عبارت دیگر، از یک‌طرف اکثریت جامعه‌ی ایرانی سعی می‌کنند برای تأمین نرم‌افزار زندگی‌شان به ابزارهایی غیر از کتاب متوسل شوند و از طرف دیگر اگر کتاب را انتخاب می‌کنند، چندان میان آثار موجود و دلمشغولی‌های‌شان رابطه نمی‌بینند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مردم کمتر کتاب می‌خوانند. کی مقصر است؟ گرانی یا ...

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:پنجشنبه 11 مهر 1392-10:20 ق.ظ


سعید بیابانکی شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، درباره‌ی میزان سرانه‌ی مطالعه اظهار داشت: مردم مطالعه نمی‌کنند و برای آن بهانه‌هایی درست می‌کنیم مثل اینکه کتاب گران است اما اینها مطلقا درست نیست چون در زمانی‌که کتاب ارزان هم بود باز سرانه‌ی مطالعه پایین بود و به فرهنگ عمومی ارتباط دارد.


ما کلا مردم مکتوبی نیستیم و بیشتر مردم شفاهی هستیم و دوست داریم اطلاعات را بشنویم تا بخوانیم. از قدیم مردم ما با منبر، وعظ و ... عادت کردند ولی در کشورهای دیگر اینگونه نیست و این چنین جلسات شفاهی نداریم، اگر هم باشد خیلی تخصصی است و همایش علمی است.

ذره‌بین فرهنگی: همان‌طور که بارها از همین تریبون اعلام کرده بودیم، کم بودن سرانه‌ی مطالعه در ایران ربط چندانی به بالا بودن قیمت کتاب ندارد. حتی به مصاحبه‌ای از یکی از بزرگترین انتشاراتی‌های ایران اشاره کرده و گفتیم که نظر عموم فعالان بخش کتاب نیز این است که گرانی کتاب دلیل ثانویه‌ی این پدیده محسوب می‌شود. شاید مهمترین دلیل کم بودن سرانه‌ی مطالعه در ایران را بتوان در دلیلی که آقای بیابانکی عنوان داشته دانست به علاوه‌ی آثاری که چندان با نیازها و دغدغه‌های خوانندگان ارتباط ندارد. به عبارت دیگر، از یک‌طرف اکثریت جامعه‌ی ایرانی سعی می‌کنند برای تأمین نرم‌افزار زندگی‌شان به ابزارهایی غیر از کتاب متوسل شوند و از طرف دیگر اگر کتاب را انتخاب می‌کنند، چندان میان آثار موجود و دلمشغولی‌های‌شان رابطه نمی‌بینند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وقتی مناقشه بر سر منشأ «علی ای همای رحمت» دچار حاشیه می‌شود

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:پنجشنبه 11 مهر 1392-10:19 ق.ظ


به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، اتفاقی که امسال در روز شعر و ادب و بزرگداشت شهریار افتاد و انتساب شعر علی ای همای رحمت به شهریار توسط عده‌ای زیر سوال رفت، همچنان واکنش‌هایی در بین اهالی شعر و ادب دارد و بسیاری در دفاع از شهریار و شبهه‌ای که به شعر معروف او یعنی «علی ای همای رحمت» وارد شد، برخاسته‌اند و شهریار را مبرا از شایعه‌های مطرح شده می‌دانند.


ذره‌بین فرهنگی: ما در گذشته هم به ماجرای تشکیک بر سر منشأ شعر علی ای همای رحمت اشاراتی داشتیم و هشدار دادیم که اگر قرار است این مسئله واقعا به حقیقت منتج شود باید از راهش وارد شد و گرنه این ماجرا به جاهای ناخوشایندی ختم می‌شود. یعنی از آنجا که باید به یک مسئله‌ی فرهنگی، پاسخ فرهنگی داد لازم است تا این قضیه در محافل علمی و ادبی بحث شده و نتایجش با اتفاق نظر جامعه‌ی ادبی کشور، عمومی شود. اما متأسفانه این داستان رسانه‌ای شده و دائما بر حواشی آن می‌افزاید. بدیهی‌ست تداوم این روند نتایج بسیار بدی را برای ادبیات کشور به همراه خواهد داشت. پس بهتر است سریعا رسانه‌ها دست از جنجال‌سازی بر سر این موضوع بردارند تا دانشگاه‌ها تکلیف آنرا معلوم کنند.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقش سران فتنه در تحریم های غرب علیه ایران

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:پنجشنبه 11 مهر 1392-10:10 ق.ظ


چرا آمریکا موفق شد این تحریم ها را اعمال کند؟ پاسخ در اجماع کشورهای صنعتی بلوک غرب و نفتی منطقه است. یعنی بدون موافقت ژاپن، کره جنوبی، اروپا و شیوخ خلیج این تحریم امکان پذیر نبود. اما چرا این اجماع بوجود آمد. به نظر بنده اگر برهه های زمانی را بررسی کنیم این اتفاق یک از پیامدهای انتخابات 88 بود...

aaaa11343.jpg - 18.66 Kbبولتن، اگرچه موضوع مذاکره ایران و امریکا یکی از موضوعات نسبتا داغ در طول دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی محسوب می شود اما این روزها رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است.

ماجرای مکالمه تلفنی رئیس جمهور ایران و امریکا بهانه ای شد تا دور تازه ای از تحلیل ها و تبیین ها پیرامون روابط این دو کشور در محافل داخلی و خارجی آغاز شود.

بر همین اساس، صفحات زیادی از حجم روزنامه ها و نشریات و فضای مجازی، اختصاص به این موضوع یافته و هر یک از نویسندگان و تحلیلگران از دریچه نگاه خود به این مسأله پرداخته اند. عده ای از آن حمایت کرده اند و عده ای دیگر نیز در مخالفت با آن مطالبی را منتشر ساخته اند.

اما شاید یکی از مشکلات اینگونه تحلیل ها، از سویی "عدم جامع نگری"، و از سویی دیگر "عدم غرض ورزی" بوده است که موجب شده نتوان به این تحلیل ها، توجه چندانی نمود. اما چند روز پیش نویسنده وبلاگ «مردی از جنس یخ» تحلیلی در این زمینه ارائه داد که اگرچه همراه با کاستی ها و نواقصی است اما حاوی نکات مهمی است و می توان از آن استفاده لازم را برد. در بخش هایی از این مطلب چنین آمده است:

این روزها تحولات اخیر در رابطه ایران و آمریکا خبرساز شده است. احتمال بالا اثر این تحولات در آینده بیشتر خواهد شد. چند نکته به ذهنم می رسد:

1. خیلی تعجب می کنم چرا برخی ایرانیان این قدر از اتفاق رخ داده خوشحال هستند؟ واقعا چند سخنرانی دو سویه با لحن ملایم و یک تماس تلفنی این قدر خوشحالی دارد؟ با توجه به این که مردم آمریکا خیلی بی تفاوت تر به این موضوع نگاه می کنند و به عینه می بینم که خبر خاصی در سطح جامعه نیست، وقتی کاخ سفید این خوشحالی ها و اشتیاق مردم ایران به برقراری رابطه را بینید، احساس خواهد کرد در موضع قدرت است. فکر می کنند که مردم ایران له له می زنند برای رابطه با آمریکا. حالا شاید هم برخی این طور باشند ولی اگر جای آنها بودم حداقل حفظ ظاهر می کردم. برخی طوری رفتار می کنند که گویا اثری از غرور ملی یا عزت نفس در آنها نیست! منظورم این نیست که واجب است که همواره با غرب دشمنی داشت ولی در هر مذاکره ای باید در نظر داشت که از موضع قدرت و عزت سخن گفت. نه این که طوری رفتار کرد که طرف مقابل احساس کند که ملتمسانه از آنها تقاضای خاصی داریم. این گونه رفتار کردن به نظرم زیر پا گذاشتن عزت خود شخص در ابتدا و بعد غرور ملی است. مشابه برخی که برای پناهنده شدن به کشورهای غربی حاضرند دست به هر کاری بزنند و هر تحقیری را تحمل کنند. فراموش نمی کنم که میت رامنی در انتخابات ریاست جمهوری در اسرائیل گفته بود فقر فلسطینی ها به خاطر مشکلات فرهنگی آنهاست! بعید است دید فردی مانند او در مورد ایرانیان خیلی متفاوت باشد. علاوه بر این آیا فراموش کرده ایم که همین آقای کری و قبل از او خانم کلینتون با محمد مرسی دیدار داشتند که هر دو طرف لبخند بر صورت داشتند ولی دولت آمریکا براحتی با کودتاچیان مصر ساخت و پاخت کرد و با بی تفاوتی از کشتار بیش از هزار نفر در دو روز عبور کرد؟ البته انتظاری نیست که آمریکا در هر امری دخالت کند ولی دیگر نباید ادعای حمایت از دموکراسی و حقوق بشر و مردم کشورهای دیگر را داشته باشد بلکه باید با صداقت بگوید ما تا آنجایی طرفدار حقوق بشر و دموکراسی هستیم که منافع قدرتمندان آمریکا به خطر نیفتد! منظور این است که تا تغییر عملی مشاهده نشود، صرف تغییر لحن خیلی مهم نیست.

2. طرز صحبت رییس جمهور آمریکا تازه نبود. آقای اوباما در سال 2009 و قبل از انتخابات سال 88 سخنرانی مشابهی در قاهره داشت و در یک بازه 6 ماهه چندین نامه متعدد به رهبر انقلاب نوشت که لحن آنها مشابه لحن سخنرانی اخیر او بود. طبق مواردی که درز کرده بود، حتی تقاضای کمک کرده بود که ایران و آمریکا در منطقه همکاری کنند (آن زمان اوج بحران اقتصادی آمریکا و ناکامی نظامی آمریکا در عراق و افغانستان بود). در یک مصاحبه جمله ای گفت بود با این مضمون که اگر ایرانی ها مشت های خود را باز کنند، دست دوستی از سوی ما به آنها دراز خواهد شد. همان زمان بود که رهبری بحث دست کش مخملی رو دست چدنی را مطرح کردند. بنابراین این لحن آمریکا، ذوق زدگی ندارد. احتمالا اگر آن زمان رهبری ایران اجازه می داد، آقای احمدی نژاد هم می توانست با رییس جمهور آمریکا صحبت داشته باشد و احتمال بالا موضع ایران خیلی قوی تر از اکنون بود. منظورم این است که دولت فعلی قدم خاصی برنداشته است و بیشتر به خاطر سیاست دولت فعلی آمریکا است. فراموش نکنیم که این رییس جمهور آمریکا یوده است که بدون مقدمه به رییس جمهور ایران نامه تبریک نوشته است.

3. باید دقت کرد رابطه دیپلماتیک با آمریکا اگر موارد دیگری به دنبال نداشته باشد خیلی اثر خاصی ندارد. غیر از این که برای عده معدودی از جمله بنده و برخی خارج نشینان، ویزا گرفتن راحت تر و از داخل ایران انجام خواهد شد و رفت-آمد ساده تر خواهد بود. ولی اکثریت 99% مردم ایران بهره ای از این موارد نخواهند برد. شاید تعجب کنید ولی همین حالا آمریکا در دمشق سفارت دارد و طبق سایت آن هنوز فردی سفیر آمریکا است که در سال 2011 منصوب شده است!!! اما مشخص است که این سفارت خانه فایده خاصی برای مردم سوریه ندارد. مگر از وقتی که سفارت بریتانیا در ایران بسته شده است، اتفاق عجیبی افتاده است؟ غیر از این که یک سری آقازاده که در انگلستان مشغول تحصیل هستند، به مشکلاتی در رفت و آمد برخورده اند. البته منظور این نیست که نبود سفارت ها بهتر است، اما اگر قرار است تنها به خاطر باز شدن یک سفارت غرور ملی زیر پا گذاشته شود، به نظر بنده ارزش ندارد. وجود سفارت و رابطه دیپلماتیک وقتی خوب است که اثرات خوب در زندگی قشر قابل توجهی از مردم داشته باشد که عمده اش بهبود روابط تجاری و اقتصادی بین دو کشور است. نباید به خاطر منافع قشر محدودی (شامل خودم)، از منافع ملی چشم پوشی کرد. اگر هم دقت کنیم، اتفاقا همین قشر محدود هستند که خیلی خوشحال شده اند.

4. اینها را گفتم که نتیجه شود تا حالا اتفاق خاصی نیفتاده است. مهم این است که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد و چه ثمره ای حاصل خواهد شد. نمی گویم حتما نتیجه نخواهیم گرفت، اما کمی دور از ذهن می دانم کلیت مشکل ایران و آمریکا حل شود و به آمریکایی ها خوش بین نیستم. ابتدا دو مقدمه:

الف. قبل از هر چیز باید بدانیم مشکل حکومت ایران و آمریکا چیست؟ آیا مذاکره می تواند آن را حل کند؟ می توان یک بحث انتزاعی در مورد لیبرالیسم و ولایت فقیه و تضاد آنها، تضاد اسلام و کفر یا تضاد اسلام محمدی و اسلام آمریکایی انجام داد ولی بحث مصداقی و عملی بهتر است. ظاهر قضیه این است که مشکل غرب و ایران در سه محور عمده است: برنامه هسته ای ایران، حمایت ایران از برخی گروه ها نظیر حماس و حزب الله لبنان، و مساله حقوق بشر. بنظرم مساله حقوق بشر واقعی نیست و اصلا آمریکا در صورت به خاطر افتادن منافعش دغدغه آن را ندارد. شاهد آن رابطه حسنه آمریکا با شیوخ خلیج و در راس آنها سعودی است. با معیارهای کاملا غربی هم در نظر بگیریم، رعایت حقوق بشر در ایران خیلی بهتر از عربستان است. رفتار عربستان با کارگران خارجی، زنان و شیعیان نقض آشکار حقوق بشر طبق تعاریف سازمان ملل است. اما آیا تا کنون کسی دیده است آمریکا یا سازمان های بین المللی خود را با عربستان درگیر کنند؟ کسی دیده است برای عربستان گزارشگر ویژه تعیین شود؟ بر عکس در ایران وقتی عده ای تروریست اعدام می شوند، وکیل مدافع های آنها فورا سر و صدا می کنند و رسانه های غربی پوشش می دهند. آیا تا کنون در رسانه های غربی از شیخ نمر النمر یادی شده است؟ از کشته های اعتراضات عربستان در مناطق شیعه نشین یاد شده است؟ آیا دولت آمریکا در قبال کودتای مصر موضعی گرفت؟ در وقایع بعد از انتخابات ایران کمتر از صد نفر کشته شدند ولی در وقایع مصر بیش از هزار نفر! آنهم با خشونت بسیار شدیدتر. اما تفاوت رفتار آمریکا در قبال دو اتفاق بسیار چشم گیر است. دولت آمریکا حتی از شناسایی آن به عنوان کودتا خودداری کرد تا کمک های خود به ارتش مصر را ادامه دهد (طبق قانون داخلی آمریکا کمک به دولت های برخواسته از کودتا ممنوع است). بنابراین درگیری آمریکا در مساله حقوق بشر واقعی نیست و تنها به خاطر فشار آوردن به ایران است. برای همین اگر جای گروه های فعال حقوق بشری ایرانی یا اپوزیسیون جمهوری اسلامی بودم، هیچ گاه به غرب اعتماد نمی کردم. کافی است که حکومت ایران با غرب ساخت و پاختی کند تا این افراد از نان خوردن بیفتند. اگر جای آنها بودم، سعی می کردم خود را به مردم ایران وصل کنم و سعی در گسترش طرز فکرم بین آنها کنم. اما برویم سر مساله هسته ای و حمایت از حزب الله و حماس. این ها در ظاهر دو مساله متفاوت هستند ولی در واقع به یک دلیل مشکل ساز هستند: به خطر افتادن امنیت اسرائیل! بنابراین ریشه مشکلات ما و آمریکا، مساله فلسطین است. شاید فکر کنید این دید سطحی است و مساله اصلی در تضاد لیبرالیسم و اسلام است. ممکن است بگوییم که مساله فلسطین ریشه در آنجا دارد ولی مشکل عملی همین موضوع است. اگر روزی مساله فلسطین حل شود، می توان امید داشت که رابطه ما با آمریکا مشابه رابطه ما به روسیه یا ژاپن شود. تا وقتی که آن مساله حل نشود، مشکل وجود دارد. ممکن است در مقاطعی مثل اکنون لحن ها بهتر شود یا حتی رابطه اقتصادی بهتر شود ولی همواره پتانسیل مشکل وجود دارد. بنابراین تا وقتی مساله را آنجا حل نکردیم، خیلی نباید انتظاری داشت. (راستی اگر غرب خیلی نگران حقوق بشر بود، کمی به اسرائیل فشار می آورد تا حقوق فلسطینی ها را رعایت کند. رفتار رژیم اسرائیل یک آپارتاید تمام عیار است. احتمالا در مورد راشل کوری شنیده اید. او شهروند آمریکا بود و وقتی یک بولدزر می خواست خانه یک فلسطینی را خراب کند (یک لحظه خود را جای آن فلسطینی بگذاریم. اگر همین فردا با بولدزر بخواهند خانه مسکونی را روی سرمان خراب کنند چه احساسی خواهیم داشت؟)، جلوی بولدزر ایستاد و بولدزر هم او را له کرد!!! اما این قدر دولت آمریکا بی تفاوت بود که از شهروند خود دفاع نکرد. مثال هایی از این دست باز هم وجود دارد. اما آمریکا نه تنها به اسرائیل فشار نمی آورد، بلکه تمام قطع نامه های علیه اسرائیل سازمان ملل را وتو می کند.)

ب. اما چرا مساله اسرائیل این قدر دردسر ساز شده است. با مطالعات و برخوردهایی که با آمریکایی ها و یهودیان داشته ام، ریشه مشکل در نفوذ خیلی بالای صهیونیست ها (اصطلاح یهودی اصلا واژه صحیحی در اینجا نیست. بسیاری از یهود از اعمال صهیونیست ها تبری می جویند و هنگام حضور نخست وزیر اسرائیل در آمریکا علیه اسرائیل تجمع اعتراضی برگزار می کنند. یا در روز قدس به تظاهرات مسلمانان می پیوندند.) در ساختار سیاسی آمریکا است. این مساله این قدر روشن است که چاک هیگل، وزیر دفاع آمریکا صراحتا به آن اشاره کرده است (جالب است که همین اشاره هنگام گرفتن رای اعتماد از سنا برایش دردسرساز شده بود) و کتاب های متعدد در آمریکا در این موضوع نوشته شده است. طبق قوانین آمریکا، لابی کردن در کنگره آمریکا قانونی است و روند مشخصی دارد. خیلی ها هم توانسته اند از لابی کردن نتیجه بگیرند. همین اواخر فرقه رجوی هم برای لابی کردن بصورت رسمی ثبت نام کرد و احتمال بالا خروج اسم آنها از لیست گروهک های سیاسی نتیجه لابی غیر رسمی بوده است. اسرائیل (صهیونیست ها) از گذشته لابی قوی در کنگره آمریکا تشکیل داده است و در صورت اراده می تواند اثر چشمگیری در قوانین تصویبی آمریکا بگذارد. بسیاری از نمایندگان کنگره در مبارزات انتخاباتی متکی به کمک های مالی صهیونیست ها هستند و نظر آنها در رای این نمایندگان خیلی اثرگذار است. یک مثال بیاورم:

جیمی کارتر در دوران پس از ریاست جمهوری، کتابی در باب مساله فلسطین و اسرائیل نوشت و در کتاب شرح داد که اسرائیلی ها مقصرند و در برهه هایی می شد مساله رو حل کرد (طبق طرح آمریکا از جمله پیمان اسلو)، اسرائیل کارشکنی کرد. بعد در مصاحبه ای از او پرسیدند که تو که می گویی تقصیر اسرائیلی ها بود، چرا فشار نیاوردی؟ دولت آمریکا سالانه 7 ملیارد دلار به اسرائیل کمک می کند. به دولت اسرائیل فشار می آوردی که اگر همکاری نکنند، کمک های مالی را قطع می کنیم! کارتر هم پاسخ را ساده توضیح داد: هیچ کس در کنگره آمریکا موقع تنظیم بودجه به قطع کمک های ما به اسرائیل رای نخواهد داد!

یعنی حتی اگر رئیس جمهور آمریکا، بخواهد هم خیلی کارها را خلاف منافع صهیونیست ها نمی تواند انجام دهد. همانطور که می دانید، نخست وزیر اسرائیل عازم آمریکا است و دوشنبه با اوباما دیدار خواهد کرد و روز سه شنبه در سازمان ملل سخنرانی خواهد کرد. نانیاهو در مدت حضور خود، دستورات لازم را به لابی اسرائیل خواهد داد. برخی سناتورها از هر دو حزب از اکنون مخالف رابطه بهتر با ایران بدون تغییر عملکرد ایران هستند. در مجلس نمایندگان آمریکا هم اکثریت با جمهوری خواهان است که یک پارچه از اسرائیل حمایت می کنند. در سنای آمریکا هم با این که دموکرات ها اکثریت شکننده 52 از 100 دارند ولی در بین 52 نماینده دموکرات، 10 نماینده یهودی است!!! بنابراین هر دو مجلس اکنون تحت تاثیر شدید لابی صهیونیسم (بیش از حد متوسط و معمول) هستند که اهمیت آن را توضیح می دهم.

5. هدف از مذاکرات فعلی مشخص است. بنظرم این مذاکرات در وهله اول جهت تعلیق تحریم ها است.در بین تحریم ها هم، سنگین ترین تحریم، تحریم خرید نفت ایران یا عدم صادرات برخی تکنولوژی ها نیست. مهم ترین تحریم، تحریم مالی بانک های ایرانی و نظام مالی کشور توسط آمریکا است که اثرات بحران ساز بر اقتصاد کشور گذاشته است. تحریم های کمرشکن هم در اثر برنامه هسته ای ایران اعمال شده است. قبل از ادامه دو نکته:

الف. برخی ایرانیان این تحریم ها را بر سر دولت قبلی می کوبند و از سرزنش رییس جمهور قبلی فروگذاری نمی کنند. صد البته تیم قبلی هم تقصیراتی داشت ولی نباید فراموش کرد که این تحریم ها در نهایت کار دولت های غربی است. مردم ما باید متوجه باشند که در رتبه اول باید از دست غربی ها منزجر و شاکی باشند. حتی اگر جمهوری اسلامی از دید غربی ها یک حکومت یاغی باشد، این اوج رفتار غیر انسانی است که زندگی مردم یک کشور 75 ملیون نفری را به خاطر خطر افتادن احتمالی زندگی 7 ملیون شهروند اسرائیل گروگان بگیرند. تحریم های ایران از نظر تاریخی بی سابقه است و باید تعجب کرد که جمهوری اسلامی چطور این همه مدت دوام آورده است. جک لو، وزیر دارایی آمریکا اخیرا بیان کرد که تحریم های ایران سنگین ترین تحریم هایی است که در تاریخ علیه یک کشور اعمال شده است. این تحریم ها کاملا غیر انسانی، غیر منطقی و غیر قانونی (حتی همان طور که می دانید چندین مورد، دادگاههای کشور غربی هم به نفع برخی سازمان ها و شرکت های ایرانی رای داده اند. یعنی حتی طبق قانون داخلی آنها هم بخشی غیر قانونی است) است و اوج قساوت غربی ها را می رساند. البته این موضوع جدیدی نیست. هیچ گاه نباید سخن مادلین آلبرایت، وزیر خارجه سابق آمریکا، را فراموش کرد. در یک مصاحبه از او پرسید شد:

تحریم های عراق موجب مرگ 500 هزار کودک عراقی در اثر نبود خدمات بهداشتی-درمانی شده است. این رقم حتی بیش از کودکان کشته شده در حمله به هیروشیما است. آیا تحریم عراق ارزش آن را داشت؟ آلبرایت با خونسردی در پاسخ گفت: ما فکر می کنیم انتخاب سختی بود ولی ارزشش را داشت!

تازه تحریم های ایران از تحریم های عراق هم شدیدتر است. بنابراین نباید متهم اصلی را ول کنیم. مردم ما باید ماهیت این رژیم ها را بدانند که از سویی از حقوق بشر دم می زنند و از سویی در حق دست رسی به ابتدایی ترین حقوق یک انسان مانند تغذیه مناسب و دارو اخلال ایجاد می کنند.

ب. چرا آمریکا موفق شد این تحریم ها را اعمال کند؟ پاسخ در اجماع کشورهای صنعتی بلوک غرب و نفتی منطقه است. یعنی بدون موافقت ژاپن، کره جنوبی، اروپا و شیوخ خلیج این تحریم امکان پذیر نبود. اما چرا این اجماع بوجود آمد. به نظر بنده اگر برهه های زمانی را بررسی کنیم این اتفاق یک از پیامدهای انتخابات 88 بود. بعد از آن انتخابات نظام ایران از داخل تحت فشار قرار گرفته بود و مقبولیت بین المللی آن خدشه دار شده بود. در نتیجه آمریکایی ها به این نتیجه رسیدند که بهترین وقت برای فشار آوردن و امتیاز گرفتن است. شیوخ خلیج هم به عنوان متخاصم و همراه ظاهر شدند. البته اوج هنرمندی تیموتی گارتنر، وزیرا دارایی قبلی آمریکا، بود که توانست دنیا را علیه ما متحد کند. این کد اشتباه است که این تحریم ها را تنها گردن دولت قبل بیندازیم. در چهار سال اول دولت آقای احمدی نژاد هم چنین رویکردی وجود داشت ولی نتیجه فعالیت های غرب صدور سه قطع نامه در شورای امنیت سازمان ملل بود که اگر متن آنها را بخوانید، چندان تحریم های اثرگذاری نبودند. غرب در ایجاد تحریم جهانی علیه ایران بازمانده بود و حتی قطع نامه آخر بدون اجماع تصویب شد. اکنون هم از سه قطع نامه، دو قطع نامه منقضی شده است (چون به صورت مدت دار تصویب شده بود). یعنی دولت آقای احمدی نژاد توانسته بود برخی کشورها را رو در روی آمریکا قرار دهد. تنها بعد از انتخابات ایران بود که زمینه تحریم ایجاد شد. بنابراین ضمن این که رفتار دولت قبل هم قابل نقد است، اما نقش وقایع انتخابات 88 غیر قابل انکار است. موجب تاسف است که کمتر به این نتیجه رفتار آقایان موسوی و کروبی پرداخته می شود. طوری رفتار می شود که گویا این دو نفر مظلوم هستند و هیچ تقصیری نداشته اند. انگار نه انگار که این آقایان بستر را برای خارجی ها فراهم تر کردند. رفتار این آقایان تنها در صورت وقوع یک تقلب وسیع توجیه دارد. اما دلائل ایراد شده از سوی اصلاح طلبان و حامیان این دو نفر مبنی بر تقلب گسترده از دید بنده محکمه پسند نبودند (جالب است برخی استدلال های دفعه قبل مانند بالای 100% بودن مشارکت برخی حوزه ها یا خطی بودن نسبت آرا هنگام اعلام نتایج این دوره هم وجود داشت ولی اکثر آن افراد مدعی رخداد تقلب نشدند.). شرکت مردم در انتخابات بعدی از جمله انتخابات مجلس قبل از ریاست جمهوری نشان می دهد که اکثریت جامعه هم دلائل آنها را نپذیرفتند. البته اتفاقات رخ داده را نمی شود کاری کرد ولی باید هشیار بود که دوباره پیش نیاید و در آینده کسی اشتباهات آقایان موسوی و کروبی را تکرار نکند. فکر می کنم حتی اکثریت رای دهندگان به آقای موسوی هم اکنون به این نتیجه رسیده اند که کارهای او حتی در صورت تحقق تقلب عاقلانه نبود و اگر او همانند آقای هاشمی در جریان رد صلاحیت عمل کرده بود، اکنون رییس جمهور بود و جایگاه ایران خیلی بالاتر بود.

گفته شد هدف مذاکرات برداشتن تحریم ها است که آنهم با حل مساله هسته ای ایران ممکن است. تحریم های اعمال شده ماهیت متفاوت دارند. تحریم های اتحادیه اروپا توسط دولت ها اعمال شده و دولت های اتحادیه اروپا توانایی رفع آنها را دارند. اما تحریم های آمریکا توسط کنگره آن اعمال شده است و دولت آمریکا به تنهایی نمی تواند آنها را لغو کند. اشاره هم شد که مهم ترین تحریم، تحریم وضع شده از سوی کنگره آمریکا است. یعنی اگر اتحادیه اروپا همه تحریم ها را لغو کند، باز هم تا وقتی که سیستم مالی کشور نتواند فعالیت کند، اوضاع مشابه خرید و فروش نفت به هند و چین خواهد بود. یعنی اروپایی ها هم شبیه هند می توانند با ما معامله کنند ولی مشخص است که عمده مشکل وجود خواهد داشت. جالب است بدانید تحریم های عراق که اشاره شد، ده سال بعد از سقوط صدام در سال 2013 کاملا از سوی کنگره آمریکا لغو شد که نشان می دهد به این سادگی ها نیست. شرح داده شد که کنگره فعلا تحت تسلط رقبای آقای اوباما است و تحت نفوذ شدید لابی صهیونیست ها است. این روزها هم اختلاف اوباما و اکثریت جمهوری خواه کنگره، در اوج است و اوباما بعد از پنج سال هنوز هم نتوانسته است طرح بیمه درمانی خود را تصویب کند و ممکن است 2-3 روز دیگر دولت آمریکا تعطیل شود! بنابراین حل مساله هسته ای فعلا در گرو احساس رضایت دولت اسرائیل است. خواسته آنها هم کاملا واضح است: تعلیق کامل غنی سازی مشابه عملکرد آقای روحانی در دور قبل. حتی اگر این اتفاق هم رخ ندهد، باید امنیت اسرائیل تضمین شود و اسرائیل از فعالیت های هسته ای ایران دغدغه نداشته باشد. بنابراین حل مساله در گرو این است که یا ایران غنی سازی را متوقف کند یا به نوعی اعتماد غرب و اسرائیل جلب شود که با حفظ توانایی هسته ای فعلی، ایران به سوی فعالیت هسته ای نظامی نخواهد رفت. حالت اول تنها در صورتی قابل تصور است که رهبری ایران قبول کند که به غرب امتیاز بدهیم. اما حتی با قبول آن باز معلوم نیست دولت اسرائیل راضی شود. فراموش نکنیم همین تیم فعلی یعنی آقایان روحانی و ظریف با غرب مذاکره کردند و با وجود قبول تعلیق نامحدود و بعد قرارداد پاریس، جناح محافظه کار به رهبری جان بولتون اجازه ندادند همان قرارداد اجرا شود. یعنی آمریکایی ها قبلا در پاریس و بعد بیانیه سه جانبه ایران-ترکیه-برزیل نشان داده اند که قابل اعتماد نیستند. حالت دوم هم بدون رخ داد حالت اول دور از ذهن است! برای همین است که می گویم خیلی به مذاکرات خوشبین نیستم مگر این که دولت ایران خواسته های غرب را قبول کند که این دیگر هنری نیست و هر دولتی می تواند امتیاز بدهد! کاملا واضح است که مشکل مذاکرات هسته ای کجاست. غرب به صورت قلدرمآبانه می خواهد که ایران از حقوق عادی هر کشور عضو ان پی تی تنها به دلیل احتمال انحراف برنامه هسته اش چشم پوشی کند. حتی اگر در مرحله هسته ای هم موفقیت هایی حاصل شود، عادی سازی ابطه با آمریکا بدون حل مساله فلسطین ممکن نیست. برای همین تا وقتی که ما مشکل خود را با اسرائیل حل نکرده باشیم، نمی توان امید رابطه عادی با آمریکا داشت. اما ممکن است واقعا تیم آقای روحانی این قدر زرنگ و حرفه ای باشد که به نتیجه مطلوبی در قضیه هسته ای برسد که تا چند ماه آینده می توان قضاوت کرد (البته اشاره شد که همین تیم قبلا دو سال فرصت داشت و ظاهرا کاری از پیش نبرد). از سوی دیگر باید در نظر داشت، چرا باید آمریکا انگیزه داشته باشد که تحریم ها را معلق کند؟ وقتی این تحریم ها جواب داده است چرا باید آمریکا منصرف شود؟ نظامی که براحتی کشته شدن 500 هزار کودک را جائز می داند، چرا باید به دلخواه خود رفتار متفاوت داشته باشد؟ تنها انگیزه آمریکایی ها برنامه هسته ای ایران است که فعلا کفه قدرت به نفع آنهاست. یعنی کافی است در ازای امتیازاتی، برنامه هسته ای ایران معلق شود تا آمریکا دیگر امتیازی ندهد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقش سران فتنه در تحریم های غرب علیه ایران

نویسنده :علی حسنی
تاریخ:پنجشنبه 11 مهر 1392-10:09 ق.ظ


چرا آمریکا موفق شد این تحریم ها را اعمال کند؟ پاسخ در اجماع کشورهای صنعتی بلوک غرب و نفتی منطقه است. یعنی بدون موافقت ژاپن، کره جنوبی، اروپا و شیوخ خلیج این تحریم امکان پذیر نبود. اما چرا این اجماع بوجود آمد. به نظر بنده اگر برهه های زمانی را بررسی کنیم این اتفاق یک از پیامدهای انتخابات 88 بود...

aaaa11343.jpg - 18.66 Kbبولتن، اگرچه موضوع مذاکره ایران و امریکا یکی از موضوعات نسبتا داغ در طول دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی محسوب می شود اما این روزها رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است.

ماجرای مکالمه تلفنی رئیس جمهور ایران و امریکا بهانه ای شد تا دور تازه ای از تحلیل ها و تبیین ها پیرامون روابط این دو کشور در محافل داخلی و خارجی آغاز شود.

بر همین اساس، صفحات زیادی از حجم روزنامه ها و نشریات و فضای مجازی، اختصاص به این موضوع یافته و هر یک از نویسندگان و تحلیلگران از دریچه نگاه خود به این مسأله پرداخته اند. عده ای از آن حمایت کرده اند و عده ای دیگر نیز در مخالفت با آن مطالبی را منتشر ساخته اند.

اما شاید یکی از مشکلات اینگونه تحلیل ها، از سویی "عدم جامع نگری"، و از سویی دیگر "عدم غرض ورزی" بوده است که موجب شده نتوان به این تحلیل ها، توجه چندانی نمود. اما چند روز پیش نویسنده وبلاگ «مردی از جنس یخ» تحلیلی در این زمینه ارائه داد که اگرچه همراه با کاستی ها و نواقصی است اما حاوی نکات مهمی است و می توان از آن استفاده لازم را برد. در بخش هایی از این مطلب چنین آمده است:

این روزها تحولات اخیر در رابطه ایران و آمریکا خبرساز شده است. احتمال بالا اثر این تحولات در آینده بیشتر خواهد شد. چند نکته به ذهنم می رسد:

1. خیلی تعجب می کنم چرا برخی ایرانیان این قدر از اتفاق رخ داده خوشحال هستند؟ واقعا چند سخنرانی دو سویه با لحن ملایم و یک تماس تلفنی این قدر خوشحالی دارد؟ با توجه به این که مردم آمریکا خیلی بی تفاوت تر به این موضوع نگاه می کنند و به عینه می بینم که خبر خاصی در سطح جامعه نیست، وقتی کاخ سفید این خوشحالی ها و اشتیاق مردم ایران به برقراری رابطه را بینید، احساس خواهد کرد در موضع قدرت است. فکر می کنند که مردم ایران له له می زنند برای رابطه با آمریکا. حالا شاید هم برخی این طور باشند ولی اگر جای آنها بودم حداقل حفظ ظاهر می کردم. برخی طوری رفتار می کنند که گویا اثری از غرور ملی یا عزت نفس در آنها نیست! منظورم این نیست که واجب است که همواره با غرب دشمنی داشت ولی در هر مذاکره ای باید در نظر داشت که از موضع قدرت و عزت سخن گفت. نه این که طوری رفتار کرد که طرف مقابل احساس کند که ملتمسانه از آنها تقاضای خاصی داریم. این گونه رفتار کردن به نظرم زیر پا گذاشتن عزت خود شخص در ابتدا و بعد غرور ملی است. مشابه برخی که برای پناهنده شدن به کشورهای غربی حاضرند دست به هر کاری بزنند و هر تحقیری را تحمل کنند. فراموش نمی کنم که میت رامنی در انتخابات ریاست جمهوری در اسرائیل گفته بود فقر فلسطینی ها به خاطر مشکلات فرهنگی آنهاست! بعید است دید فردی مانند او در مورد ایرانیان خیلی متفاوت باشد. علاوه بر این آیا فراموش کرده ایم که همین آقای کری و قبل از او خانم کلینتون با محمد مرسی دیدار داشتند که هر دو طرف لبخند بر صورت داشتند ولی دولت آمریکا براحتی با کودتاچیان مصر ساخت و پاخت کرد و با بی تفاوتی از کشتار بیش از هزار نفر در دو روز عبور کرد؟ البته انتظاری نیست که آمریکا در هر امری دخالت کند ولی دیگر نباید ادعای حمایت از دموکراسی و حقوق بشر و مردم کشورهای دیگر را داشته باشد بلکه باید با صداقت بگوید ما تا آنجایی طرفدار حقوق بشر و دموکراسی هستیم که منافع قدرتمندان آمریکا به خطر نیفتد! منظور این است که تا تغییر عملی مشاهده نشود، صرف تغییر لحن خیلی مهم نیست.

2. طرز صحبت رییس جمهور آمریکا تازه نبود. آقای اوباما در سال 2009 و قبل از انتخابات سال 88 سخنرانی مشابهی در قاهره داشت و در یک بازه 6 ماهه چندین نامه متعدد به رهبر انقلاب نوشت که لحن آنها مشابه لحن سخنرانی اخیر او بود. طبق مواردی که درز کرده بود، حتی تقاضای کمک کرده بود که ایران و آمریکا در منطقه همکاری کنند (آن زمان اوج بحران اقتصادی آمریکا و ناکامی نظامی آمریکا در عراق و افغانستان بود). در یک مصاحبه جمله ای گفت بود با این مضمون که اگر ایرانی ها مشت های خود را باز کنند، دست دوستی از سوی ما به آنها دراز خواهد شد. همان زمان بود که رهبری بحث دست کش مخملی رو دست چدنی را مطرح کردند. بنابراین این لحن آمریکا، ذوق زدگی ندارد. احتمالا اگر آن زمان رهبری ایران اجازه می داد، آقای احمدی نژاد هم می توانست با رییس جمهور آمریکا صحبت داشته باشد و احتمال بالا موضع ایران خیلی قوی تر از اکنون بود. منظورم این است که دولت فعلی قدم خاصی برنداشته است و بیشتر به خاطر سیاست دولت فعلی آمریکا است. فراموش نکنیم که این رییس جمهور آمریکا یوده است که بدون مقدمه به رییس جمهور ایران نامه تبریک نوشته است.

3. باید دقت کرد رابطه دیپلماتیک با آمریکا اگر موارد دیگری به دنبال نداشته باشد خیلی اثر خاصی ندارد. غیر از این که برای عده معدودی از جمله بنده و برخی خارج نشینان، ویزا گرفتن راحت تر و از داخل ایران انجام خواهد شد و رفت-آمد ساده تر خواهد بود. ولی اکثریت 99% مردم ایران بهره ای از این موارد نخواهند برد. شاید تعجب کنید ولی همین حالا آمریکا در دمشق سفارت دارد و طبق سایت آن هنوز فردی سفیر آمریکا است که در سال 2011 منصوب شده است!!! اما مشخص است که این سفارت خانه فایده خاصی برای مردم سوریه ندارد. مگر از وقتی که سفارت بریتانیا در ایران بسته شده است، اتفاق عجیبی افتاده است؟ غیر از این که یک سری آقازاده که در انگلستان مشغول تحصیل هستند، به مشکلاتی در رفت و آمد برخورده اند. البته منظور این نیست که نبود سفارت ها بهتر است، اما اگر قرار است تنها به خاطر باز شدن یک سفارت غرور ملی زیر پا گذاشته شود، به نظر بنده ارزش ندارد. وجود سفارت و رابطه دیپلماتیک وقتی خوب است که اثرات خوب در زندگی قشر قابل توجهی از مردم داشته باشد که عمده اش بهبود روابط تجاری و اقتصادی بین دو کشور است. نباید به خاطر منافع قشر محدودی (شامل خودم)، از منافع ملی چشم پوشی کرد. اگر هم دقت کنیم، اتفاقا همین قشر محدود هستند که خیلی خوشحال شده اند.

4. اینها را گفتم که نتیجه شود تا حالا اتفاق خاصی نیفتاده است. مهم این است که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد و چه ثمره ای حاصل خواهد شد. نمی گویم حتما نتیجه نخواهیم گرفت، اما کمی دور از ذهن می دانم کلیت مشکل ایران و آمریکا حل شود و به آمریکایی ها خوش بین نیستم. ابتدا دو مقدمه:

الف. قبل از هر چیز باید بدانیم مشکل حکومت ایران و آمریکا چیست؟ آیا مذاکره می تواند آن را حل کند؟ می توان یک بحث انتزاعی در مورد لیبرالیسم و ولایت فقیه و تضاد آنها، تضاد اسلام و کفر یا تضاد اسلام محمدی و اسلام آمریکایی انجام داد ولی بحث مصداقی و عملی بهتر است. ظاهر قضیه این است که مشکل غرب و ایران در سه محور عمده است: برنامه هسته ای ایران، حمایت ایران از برخی گروه ها نظیر حماس و حزب الله لبنان، و مساله حقوق بشر. بنظرم مساله حقوق بشر واقعی نیست و اصلا آمریکا در صورت به خاطر افتادن منافعش دغدغه آن را ندارد. شاهد آن رابطه حسنه آمریکا با شیوخ خلیج و در راس آنها سعودی است. با معیارهای کاملا غربی هم در نظر بگیریم، رعایت حقوق بشر در ایران خیلی بهتر از عربستان است. رفتار عربستان با کارگران خارجی، زنان و شیعیان نقض آشکار حقوق بشر طبق تعاریف سازمان ملل است. اما آیا تا کنون کسی دیده است آمریکا یا سازمان های بین المللی خود را با عربستان درگیر کنند؟ کسی دیده است برای عربستان گزارشگر ویژه تعیین شود؟ بر عکس در ایران وقتی عده ای تروریست اعدام می شوند، وکیل مدافع های آنها فورا سر و صدا می کنند و رسانه های غربی پوشش می دهند. آیا تا کنون در رسانه های غربی از شیخ نمر النمر یادی شده است؟ از کشته های اعتراضات عربستان در مناطق شیعه نشین یاد شده است؟ آیا دولت آمریکا در قبال کودتای مصر موضعی گرفت؟ در وقایع بعد از انتخابات ایران کمتر از صد نفر کشته شدند ولی در وقایع مصر بیش از هزار نفر! آنهم با خشونت بسیار شدیدتر. اما تفاوت رفتار آمریکا در قبال دو اتفاق بسیار چشم گیر است. دولت آمریکا حتی از شناسایی آن به عنوان کودتا خودداری کرد تا کمک های خود به ارتش مصر را ادامه دهد (طبق قانون داخلی آمریکا کمک به دولت های برخواسته از کودتا ممنوع است). بنابراین درگیری آمریکا در مساله حقوق بشر واقعی نیست و تنها به خاطر فشار آوردن به ایران است. برای همین اگر جای گروه های فعال حقوق بشری ایرانی یا اپوزیسیون جمهوری اسلامی بودم، هیچ گاه به غرب اعتماد نمی کردم. کافی است که حکومت ایران با غرب ساخت و پاختی کند تا این افراد از نان خوردن بیفتند. اگر جای آنها بودم، سعی می کردم خود را به مردم ایران وصل کنم و سعی در گسترش طرز فکرم بین آنها کنم. اما برویم سر مساله هسته ای و حمایت از حزب الله و حماس. این ها در ظاهر دو مساله متفاوت هستند ولی در واقع به یک دلیل مشکل ساز هستند: به خطر افتادن امنیت اسرائیل! بنابراین ریشه مشکلات ما و آمریکا، مساله فلسطین است. شاید فکر کنید این دید سطحی است و مساله اصلی در تضاد لیبرالیسم و اسلام است. ممکن است بگوییم که مساله فلسطین ریشه در آنجا دارد ولی مشکل عملی همین موضوع است. اگر روزی مساله فلسطین حل شود، می توان امید داشت که رابطه ما با آمریکا مشابه رابطه ما به روسیه یا ژاپن شود. تا وقتی که آن مساله حل نشود، مشکل وجود دارد. ممکن است در مقاطعی مثل اکنون لحن ها بهتر شود یا حتی رابطه اقتصادی بهتر شود ولی همواره پتانسیل مشکل وجود دارد. بنابراین تا وقتی مساله را آنجا حل نکردیم، خیلی نباید انتظاری داشت. (راستی اگر غرب خیلی نگران حقوق بشر بود، کمی به اسرائیل فشار می آورد تا حقوق فلسطینی ها را رعایت کند. رفتار رژیم اسرائیل یک آپارتاید تمام عیار است. احتمالا در مورد راشل کوری شنیده اید. او شهروند آمریکا بود و وقتی یک بولدزر می خواست خانه یک فلسطینی را خراب کند (یک لحظه خود را جای آن فلسطینی بگذاریم. اگر همین فردا با بولدزر بخواهند خانه مسکونی را روی سرمان خراب کنند چه احساسی خواهیم داشت؟)، جلوی بولدزر ایستاد و بولدزر هم او را له کرد!!! اما این قدر دولت آمریکا بی تفاوت بود که از شهروند خود دفاع نکرد. مثال هایی از این دست باز هم وجود دارد. اما آمریکا نه تنها به اسرائیل فشار نمی آورد، بلکه تمام قطع نامه های علیه اسرائیل سازمان ملل را وتو می کند.)

ب. اما چرا مساله اسرائیل این قدر دردسر ساز شده است. با مطالعات و برخوردهایی که با آمریکایی ها و یهودیان داشته ام، ریشه مشکل در نفوذ خیلی بالای صهیونیست ها (اصطلاح یهودی اصلا واژه صحیحی در اینجا نیست. بسیاری از یهود از اعمال صهیونیست ها تبری می جویند و هنگام حضور نخست وزیر اسرائیل در آمریکا علیه اسرائیل تجمع اعتراضی برگزار می کنند. یا در روز قدس به تظاهرات مسلمانان می پیوندند.) در ساختار سیاسی آمریکا است. این مساله این قدر روشن است که چاک هیگل، وزیر دفاع آمریکا صراحتا به آن اشاره کرده است (جالب است که همین اشاره هنگام گرفتن رای اعتماد از سنا برایش دردسرساز شده بود) و کتاب های متعدد در آمریکا در این موضوع نوشته شده است. طبق قوانین آمریکا، لابی کردن در کنگره آمریکا قانونی است و روند مشخصی دارد. خیلی ها هم توانسته اند از لابی کردن نتیجه بگیرند. همین اواخر فرقه رجوی هم برای لابی کردن بصورت رسمی ثبت نام کرد و احتمال بالا خروج اسم آنها از لیست گروهک های سیاسی نتیجه لابی غیر رسمی بوده است. اسرائیل (صهیونیست ها) از گذشته لابی قوی در کنگره آمریکا تشکیل داده است و در صورت اراده می تواند اثر چشمگیری در قوانین تصویبی آمریکا بگذارد. بسیاری از نمایندگان کنگره در مبارزات انتخاباتی متکی به کمک های مالی صهیونیست ها هستند و نظر آنها در رای این نمایندگان خیلی اثرگذار است. یک مثال بیاورم:

جیمی کارتر در دوران پس از ریاست جمهوری، کتابی در باب مساله فلسطین و اسرائیل نوشت و در کتاب شرح داد که اسرائیلی ها مقصرند و در برهه هایی می شد مساله رو حل کرد (طبق طرح آمریکا از جمله پیمان اسلو)، اسرائیل کارشکنی کرد. بعد در مصاحبه ای از او پرسیدند که تو که می گویی تقصیر اسرائیلی ها بود، چرا فشار نیاوردی؟ دولت آمریکا سالانه 7 ملیارد دلار به اسرائیل کمک می کند. به دولت اسرائیل فشار می آوردی که اگر همکاری نکنند، کمک های مالی را قطع می کنیم! کارتر هم پاسخ را ساده توضیح داد: هیچ کس در کنگره آمریکا موقع تنظیم بودجه به قطع کمک های ما به اسرائیل رای نخواهد داد!

یعنی حتی اگر رئیس جمهور آمریکا، بخواهد هم خیلی کارها را خلاف منافع صهیونیست ها نمی تواند انجام دهد. همانطور که می دانید، نخست وزیر اسرائیل عازم آمریکا است و دوشنبه با اوباما دیدار خواهد کرد و روز سه شنبه در سازمان ملل سخنرانی خواهد کرد. نانیاهو در مدت حضور خود، دستورات لازم را به لابی اسرائیل خواهد داد. برخی سناتورها از هر دو حزب از اکنون مخالف رابطه بهتر با ایران بدون تغییر عملکرد ایران هستند. در مجلس نمایندگان آمریکا هم اکثریت با جمهوری خواهان است که یک پارچه از اسرائیل حمایت می کنند. در سنای آمریکا هم با این که دموکرات ها اکثریت شکننده 52 از 100 دارند ولی در بین 52 نماینده دموکرات، 10 نماینده یهودی است!!! بنابراین هر دو مجلس اکنون تحت تاثیر شدید لابی صهیونیسم (بیش از حد متوسط و معمول) هستند که اهمیت آن را توضیح می دهم.

5. هدف از مذاکرات فعلی مشخص است. بنظرم این مذاکرات در وهله اول جهت تعلیق تحریم ها است.در بین تحریم ها هم، سنگین ترین تحریم، تحریم خرید نفت ایران یا عدم صادرات برخی تکنولوژی ها نیست. مهم ترین تحریم، تحریم مالی بانک های ایرانی و نظام مالی کشور توسط آمریکا است که اثرات بحران ساز بر اقتصاد کشور گذاشته است. تحریم های کمرشکن هم در اثر برنامه هسته ای ایران اعمال شده است. قبل از ادامه دو نکته:

الف. برخی ایرانیان این تحریم ها را بر سر دولت قبلی می کوبند و از سرزنش رییس جمهور قبلی فروگذاری نمی کنند. صد البته تیم قبلی هم تقصیراتی داشت ولی نباید فراموش کرد که این تحریم ها در نهایت کار دولت های غربی است. مردم ما باید متوجه باشند که در رتبه اول باید از دست غربی ها منزجر و شاکی باشند. حتی اگر جمهوری اسلامی از دید غربی ها یک حکومت یاغی باشد، این اوج رفتار غیر انسانی است که زندگی مردم یک کشور 75 ملیون نفری را به خاطر خطر افتادن احتمالی زندگی 7 ملیون شهروند اسرائیل گروگان بگیرند. تحریم های ایران از نظر تاریخی بی سابقه است و باید تعجب کرد که جمهوری اسلامی چطور این همه مدت دوام آورده است. جک لو، وزیر دارایی آمریکا اخیرا بیان کرد که تحریم های ایران سنگین ترین تحریم هایی است که در تاریخ علیه یک کشور اعمال شده است. این تحریم ها کاملا غیر انسانی، غیر منطقی و غیر قانونی (حتی همان طور که می دانید چندین مورد، دادگاههای کشور غربی هم به نفع برخی سازمان ها و شرکت های ایرانی رای داده اند. یعنی حتی طبق قانون داخلی آنها هم بخشی غیر قانونی است) است و اوج قساوت غربی ها را می رساند. البته این موضوع جدیدی نیست. هیچ گاه نباید سخن مادلین آلبرایت، وزیر خارجه سابق آمریکا، را فراموش کرد. در یک مصاحبه از او پرسید شد:

تحریم های عراق موجب مرگ 500 هزار کودک عراقی در اثر نبود خدمات بهداشتی-درمانی شده است. این رقم حتی بیش از کودکان کشته شده در حمله به هیروشیما است. آیا تحریم عراق ارزش آن را داشت؟ آلبرایت با خونسردی در پاسخ گفت: ما فکر می کنیم انتخاب سختی بود ولی ارزشش را داشت!

تازه تحریم های ایران از تحریم های عراق هم شدیدتر است. بنابراین نباید متهم اصلی را ول کنیم. مردم ما باید ماهیت این رژیم ها را بدانند که از سویی از حقوق بشر دم می زنند و از سویی در حق دست رسی به ابتدایی ترین حقوق یک انسان مانند تغذیه مناسب و دارو اخلال ایجاد می کنند.

ب. چرا آمریکا موفق شد این تحریم ها را اعمال کند؟ پاسخ در اجماع کشورهای صنعتی بلوک غرب و نفتی منطقه است. یعنی بدون موافقت ژاپن، کره جنوبی، اروپا و شیوخ خلیج این تحریم امکان پذیر نبود. اما چرا این اجماع بوجود آمد. به نظر بنده اگر برهه های زمانی را بررسی کنیم این اتفاق یک از پیامدهای انتخابات 88 بود. بعد از آن انتخابات نظام ایران از داخل تحت فشار قرار گرفته بود و مقبولیت بین المللی آن خدشه دار شده بود. در نتیجه آمریکایی ها به این نتیجه رسیدند که بهترین وقت برای فشار آوردن و امتیاز گرفتن است. شیوخ خلیج هم به عنوان متخاصم و همراه ظاهر شدند. البته اوج هنرمندی تیموتی گارتنر، وزیرا دارایی قبلی آمریکا، بود که توانست دنیا را علیه ما متحد کند. این کد اشتباه است که این تحریم ها را تنها گردن دولت قبل بیندازیم. در چهار سال اول دولت آقای احمدی نژاد هم چنین رویکردی وجود داشت ولی نتیجه فعالیت های غرب صدور سه قطع نامه در شورای امنیت سازمان ملل بود که اگر متن آنها را بخوانید، چندان تحریم های اثرگذاری نبودند. غرب در ایجاد تحریم جهانی علیه ایران بازمانده بود و حتی قطع نامه آخر بدون اجماع تصویب شد. اکنون هم از سه قطع نامه، دو قطع نامه منقضی شده است (چون به صورت مدت دار تصویب شده بود). یعنی دولت آقای احمدی نژاد توانسته بود برخی کشورها را رو در روی آمریکا قرار دهد. تنها بعد از انتخابات ایران بود که زمینه تحریم ایجاد شد. بنابراین ضمن این که رفتار دولت قبل هم قابل نقد است، اما نقش وقایع انتخابات 88 غیر قابل انکار است. موجب تاسف است که کمتر به این نتیجه رفتار آقایان موسوی و کروبی پرداخته می شود. طوری رفتار می شود که گویا این دو نفر مظلوم هستند و هیچ تقصیری نداشته اند. انگار نه انگار که این آقایان بستر را برای خارجی ها فراهم تر کردند. رفتار این آقایان تنها در صورت وقوع یک تقلب وسیع توجیه دارد. اما دلائل ایراد شده از سوی اصلاح طلبان و حامیان این دو نفر مبنی بر تقلب گسترده از دید بنده محکمه پسند نبودند (جالب است برخی استدلال های دفعه قبل مانند بالای 100% بودن مشارکت برخی حوزه ها یا خطی بودن نسبت آرا هنگام اعلام نتایج این دوره هم وجود داشت ولی اکثر آن افراد مدعی رخداد تقلب نشدند.). شرکت مردم در انتخابات بعدی از جمله انتخابات مجلس قبل از ریاست جمهوری نشان می دهد که اکثریت جامعه هم دلائل آنها را نپذیرفتند. البته اتفاقات رخ داده را نمی شود کاری کرد ولی باید هشیار بود که دوباره پیش نیاید و در آینده کسی اشتباهات آقایان موسوی و کروبی را تکرار نکند. فکر می کنم حتی اکثریت رای دهندگان به آقای موسوی هم اکنون به این نتیجه رسیده اند که کارهای او حتی در صورت تحقق تقلب عاقلانه نبود و اگر او همانند آقای هاشمی در جریان رد صلاحیت عمل کرده بود، اکنون رییس جمهور بود و جایگاه ایران خیلی بالاتر بود.

گفته شد هدف مذاکرات برداشتن تحریم ها است که آنهم با حل مساله هسته ای ایران ممکن است. تحریم های اعمال شده ماهیت متفاوت دارند. تحریم های اتحادیه اروپا توسط دولت ها اعمال شده و دولت های اتحادیه اروپا توانایی رفع آنها را دارند. اما تحریم های آمریکا توسط کنگره آن اعمال شده است و دولت آمریکا به تنهایی نمی تواند آنها را لغو کند. اشاره هم شد که مهم ترین تحریم، تحریم وضع شده از سوی کنگره آمریکا است. یعنی اگر اتحادیه اروپا همه تحریم ها را لغو کند، باز هم تا وقتی که سیستم مالی کشور نتواند فعالیت کند، اوضاع مشابه خرید و فروش نفت به هند و چین خواهد بود. یعنی اروپایی ها هم شبیه هند می توانند با ما معامله کنند ولی مشخص است که عمده مشکل وجود خواهد داشت. جالب است بدانید تحریم های عراق که اشاره شد، ده سال بعد از سقوط صدام در سال 2013 کاملا از سوی کنگره آمریکا لغو شد که نشان می دهد به این سادگی ها نیست. شرح داده شد که کنگره فعلا تحت تسلط رقبای آقای اوباما است و تحت نفوذ شدید لابی صهیونیست ها است. این روزها هم اختلاف اوباما و اکثریت جمهوری خواه کنگره، در اوج است و اوباما بعد از پنج سال هنوز هم نتوانسته است طرح بیمه درمانی خود را تصویب کند و ممکن است 2-3 روز دیگر دولت آمریکا تعطیل شود! بنابراین حل مساله هسته ای فعلا در گرو احساس رضایت دولت اسرائیل است. خواسته آنها هم کاملا واضح است: تعلیق کامل غنی سازی مشابه عملکرد آقای روحانی در دور قبل. حتی اگر این اتفاق هم رخ ندهد، باید امنیت اسرائیل تضمین شود و اسرائیل از فعالیت های هسته ای ایران دغدغه نداشته باشد. بنابراین حل مساله در گرو این است که یا ایران غنی سازی را متوقف کند یا به نوعی اعتماد غرب و اسرائیل جلب شود که با حفظ توانایی هسته ای فعلی، ایران به سوی فعالیت هسته ای نظامی نخواهد رفت. حالت اول تنها در صورتی قابل تصور است که رهبری ایران قبول کند که به غرب امتیاز بدهیم. اما حتی با قبول آن باز معلوم نیست دولت اسرائیل راضی شود. فراموش نکنیم همین تیم فعلی یعنی آقایان روحانی و ظریف با غرب مذاکره کردند و با وجود قبول تعلیق نامحدود و بعد قرارداد پاریس، جناح محافظه کار به رهبری جان بولتون اجازه ندادند همان قرارداد اجرا شود. یعنی آمریکایی ها قبلا در پاریس و بعد بیانیه سه جانبه ایران-ترکیه-برزیل نشان داده اند که قابل اعتماد نیستند. حالت دوم هم بدون رخ داد حالت اول دور از ذهن است! برای همین است که می گویم خیلی به مذاکرات خوشبین نیستم مگر این که دولت ایران خواسته های غرب را قبول کند که این دیگر هنری نیست و هر دولتی می تواند امتیاز بدهد! کاملا واضح است که مشکل مذاکرات هسته ای کجاست. غرب به صورت قلدرمآبانه می خواهد که ایران از حقوق عادی هر کشور عضو ان پی تی تنها به دلیل احتمال انحراف برنامه هسته اش چشم پوشی کند. حتی اگر در مرحله هسته ای هم موفقیت هایی حاصل شود، عادی سازی ابطه با آمریکا بدون حل مساله فلسطین ممکن نیست. برای همین تا وقتی که ما مشکل خود را با اسرائیل حل نکرده باشیم، نمی توان امید رابطه عادی با آمریکا داشت. اما ممکن است واقعا تیم آقای روحانی این قدر زرنگ و حرفه ای باشد که به نتیجه مطلوبی در قضیه هسته ای برسد که تا چند ماه آینده می توان قضاوت کرد (البته اشاره شد که همین تیم قبلا دو سال فرصت داشت و ظاهرا کاری از پیش نبرد). از سوی دیگر باید در نظر داشت، چرا باید آمریکا انگیزه داشته باشد که تحریم ها را معلق کند؟ وقتی این تحریم ها جواب داده است چرا باید آمریکا منصرف شود؟ نظامی که براحتی کشته شدن 500 هزار کودک را جائز می داند، چرا باید به دلخواه خود رفتار متفاوت داشته باشد؟ تنها انگیزه آمریکایی ها برنامه هسته ای ایران است که فعلا کفه قدرت به نفع آنهاست. یعنی کافی است در ازای امتیازاتی، برنامه هسته ای ایران معلق شود تا آمریکا دیگر امتیازی ندهد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :549
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...